پيشگيرى اوليه

- ارتقاى آگاهى‌هاى بهداشتى مردم درمورد اين بيمارى و راه‌هاى کنترل آن.


- به افراد مبتلا بايد تعليم داده شود که دچار يک بيمارى مسرى هستند و درصورتى که با زنان باردار، درتماس باشند ممکن است ويروس را منتقل نموده، فاجعه‌اى بيافرينند.


- در بيمارستان‌ها و مؤسسه‌هاى شبانه‌روزي، بيمارانى که مشکوک به ابتلا به سرخجه هستند، بايد از تماس با ديگران خوددارى نمايند.


- لازم است کودکان و بزرگسالان مبتلا، به‌مدت يک‌هفته پس از بروز بثورات پوستي، از رفتن به مدرسه و حضور در محيط کار، اجتناب نمايند.


- ايمنى مادر، اثر مطلقى بر محافظت جنين ندارد و انتقال ازطريق مادر ايمن نيز به جنين، گزارش شده است و بنابراين کارکنان بيمارستانى که دوران باردارى را مى‌گذرانند، حتى اگر ايمنى آنها به‌اثبات رسيده است، نبايد از بيماران مبتلا به سرخجه، مراقبت نمايند.


- واکسن زنده ضعيف‌شده ويروس سرخجه (۳/۲۷ RA) که در محيط کشت سلول ديپلوئيد انساني، تهيه شده است، از سال ۱۹۷۹ جانشين سوش قبلى HPV ۷-DE گرديد و تنها بصورت زيرپوستى قابل تلقيح مى‌باشد. اين واکسن را هم بصورت مونووالان و هم به‌همراه واکسن اوريون و سرخک بصورت پلى‌والان تهيه نموده‌اند و کنترل‌هاى بعدى نشان داده است که:


۱. اين واکسن باعث توليد پادتن‌هاى HI ضدسرخجه، در بيش از ۹۵ درصد افراد حساس مى‌شود. اين واکسن موجب توليد IgA هومورال و ترشحى مى‌گردد که خود حاکى از قدرت بالاى آن است.


۲. ايمنى حاصله بيش از واکسن‌هاى قبلي، به ايمنى ناشى از عفونت طبيعي، شباهت دارد. به‌طورى که سطح پادتن توليدي، بدون کاهش چشمگير، حداقل به‌مدت ۱۵ سال در حد بالايى باقى مى‌ماند. شايان ذکر است که در حال حاضر در انستيتو رازى ايران واکسن سرخجه از سوش TAKAHASHI که از ژاپن وارد شده و به‌سلول ديپلوئيد انساني، عادت داده شده است، تهيه مى‌گردد و ايمنى‌زايى آن با سوش RA27/3 قابل قياس مى‌باشد.

موارد مصرف واکسن سرخجه

۱. در کودکان بين ۱۲ ماهگى و بلوغ، درصورتى که واکسن پلى‌والان حاوى پادگن سرخک بکار برده شود، جهت حصول نتيجه مطلوب‌تر برعليه سرخک، بهتر است تلقيح آن تا بعد از ۱۵ ماهگى به‌تعويق افتد و دوز دوم بصورت MMR در سنين قبل از مدرسه، تزريق شود.


۲. در افراد مذکر نوجوان و جوان


۳. در زنان نوجوان و جوانى که آبستن نيستند (زنان تا سه ماه بعد از واکسيناسيون نبايد آبستن شوند).


۴. کارکنان بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و مربيان مهدکودک‌ها بايد به‌اجبار ايمن‌سازى شوند تا از انتقال بيمارى به خود آنها و درنهايت به ديگر تماس‌يافتگان جلوگيرى شود.


مطالعهٔ زنانى که به‌طور غيرعمدى به فاصلهٔ کوتاهى قبل يا بعد از شروع آبستنى با اين واکسن ايمن‌سازى شده‌اند، نشان داده است که ويروس مى‌تواند از سد جفتى عبور نموده، در بعضى از موارد به جنين نيز برسد، ولى مطالعهٔ ۴۰۰۰ مورد از نوزادانى که طى دوران جنينى جزء اين گروه بوده‌اند، هيچگونه نقص جنينى را نشان نداده است. همچنين ويروس موجود در واکسن را حدود سه‌هفته پس از واکسيناسيون، از خون افراد ايمن‌سازى شده جدا کرده‌اند، ولى تعداد کمى از ويروس‌ها ممکن است بين هفتهٔ اول تا سوم بعد از ايمن‌سازى در حلق يافت شوند، اما انتقال ويروس موجود در حلق اين اشخاص به‌ديگران به‌نظر مى‌رسد خيلى جزئى و بى‌اهميت باشد. زيرا تعداد و مدت زمان ترشح آن کم و نامنظم است.


