تعريف بيمارى‌هاى غيرقابل انتقال هميشه تاحدى مبهم بوده است و يک اصطلاح واضح براى آن‌دسته از بيمارى‌هايى که تحت اين عنوان کلى ناميده مى‌شوند، ابراز نشده است. توضيح دفتر اروپايى سازمان جهانى بهداشت در سال ۱۹۶۵ راجع به بيمارى‌هاى غيرقابل انتقال به شرح زير است:


تاکنون هيچ تعريف پذيرفته‌شده‌اى براى بيمارى قابل انتقال (حاد) يا غيرقابل انتقال (مزمن) بدست نيامده است. بعضى برآنند که بيمارى قابل انتقال (حاد) به‌طور معمول يک حمله منفرد و کوتاه‌مدت دارد که پس از آن بيمار به فعاليت عادى خود بازمى‌گردد، درحالى که در بيمارى غيرقابل انتقال (مزمن) دوره بيمارى طولانى است و بيمار به‌طور دائم کم يا بيش ناتوان مى‌ماند. همچنين اينطور اظهارنظر مى‌شود که با پيشرفت فناورى، مرز بين حالت‌هاى قابل انتقال (حاد) و غيرقابل انتقال (مزمن) مبهم‌تر شده است.


کميسيون بيمارى‌هاى مزمن آمريکا تعريف زير را براى بيمارى غيرقابل انتقال (مزمن) ارائه نموده است:


همهٔ کاستى‌ها يا انحراف‌ها از حالت عادى که يک يا چند ويژگى از موارد زير را دارا باشد:


- دايمى باشد.

- پس از آن ناتوانى برجاى بماند.

- به‌سبب تغييرهاى بيمارى‌شناختى بازگشت‌ناپذير ايجاد شده باشد.

- بازتوانى بيمار نيازمند آموزش‌هاى ويژه باشد.

- مدت زيادى سرپرستي، مشاهده و مراقبت لازم باشد.


تفکيک بيمارى‌هاى غيرقابل انتقال و عفونى تنها براساس عامل عفونى (عوامل محيط زيستي) اين مشکل را ايجاد مى‌کند که رابطه ميکروارگانيسم‌ها بخصوص ويروس‌ها را با بيمارى‌هاى غيرقابل انتقال مختلف (ازجمله سرطان کبد، سرطان دهانهٔ رحم، لنفوم) که به اثبات رسيده است، ناديده مى‌گيرد. از سوى ديگر، بُعد زمانى بيمارى است که اگر تنها بيمارى‌هاى با دوره طولانى را غيرقابل انتقال بناميم ممکن است در بسيارى از بيمارى‌هاى قابل انتقال (عفوني) و ازجمله سل، تب‌مالت، يا عوارض هپاتيت ويروسى با حالت مزمن يا عوارض طولانى بيمارى مواجه باشيم و اگر بيمارى‌هاى حاد با دوره کوتاه را قابل انتقال (عفوني) بناميم آنگاه مسائلى چون حوادث و سوانح که ناگهانى بوده، در بيشتر موارد دوره‌هاى کوتاه‌مدت دارد و فاقد عوامل بيمارى‌زاى زنده هستند، ما را در طبقه‌بندى دچار مشکل مى‌کند.