پيشگيرى اوليه

به مردم بايد دربارهٔ دفع بهداشتى مدفوع و شستشوى دست‌ها بعد از اجابت مزاج و قبل از خوردن غذا و رعايت موازين بهداشتى مربوط به جلوگيرى از انتقال مدفوعى - دهانى آموزش داد.


احتمال دارد ايمونوگلوبولين‌هائى که از سرم اهداءکنندگان اروپائى و آمريکائى تهيه مى‌شود، تأثيرى بر پيشگيرى از بروز اين بيمارى نداشته باشد. همچنين طى اپيدمى هپاتيت در الجزاير، مصرف سرم گلبولين ايمن (ISG) ساخت فرانسه در اتباع فرانسوى مقيم الجزاير، هيچگونه تأثيرى بر ميزان بروز بيمارى نداشته و بررسى ISGهاى محلى نيز نتايج متضادى به‌ بار آورده است. و نيز مطالعهٔ کنترل‌شده‌اى که درخلال يکى از همه‌گيرى‌هاى هپاتيت E در هندوستان صورت گرفته، تفاوت مهمى در ميزان بروز بيمارى در دريافت‌کنندگان ايمونوگلوبولين و ساير افراد، مشاهده نگرديده است. البته در يک فقره، مطالعهٔ کنترل‌ نشده طى يکى از اپيدمى‌هاى بيمارى در کشمير، به ۲۰۰۰ زن آبستن ISG تجويز گرديد و هيچ موردى از هپاتيت در بين آنها يافت نشد. ايمن ‌سازى ميمون‌هاى Cynos با پروتئين trpE-C2 وابسته به ويروس هپاتيت E منجر به ايمنى در مقابل ابتلاء به هپاتيت E در اين حيوان‌ها گرديده و بدون ايجاد تغيير سرولوژى و هيستولوژى هپاتيت، منجر به توليد پادتن‌هاى IgM و IgG ضد ويروس هپاتيت E شده است که خود مى‌تواند نويدبخش توليد واکسن انسانى ضد هپاتيت E در آينده باشد.


طى مطالعه‌اى ميزان تأثير ايمونوگلوبولين‌هاى توليدشده در هندوستان را در خلال يک همه‌گيرى هپاتيت E به زنان باردار تجويز نموده، مشاهده کرده‌اند که ۱۰ نفر از ۵۵ زن باردارى که اين فراورده را دريافت کرده‌اند، طى يک پيگيرى يک‌ماهه واجد پادتن IgM ضدويروس هپاتيت E (Anti-HEV) گرديده‌اند. در حالى که در گروه شاهد، ۱۸ نفر از ۵۳ نفر، واجد پادتن مذکور شده‌اند ولى از نظر بالينى اختلاف معنى‌دارى بين دو گروه وجود نداشته است و در مجموع به اين نتيجه رسيده‌اند که ايمنى مختصرى که حاصل شده است ناشى از وجود عيار پائينى از IgG ضدويروس هپاتيت E در ايمونوگلوبولين‌هاى هندى بوده است و توصيه کرده‌اند طى همه‌گيرى‌هاى اين بيماري، از ISGهائى که حاوى مقادير بالائى از پادتن‌هاى ضد HEV هستند، استفاده شود.

پيشگيرى ثانويه

در هپاتيت E نيز مانند هپاتيت A مواظبت‌هاى روده‌اى درخلال روزهاى اول شروع بيمارى و دفع بهداشتى مدفوع و گزارش به مراکز بهداشت محلى توصيه شده است و همچنين بررسى تماس‌يافتگان و مراقبت از تماس‌يافتگان خانوادگى و ساير افراد در معرض خطر مورد تأکيد قرار گرفته است.

پيشگيرى ثالثيه

مراقبت صحيح از مبتلايان به هپاتيت برق‌آسا (فولمينانت) و آنسفالوپاتى کبدى لازم است.

ساير اقدام‌هاى کنترلى

اقدام‌هائى که طى طغيان‌ها، همه‌گيرى‌ها و پاندمى‌هاى بيمارى بايد انجام داد: از آنجا که اپيدمى‌هاى بيماري، حالت ناگهانى و انفجارى دارد و در واقع نوعى همه‌مگيرى لحظه‌اى (Point Epidemic) مى‌باشد و همچون وبا ناگهان باعث ابتلاء عدهٔ کثيرى مى‌گردد، لازم است تجهيزهاى بيمارستانى و آزمايشگاهي، اعم از کارکنان پزشکي، پرستارى و خدماتى و تخت بيمارستانى و سرم قندي، گلوکز هيپرتونيک، لاکتولوز، متوکلرپراميد و تجهيزات و مواد آزمايشگاهى جهت انجام آزمون‌هاى فعاليت کبدي، به‌اندازه کافى در دسترس باشد.


