سير طبيعى

پس از گذشتن دورهٔ نهفتگى دو سه هفته‌اي، برحسب اينکه مبتلايان در چه سنى باشند ميزان عفونت بدون علامت بالينى درحدود ۳۰ تا ۷۰% موارد مى‌باشد و در مواردى که بدون علايم اختصاصى اوريون تظاهر مى‌نمايد، بيشتر بصورت بيمارى تبدار در دستگاه تنفس فوقاني، عارض مى‌گردد، ولى اوريون کلاسيک بعد از سپرى شدن دورهٔ نهفتگي، با علايم غيراختصاصى کسالت، بى‌اشتهايي، سردرد، درد ماهيچه‌اى و تب خفيف، شروع مى‌شود و در ۷۰% موارد درعرض يک تا دو روز، علايم تورم و درد غدد بناگوشي، ابتدا بصورت يک‌طرفه و درعرض ۴ تا ۵ روز بصورت گرفتارى دوطرفه، ظاهر مى‌گردد. تنها در ۳۰% موارد، ممکن است تورم، يک‌طرفه باشد.


تورم غدد بناگوشي، درعرض يک تا ۳ روز افزايش يافته، درحدود يک تا ۳ روز ديگر، بدون تغيير، باقى مى‌ماند و سپس درعرض يک هفته بتدريج فروکش مى‌نمايد. به‌عبارت ديگر تورم به‌مدت يک تا ۲ هفته طول مى‌کشد و ادم گوده‌گذار جلو جناق نيز در %۵ موارد، عارض مى‌شود.

تورم غدد بزاقى

در ۷۰% موارد بروز مى‌نمايد و غدد بناگوشي، بيشترين شيوع را دارا بوده و در دوسوم از موارد، دوطرفه مى‌باشد، غدد تحت فکى و زيرزبانى نيز با شيوع کمترى گرفتار مى‌شوند، ولى اين گرفتارى تقريباً هرگز به‌تنهايى اتفاق نمى‌افتد.


ارکيت در ۲۰ تا ۳۰% مردان بعد از سنين بلوغ و به‌طور معمول ۷ تا ۱۰ روز بعد از تورم غدد بناگوشى ظاهر مى‌شود و در ۳ تا %۱۷ موارد دوطرفه است. البته آتروفى بيضه در نيمى از مردان مبتلا به اوليون، اتفاق مى‌افتد، ولى نظر به اينکه در بيشتر موارد يک‌طرفه است، عقيمى نيز نادر مى‌باشد. اپيديديميت در ۸۵% موارد همراه با ارکيت عارض مى‌شود.


تورم تخمدان‌ها در ۵% موارد، بروز مى‌کند و شديدترين تظاهر اوريون است و بندرت ممکن است باعث ايجاد اختلال در بارورى و منوپوز نيز بشود.


تورم سمينال وزيکول و پروستات، بارتولينيت، ماستيت، التهاب تيروئيد و بزرگى تيموس در موارد نادرى عارض مى‌گردد.


افزايش تعداد سلول‌هاى مايع نخاع، بدون وجود علايم عصبى در ۵۰ تا ۶۵% موارد و مننژيت با علايم باليني، در نصف آنهايى که مايع نخاعى غيرطبيعى دارند، روى مى‌دهد. اين عارضه حدود ۲ تا ۱۰ روز بعد از ظهور تورم غدد بناگوشى ظاهر مى‌گردد و در مردان ۳برابر زنان ديده مى‌شود. مننژيت اوريونى به‌طور ثابتى خود محدودشونده است و گاهى از خود، شکل پايا، بويژه کري، باقى مى‌گذارد.


آنسفاليت بعد از عفونت، بسيار نادر است و پيش‌آگهى بدرى دارد و حدود ۱۰ تا ۱۴ روز پس از تورم غدد بزاقي، بروز مى‌نمايد (ديرتر از مننژيت) و در بيشتر موارد با شکل‌هاى پايا همراه است.