اين واکسن بصورت خشک و غيرمايع عرضه مى‌شود و پس از تبديل آن به شکل مايع بايد در دماى ۲ تا ۸ درجه سانتيگراد يا سردتر نگهدارى شود و از تابش نور نيز دور نگه‌داشته شود.

عوارض واکسن

شيوع عوارض ناشى از واکسيناسيون سرخجه درحدود ۱۵% است. آرتريت و آرترالژى و حالت کسالت، به‌طور کلى حدود ۳ تا ۲۵ روز بعد از واکسيناسيون، شروع مى‌شود و يک الى يازده روز دوام پيدا مى‌کند. اين عارضه بيشتر در زنان بزرگسال و با شيوع کمترى در کودکان بروز مى‌نمايد. شيوع اينگونه عوارض، نسبت مستقيمى با سن دارد و به‌طور کلى آرتريت ناشى از واکسن، نادرتر از آرتريت ناشى از بيمارى است.


ديگر عوارض واکسن، شامل بعضى از علايم سرخجه، نظير آدنوپاتي، بثورات جلدى و تب مى‌باشد. واکسن سرخجه نيز نظير ابتلا به اين بيمارى به‌طور گذرايى به مدت ۴ تا ۶ هفته باعث منفى‌شدن آزمون توبرکولين مى‌شود.

ايمن‌سازى غيرفعال (پاسيو)

به‌علت غيرقابل پيش‌بينى بودن مقدار پادتن ضدسرخجه در ايمون سرم گلوبولين انساني، به‌آسانى نمى‌توان ميزان تأثير اين ماده را در پيشگيرى از سرخجه، حدس‌زد و پژوهش‌هاى اوليه، نتايج متضادى به‌بار آورده‌اند. ولى با افزايش ميزان ايمونوگلوبولين مصرفي، مشخص شده است که اين ماده قادر به پيشگيرى از بروز علايم بالينى سرخجه مى‌باشد، اما هيچگاه جلوگيرى از بروز علايم باليني، به‌مفهوم پيشگيرى از بروز عفونت نبوده، به‌طورى که حدود نصف افرادى که دراثر دريافت ايمون سرم گلوبولين، علايم سرخجه در آنها ظاهرنشده، بعدها دچار تغييرات سرمى گرديده‌اند و اين واقعيت حاکى از آن است که عليرغم عدم بروز علايم بالينى سرخجه ويرمي، در اين گروه صورت گرفته و باعث تغييرات سرمى شده است. بنابراين، با مصرف ايميون سرم گلوبولين طى آبستنى به‌طور مطمئنى نمى‌توان از بروز ويرمى در جنين و عوارض جنينى سرخجه جلوگيرى نمود.


طبق مطالعه‌اى که طى يک اپيدمى سرخجه در جامعه‌اى جداسازى شده انجام گرديده، ميزان به‌نسبت زيادى گاماگلوبولين به پسران تجويز نموده‌اند، ولى در دختران حتى درموقع شيوع بيمارى يا قبل از آن، از اين ماده استفاده نکرده‌اند، درنتيجه ميزان ابتلا که به‌وسيله تغييرهاى سرمي، مورد بررسى قرار گرفته است در پسران ۴۴% و در دختران ۸۵% بوده است؛ يعني، گروهى که اميون سرم گلوبولين دريافت کرده بودند، همگى درمقابل ابتلا به بيمارى ايمن نشده بودند، اين تجارب، درضمن، دلالت مى‌کند که دوز بالاى گاماگلوبولين که قبل يا درحين برخورد با بيماران مبتلا به سرخجه تجويز گردد، ممکن است فقط باعث به حداقل رساندن علايم بالينى بيمارى بشود و حال آنکه ويرمى بدون خودنمايى‌هاى باليني، سرانجام مى‌تواند به عفونت مرگبار جنينى بينجامد.


به هر حال در زنان آبستنى که با بيمار مبتلا به سرخجه، تماس داشته و به هيچ وجه حاضر به سقط درمانى نمى‌باشند، مصرف ايميون سرم گلوبولين کار عاقلانه‌اى نمى‌باشد. زيرا اگرچه اين فراورده، باعث پيشگيرى از بروز علايم بيمارى مادرى مى‌شود، ولى قادر به جلوگيرى از ويرمى جنينى نمى‌باشد.

نحوهٔ رويارويى با زنان آبستنى که با بيمار مبتلا به سرخجه، تماس يافته‌اند

در صورتى که پيش از آن تحت واکسيناسيون سرخجه قرار گرفته، يا مبتلاشده ودر اين رابطه، پادتن سرخجه در سرم آنان موجود است نياز به اقدام خاصى نمى‌باشد. درصورتى که بلافاصله پس از تماس، مشخص شود که پادتن سرخجه در سرم فرد آبستن، موجود است اقدام خاصى لازم نيست.