نکته ديگرى که لازم است در طى همه‌گيرى‌هاى بيمارى بويژه در بيمارستان‌هاى محل بسترى اين بيماران رعايت شود، دفع بهداشتى مدفوع و ساير فضولات بيماران است تا از آلودگى‌ ثانويه آبهاى زيرزمينى سطحى و آب لوله‌کشى شهر به‌ وسيله فاضلاب آلوده بيمارستان‌ها جلوگيرى به‌عمل آيد. تعيين نحوهٔ انتقال ويروس، درخلال اپيدمى و از بين بردن منابع مشترک، شناسايى جمعيت در معرض خطر و جلوگيرى از آلودگى آب و غذا با مدفوع و امثال اينها. براى مثال، در اپيدمى هپاتيت E در کرمانشاه، اقدام‌هاى زير، انجام شد:


استناد به اولين تجربه در ايران (همه‌گيرى کرمانشاه): از آنجا که بيمارى بصورت همه‌گير و به ‌طور عمده دربين ساکنان بخش‌هائى از شهر عارض شده بود که آب لوله‌کشى آنها از رودخانه قرسو تأمين مى‌شد و نظر به‌ اينکه در اپيدمى‌هاى قبلي، ساير بيمارى‌هاى منتقله از طريق آب همراه آلودگى آب‌هاى آشاميدنى به فاضلاب اماکن انساني، به‌ اثبات رسيده بود مسير عمده‌ترين فاضلاب شهر که متأسفانه به قبل از تصفيه‌خانه، تخليه مى‌شد به بعد از آن منحرف گرديد و از آنجا که على‌رغم آلودگى آب رودخانه به انواع و اقسام ويروس‌ها و باکترى‌ها فقط همه‌گيرى هپاتيت E عارض شده بود و تغييرى در ميزان بروز ساير بيمارى‌هاى منتقله از طريق آب به‌چشم نمى‌خورد، اين تصور پيش آمد که ميزان کلرى که به‌ آب‌ها افزوده مى‌شود هر چند مى‌تواند باعث از بين بردن ارگانيسم‌هائى مانند سالمونلا، شيگلا، اشريشياکولى و همانندهاى آن بشود، ولى به ‌احتمال قريب به‌يقين، بر ويروس هپاتيت E تأثيرى نداشته است و بنابر اين بر ميزان کُلُر آب‌ها نيز افزوده شد و مردم از طريق سيماى مرکز کرمانشاه و يکى از هفته‌نامه‌هاى بسيار فعال و متعهد محلى (باختر) و تريبون نماز جمعه و معلمان مدارس و ايراد سخنرانى در مدارس، در جريان امر، قرار گرفتند و به مصرف آب‌هاى جوشيده دعوت شدند، ولى اى کاش همين اقدام‌هاى روبنائى سهل‌الوصول، قبل از شروع اپيدمى انجام مى‌شد تا بيش از بيست‌ نفر جوان که بيشتر آنها را زنان آبستن تشکيل مى‌دادند، در اثر ابتلاء به اين بيمارى قابل پيشگيري، جان خود را از دست ندهند و نام مردم کرمانشاه و بلکه مردم ايران، از اين پس در کتب و مقاله‌هاى پزشکى به‌ عنوان قربانيان هپاتيت E ثبت نگردد و دامنهٔ بيماري، از اين استان به ساير استان‌ها و بلکه سايرکشورهاى منطقه گسترش نيابد.


اقدام‌هائى که طى بروز حوادث و سوانحى مانند سيل، زلزله، آتشفشان، جنگ و امثال آن بايد انجام داد: کنترل همه‌گيرى رعب و وحشت، از طريق رسانه‌هاى گروهى گام اول است. همچنين طى حوادثى که منجر به تجمع مردم در کنار يکديگر مى‌شود، بايد به بهداشت محيط و در اين مورد بخصوص به بهداشت آب، توجه شود.