ليشمانيوز احشايى يا کالاآزار
ليشمانيوز احشايى يا کالاآزار

ليشمانيوزها بيمارى‌هاى انگلى هستند که توسط انگل‌هاى تک‌ياخته از جنس ليشمانيا ايجاد مى‌شوند. ليشمانياها از گروه تاژکداران خونى و بافتى هستند که در دوران زندگى خود به دو شکل ديده مى‌شوند: ليشمانيائى يا آماستيگوت (Amastigote) يعنى بدون تاژک که در بدن ميزبان پستاندار وجود دارد؛ و شکل لپتومونايى يا پروماستيگوت (Promastigote) يعنى داشتن تاژک در قسمت قدامى که در بدن پشه خاکى و نيز محيط کشت يافت مى‌شود.


ليشمانيائى يا آماستيگوت
ليشمانيائى يا آماستيگوت

در انسان، بيمارى ناشى از ليشمانياها يا بصورت بيمارى جلدى خالص (ليشمانيوز جلدي) است يا پوست و مخاط. هر دو، را گرفتار مى‌سازد که به آن ليشمانيوز جلدى - مخاطى گفته مى‌شود يا اينکه به شکل عمومى (سيستميک) تمام بدن را فرا مى‌گيرد که به ليشمانيوز احشايى يا کالاآزار (Kala azar) معروف است. گونه‌هاى مختلف ليشمانيا در زمان‌هاى قديم و معاصر مسبب ايجاد بيمارى‌هاى فوق هستند و به همين دليل ليشمانيوز، يک بيمارى خاص نيست، بلکه بيمارى‌هاى متعددى را شامل مى‌شود که از لحاظ اپيدميولوژى و کنترل به کلى متفاوت هستند، ولى ازجهت علايم بالينى امکان دارد بعضى از آنها در قسمتى از مراحل يا تمام مراحل بيمارى يکسان باشند.


لپتومونايى يا پروماستيگوت
لپتومونايى يا پروماستيگوت

در ايران، مشکل اصلى ليشمانيوزهاى جلدى و احشائى است. مواردى از ليشمانيوز مخاطى که در ايران مشاهده شده است، بيشتر در مخاط و در مجاورت پوست بوده و به تدريج ضايعه آن را فرا گرفته است، مانند لب، پلک و ابتداى بيني؛ تنها يک مورد ليشمانيوز مخاطى در سال ۱۳۷۱ توسط آقاى دکتر طوسى و همکاران از بخش پوست بيمارستان لقمان حکيم گزارش شده است. بنابر اين، در اين نوشتار به‌بحث در مورد ليشمانيوزهاى جلدى و احشائى بسنده مى‌کنيم. در ايران ليشمانيوزهاى جلدى به‌طور معمول به نام سالک خوانده مى‌شوند و توسط دو نوع انگل، ليشمانيا تروپيکا (Leishmania tropica) و ليشمانيا ماژور (Lishmania major)، ايجاد مى‌شوند. ليشمانيا تروپيکا عامل ليشمانيوز جلدى شهرى و ليشمانيا ماژور عامل ليشمانيوز جلدى روستائى است.


در هر دو نوع ليشمانيوز، پس از طى دورهٔ نهفتگى (کمون) که چند هفته تا چند ماه به درازا مى‌انجامد، ابتدا در محل نيش، پاپول پايدار مى‌شود که زير آن به تدريج گرانولومى ايجادشده، پوست روى‌ آن زخم مى‌شود و عفونت اضافى نيز عارض مى‌شود. به‌طورى که پس از گذشت يک تا دو ماه زخمى به قطر يک تا دو سانتى‌متر با کبره، به‌همراه ترشح کم يا زياد يا بدون ترشح ظاهر مى‌شود. چندين ماه و گاه بيش از يک سال طول مى‌کشد تا اين زخم بهبود کامل پيدا کند. پس از بهبود، جوشگاه تا آخر عمر باقى مى‌ماند و ايمنى نيز به‌ طور معمول تا آخر عمر تداوم مى‌يابد. مى‌گويند بيشتر زمان‌ها ليشمانيوز جلدى شهرى به شکل سالک خشک و ليشمانيوز جلدى روستائى بصورت سالَک مرطوب تظاهر مى‌کند. (در سالَک مرطوب، زخم بزرگتر و ميزان چرک و ترشح بيشتر است). ولى اين امر عموميت ندارد و در بسيارى از موارد خلاف حالت‌هاى بالينى بالا ديده شده است. ليشمانيوز جلدى شهرى و روستايى تفاوت‌هاى همه‌گيرى شناختى مشخصى دارند که در ادامه شرح داده خواهد شد. در ليشمانيوز جلدى شهرى گاه بيمارى پس از بهبود ظاهرى به‌شکل لوپوئيد (Lupoid) در مى‌آيد که سال‌ها طول مى‌کشد و احتمال دارد از اين ضايعه‌ها تعداد کمى انگل باقى‌بماند و بتواند توسط پشه خاکى باعث انتقال بيمارى شود.


در ليشمانيوز احشائى يا کالاآزار بيمارى به ‌پوست محدود نمى‌شود و تمام بدن را فرا مى‌گيرد. دورهٔ کمون بيمارى به‌ طور متوسط چند ماه است. چون بيمارى بيشتر در ارتباط با سيستم رتيکولوآندوتلياى است، نشانه‌هاى آن به آلودگى شديد اين سيستم، يعنى بزرگى طحال، بزرگى کبد، بزرگى عقده‌هاى لنفاوي، آلودگى مغز استخوان ــ‌که منجر به کم‌شدن فعاليت طبيعى آن ‌دو در نتيجه کم‌خوني، لکوپنى و ترومبوسيتوپنى (Thromboaytopeny) مى‌شود‌ــ مربوط مى‌باشد و به‌ طور معمول بر نشانه‌هاى فوق، تب، لاغري، خونريزى و عفونت‌هاى اضافى افزوده مى‌شوند. وقتى عفونت به مرحلهٔ بروز علايم بالينى واضح رسيد، در صورت عدم درمان، در بيشتر موارد کشنده است.