آنسفالوميليت - نوريت اعصاب مغزى ۲، ۳، ۶، ۷ و ۸ پلى‌نوريت و سندروم گيلن‌باره لابيرنيت، کونژنکتيويت، کراتيت، ايرئيت، پورپوراى اترومبوسيتوپنيک، اسپلنومگالى و آندوکارديت، در موارد نادرى عارض مى‌گردد.


ميوکارديت و پريکارديت نيز در موارد نادرى بروز نموده، ولى ميوکارد بيش از دو لايهٔ ديگر قلب گرفتار مى‌شود و تغييرات الکتروکارديوگرافيک، در ۳ تا ۱۵% موارد وجود دارد.


نفريت با مرگ‌ومير، همراه مى‌باشد.

کرى عصبى

به‌طور معمول يک‌طرفه است و تنها در ۲۰% موارد ممکن است دوطرفه باشد. در ۷۵% موارد در کودکان ظاهر مى‌شود و غيرقابل برگشت است.


آرتريت در عرض يک تا ۲ هفته پس از کاهش تورم غدد پاروتيد ممکن است ظاهر شود و در بزرگسالان جوان شايعتر است و بيشتر بصورت پلى‌آرتريت مهاجر مفاصل بزرگ تظاهر مى‌کند و به‌طور کامل بهبود مى‌يابد، اين عارضه در مردان ۲۰ تا ۳۰ ساله، شايعتر است.


هپاتيت (بروز يرقان) بسيار نادر است.

داغ‌هاى اوريون

۱. عقيمى

۲. کرى عصبى

۳. عوارض ناشى از آنسفاليت وخيم

علل عمدهٔ مرگ در اوريون

۱. آنسفاليت

۲. ميوکارديت

۳. نفريت


اين بيمارى گرچه در زنان آبستن شايع نمى‌باشد، ولى به‌احتمالى باعث افزايش خطر بروز سقط و زايمان زودرس مى‌گردد. البته آبستنى باعث افزايش شيوع يا وخامت عوارض اوريون نمى‌شود و طى پژوهشى که برروى ۵۰۱ زن آبستن مبتلا به اين بيمارى انجام‌شده، مشخص گرديده است که خطر بروز ناهنجارى جنيني، بيش‌از افراد کنترل نبوده است و از اينها گذشته، اوريون مادرزادي، عارضهٔ بسيار نادرى مى‌باشد.

سرواپيدميولوژى

پادتن خنثى‌کنندهٔ اختصاصى در دورهٔ نقاهت بيمارى در خون بيماران، قابل بررسى بوده، تا پايان عمر، باقى مى‌ماند. پادتن‌هاى HI و FC حدود يک تا ۳ هفته بعد از شروع بيماري، قابل بررسى مى‌باشند و به‌طور معمول درعرض ۳ تا ۶ هفته به حداکثر ميزان خود مى‌رسند.


به‌تقريب ۷۵-۸۰% بزرگسالانى که در مناطق شهرى و نيمه‌شهري، بسر مى‌برند، داراى شواهد سرولوژى ايمنى نسبت به اوريون هستند. شايان ذکر است که پادتن‌هاى IgM و IgG ضد ويروس اوريون را مى‌توان به‌وسيله آزمون‌هاى ELISA يا ”فيکساسيون کمپلمان“ مورد بررسى قرارل داد، ولى IgA به‌وسيله آزمون ايمونوفلورسانس غيرمستقيم قابل بررسى مى‌باشد و در تشخيص زودرس بيمارى مفيد واقع مى‌شود. همچنين از آزمون ايمونوفلورسانس به‌منظور يافتن ويروس در ترشح‌هاى دهانى و ديگر نمونه‌هاى بالينى هم مى‌توان استفاده کرد که از ارزش و اعتبار والايى برخوردار مى‌باشد.