درصورتى که پس از تماس، معلوم شود که پادتن سرخجه در سرم زن آبستن، موجود نيست، بايد او را حساس به سرخجه فرض نموده، به‌مدت يک‌ماه ازنظر بروز تب، بثورات پوستى و لنفادنوپاتي، تحت نظر قرار دهيم و درصورت بروز اين علايم به بررسى نمونهٔ ترشح‌هاى بينى ازنظر ويروس سرخجه و نمونه سرمى ازنظر وجود پادتن IgM ضدسرخجه بپردازيم و بديهى است که درصورت بروز علايم منطبق بر سرخجه، بررسى پادتن بايد به‌فاصلهٔ دوهفته بعد از ظهور علايم، صورت گيرد.


درصورتى که بلافاصله پس از تماس زن آبستن با بيمار مبتلا به سرخجه، مشخص شود که پادتن سرخجه در بدن او موجود نيست و طى چهار هفتهٔ بعد نيز علايم منطبق بر سرخجه در او ظاهر نشود لازم است حدود ۶ تا ۸ هفته پس از تماس، دوباره پادتن سرخجه در سرم او بررسى گردد و درصورت تبديل وضعيت اين آزمون از منفى به مثبت (Seroconversion) يا مثبت‌شدن پادتن IgM اختصاصى ضد سرخجه، بايد باحتمال آلودگى جنينى و بروز نقايص جنينى را بشدت درنظر گرفت و ازآنجا که ممکن است با جواب مثبت کاذب، مواجه باشيم، لازم است تمامى آزمون‌هاى مثبت را با هر روش ديگرى که امکان انجام آن هست و در ساير آزمايشگاه‌ها، انجام داد و اگر بازهم نتيجه مثبتى به‌بار آمد، وقوع بيمارى را تأييد نماييم. دراينگونه موارد، در کشورهايى که قوانين آنها اجازه مى‌دهد ممکن است بتوان مجوز سقط جنين را صادر نمود.

موارد منع

اين واکسن را نه‌تنها در زنان آبستن و حداقل طى سه‌ماه قبل از آبستني، بلکه در بيماران تبدار و در کسانى که وضعيت ايمنى آنها تغيير کرده، تحت درمان با داروهاى مهارکنندهٔ ايمنى يا مبتلا به ايدز و ديگر بيمارى‌هاى سرکوب‌کنندهٔ سيستم ايمنى هستند، نبايد مصرف نمود. پس از تماس با بيمار مبتلا به سرخجه، ممنوعيتى در مصرف واکسن وجود ندارد، ولى ميزان تأثير آن در چنين شرايطى مشخص نشده است و نظر به‌اينکه واکسن سرخجه حاوى ويروس زنده است، بنابراين تا سه ماه بعد از انتقال خون يا پلاسما يا تجويز ايمون سرم گلوبولين، بايد تلقيح آن به تعويق انداخته شود (تا به ميزان تأثير آن لطمه‌اى وارد نگردد). البته تزريق ايمونوگلوبولين ضد Rho بعد از زايمان ممنوعيتى براى واکسيناسيون ايجاد نخواهد کرد.


کسانى که به‌وسيله واکسن سرخجه ايمن شده‌اند، ممکن است بعدها به‌طور طبيعى به سرخجه مبتلا شوند. البته اينگونه عفونت‌ها بدون علامت بوده، باعث ويرمى نمى‌شود. آمار قبلى کشور آمريکا حاکى از آن است که در سالهاى قبل در فواصل بين اپيدمى‌ها در آن کشور سالانه بيش از ۵۰۰۰ نفر و طى اپيدمى‌ها ۲۰۰،۰۰۰ تا ۵۰۰،۰۰۰ نفر به سرخجه مبتلا مى‌شده‌اند، ولى دراثر واکسيناسيون سرخجه، اين تعداد به‌شدت کاهش يافته و در سال ۱۹۸۶ فقط ۶۰۰ مورد سرخجهٔ اکتسابى و ۱۱ مورد سرخجهٔ مادرزادى در تمام ايالات آمريکا گزارش گرديده است.


در شوروى سابق نيز اين واکسن در سطح وسيعى مصرف شده و نتايج بسيار خوبى دريافت گرديده است و بنابراين توسط تشکيلات بهداشتى آن کشور، مصرف واکسن سرخجه، همراه با واکسن‌هاى اوريون و سرخک ضرورى اعلام شده، ولى در ايران هنوز جزء واکسن‌هاى اجبارى اعلام نگرديده است. زيرا سازمان جهانى بهداشت، تزريق واکسن روبلا را براى کشورهايى توصيه کرده است که سطح ايمنى افراد جامعه، کمتر از ۸۰% باشد، درحاليکه در ايران سطح ايمنى طبيعي، بالاتر از ۸۰% است. اين واکسن در يک نوبت، بصورت زيرجلدى و به‌مقدار ۵/۰ ميلى‌ليتر تلقيح مى‌شود.