تب روماتيسمى در سراسر جهان رواج دارد، ولى شيوع آن در برخى جوامع بيشتر است و اين افزايش در ميان مردم کم‌درآمد که به‌طور معمول دچار انواع بدى تغذيه‌ هستند، فراوان‌تر است. انبوه جمعيت و فراوانى افراد خانوار، شايد به‌ علت پراکندگى آسان عفونت استرپتوکوکي، بيشتر مايهٔ انتشار بيمارى مى‌شود و از همين‌رو تب روماتيسمى در گروه‌هاى جمعيتى مرفه ــ‌حتى پيش از پيدايش پادزيست‌ها و درمان بايستهٔ عفونت استرپتوکوکى نيزــ آشکارا کمتر بوده و از آن پس رو به نابودى گذارده است. در اين زمينه، دانمارک نمونه گويائى است، زيرا مورد بروز تب روماتيسمى از دويست در ۰۰۰/۱۰۰ نفر در سال ۱۸۶۰ به حدود صفر در سال ۱۹۶۲ کاهش يافت. در ايالات‌متحده آمريکا نيز، ميزان مرگ‌ومير اين بيمارى از حدود ۷ در ۰۰۰/۱۰۰ نفر در سال ۱۹۱۰ به حدود صفر در ۱۹۷۷-۱۹۷۰ رسيد. و اين کاهش پيش از پيدايش پنى‌سيلين روى داده بود. در ژاپن شيوع روماتيسم قلبى در کودکان آموزشگاهى از ۶/۴ نفر در هزارنفر در سال ۱۹۵۸ به ۱/۰ نفر در هزارنفر در ۱۹۷۱ کاهش يافت و چنين روندى در ديگر کشورهاى پيشرفته نيز ديده مى‌شود.


برخلاف آنچه که دربارهٔ کاهش تب روماتيسمى در کشورهاى پيشرفته گفته شد، روماتيسم قلبى چنين کاهش چشمگيرى ندارد و بويژه مرگ‌ومير ناشى از آن همچنان قابل توجه است. شايد وجود گونه‌هاى خفيف بيمارى تب روماتيسمى که به‌هنگام بروز کمتر مورد توجه قرار مى‌گيرند، يا آزردگى‌هاى ناچيز قلب که در آغاز بيمارى شناخته نمى‌شوند و به آهستگى پيشرفت مى‌کنند و به‌ گونه‌هاى کم‌وبيش پيشرفته بيمارى منجر مى‌شوند، سرچشمه چنين پديده‌اى باشد. به همين دليل مرگ‌ومير به علت اين بيمارى در کشورهاى پيشرفته جهان همچنان چشمگير است؛ به‌ طورى که در بلغارستان ۳/۳ نفردر صدهزار نفر و در فرانسه ۴/۰ نفر در صدهزار، در سنين ۱۵ تا ۲۴ سالگى گزارش شده است.


به ‌غير از آنچه که درباره کشورهاى پيشرفته گفته شد، تب روماتيسمى و روماتيسم قلبى در گروه‌هاى ۵ تا ۳۰ ساله، همچنان از علل مهم بيمارى قلب و در شمار فراوان‌ترين بيمارى‌هاى قلب در کشورهاى در حال گسترش است و ۲۵ تا ۴۰% کل بيمارى‌هاى قلب در اين کشورها را شامل مى‌شود. مى‌دانيم که ۳۳ تا ۵۰% بيماران قلبى ــ‌بسترى يا سرپائى‌ــ تمام مراکز درمانى هندوستان را بيماران مبتلا به روماتيسم مزمن قلبى تشکيل مى‌دهند و اين نسبت در فرانسه ۳% و در مستعمره‌هاى قديمى آن در آفريقا مانند تونس ۲۹% و در آفريقاى سياه ۱۳% است و طبق بعضى از ارزيابى‌هاى کلي، بروز سالانه اين بيمارى در کشورهاى جهان‌سوم بين ۱۵ تا ۲۰ ميليون نفر است. حتى در کشورهاى پيشرفته و صنعتى چنان‌که بررسى ده‌ساله در استراليا نشان مى‌دهد، شيوع بيمارى در حاشيه‌نشين‌ها و مهاجران، فراوان‌تر از جمعيت بومى و مرفه آن سرزمين‌ها است.