انسان، تنها مخزن شناخته ‌شده ويروس عامل ايدز است. ويروس ايدز را در خون، ادرار، مني، ترشح‌هاى واژينال، مايع مغزى نخاعي، اشک و بزاق انسان يافته‌اند، ولى يافت‌شدن آن در اين مايع‌ها، به‌مفهوم انتقال ازطريق آنها نمى‌باشد. مطالعه‌هاى اپيدميولوژى نشان داده است که اين ويروس ازطريق تماس‌هاى اتفاقى در منزل و محيط کار به ديگران منتقل نمى‌شود و حتى بوسه اگر هم باعث انتقال آن بشود راه باکفايتى به‌حساب نمى‌آيد.


در آمريکاى شمالى و اروپا اين بيمارى به‌طور عمده از راه همجنس‌بازى يا اعتياد تزريقى منتقل مى‌شود، درحالى که در آفريقا بيشتر ازطريق تماس با جنس مخالف انتقال مى‌يابد. درضمن طبق مطالعه‌هاى شاهددار مشخص شده است که مبتلايان به ايدز نسبت به گروه شاهد داراى شرکاى جنسى همجنس بيشترى بوده، در بيشتر موارد با زنان روسپى نيز تماس جنسى داشته‌اند. همچنين مشخص شده است که شيوع آزمون‌هاى مثبت سرمى ايدز، ارتباط مستقيمى با تعداد شرکاى جنسى و سابقهٔ بيمارى‌هاى آميزشى دارد و فاحشه‌ها، به احتمالى نقش مهمى در انتقال بيمارى ايفاء مى‌کنند.


اينکه ايدز در کشورهاى غربي، بيشتر در افراد همجنس‌باز عارض مى‌شود، شايد به اين خاطر باشد که ويروس‌، براى اولين‌بار برحسب اتفاق به بدن اين افراد راه‌يافته و به‌علت شرايط خاص زندگى آنها بسرعت، بين آنان منتشر شده است و چه‌بسا در آينده، بين گروه‌هاى ديگر نيز با شيوع زيادى منتشر گردد. از طرفى مشاهده شده است که قبل از تهاجم HIV به سلول‌هاى T بايد اين سلول‌ها تا حدودى فعال شده باشند و درصورتى که اين موضوع صحت داشته باشد، آيا نمى‌توان تصور کرد که به‌علت عفونت‌هاى مکرر ناشى از سيتومگالوويروس (CMV) و ديگر عفونت‌ها در افراد همجنس‌باز، سلول‌هاى T همواره فعال‌تر مى‌باشند و به همين ديل احتمال تهاجم HIV به سلول‌هاى T افراد همجنس‌باز، بيشتر است؟ علاوه بر اينها ويروس ايدز، به‌فراوانى در منى افراد مبتلا يافت مى‌شود و طى نزديکى مقعدي، تعداد زيادى از اين ويروس‌ها ازطريق خراش‌ها و محل‌هايى که دچار خونريزى شده است، وارد بدن فرد مفعول مى‌شود و حتى اين تصور وجود دارد که ارگانيسم‌هاى موجود در روده به‌عنوان عوامل همراه (Co-factor) در پاتوژنز HIV عمل مى‌نمايند. به هر حال، گرچه مکانيسم اصل شيوع اين بيمارى در افراد همجنس‌باز مشخص نمى‌باشد، ولى به‌نظر مى‌رسد مقاربت مقعدى يکى از راه‌هاى مهم و مؤثر در انتشار HIV دربين افراد همجنس‌باز مى‌باشد و اين خود ممکن است ناشى از تراکم زياد ويروس در منى و رسيدن آن به سلول‌هاى کولورکتال (Colorectal) باشد.


اين ويروس ازطريق تماس جنسى با جنس مخالف نيز منتقل مى‌شود و ۱۰ تا ۱۵% موارد از مرد مبتلا به شريک جنسى او انتقال مى‌يابد. به‌طور کلى مقاربت واژينال يا رکتال باعث انتقال ويروس از مرد آلوده به زن سالم مى‌گردد و مواردى از انتقال ازطريق تلقيح مصنوعى منى نيز گزارش شده است. HIV از زن به مرد نيز منتقل مى‌شود. البته احتمال انتقال از زن آلوده به مرد سالم ۲۰ برابر کمتر از انتقال از مرد آلوده به زن سالم مى‌باشد. درضمن انتقال از زن به زن، ازطريق تماس اوروژنيتال نيز گزارش شده است.


بنابراين، ميزان انتقال آميزشى ويروس عامل ايدز، به عواملى مانند نحوهٔ تماس جنسي، ميزان عفونت‌زايى شريک جنسى و عفونت همزمان دستگاه تناسلي، بستگى دارد. به‌طورى که با پيشرفت بيمارى و کاهش تعداد لنفوسيت‌هاى T کمک‌کننده بر احتمال انتقال ويروس، افزوده مى‌شود. زيرا با پيشرفت بيمارى و کاهش سطح ايمنى بر تعداد ويروس در خون و منى افزوده مى‌شود و درضمن عفونت‌هايى مانند عفونت ناشى از هموفيلوس دوکري، ترپونماپاليدوم، هرپس سيمپلکس و ساير عوامل بيماريزايى که منجر به زخم ناحيهٔ تناسلى يا مقعد مى‌شوند، انتقال ويروس عامل ايدز را تسهيل مى‌نمايد.


افراد مبتلا به هموفيلى نيز سالانه با هزاران نوع خونى که از دهندگان مختلفى تهيه شده است، تماس مى‌يابند. زيرا ”فاکتور۸“ تغليظ يافته را از پلاسماى انباشته‌شده (Pooled plasma) تهيه مى‌کنند. پلاسمايى که درواقع، گاهى از ۲۵۰۰ تا ۲۲،۵۰۰ نفر اهداکننده تهيه شده است و در بسيارى از مراکز هموفيلي، شيوع آزمون‌هاى مثبت سرمى HIV به ۶۰ تا %۹۰ نيز مى‌رسد. البته امروزه ”فاکتور ۸“ تغليظ يافته را حرارت مى‌دهند و بنابراين، عارى از HIV مى‌باشد و گزارشى مبنى بر مثبت‌شدن آزمايش‌هاى سرمى دريافت‌کنندگان اين فراورده ارائه نشده است. هرگاه خونى که ازنظر پادتن HIV مثبت است به ديگران انتقال يابد، در ۹۰ تا ۱۰۰% موارد، باعث انتقال ويروس مى‌گردد. بنابراين، در بعضى کشورها تمامى خون‌هاى اهدايى را قبل از مصرف، مورد بررسى سرولوژى قرار مى‌دهند، ولى با اين حال هنوز حتى در اين ممالک نيز نمى‌توان ادعا نمود که ويروس ايدز ازطريق خون منتقل نمى‌شود. زيرا ممکن است خون، زمانى دريافت شده باشد که دهندهٔ خون، دورهٔ ويرمى را مى‌گذراند و هنوز پادتن در بدن او تشکيل نشده است يا باوجود پادتن با روش‌هاى موجود نتوان در ۱۰۰% موارد، آن را يافت نمود. البته احتمال وقوع چنين حادثه‌اى بسيار نادر و کمتر از ۵ تا ۱۰ در هر يک‌ميليون واحد انتقال خون مى‌باشد.


پس از تماس با سرسوزن، يا ديگر وسايل آلوده به HIV احتمال مثبت‌شدن آزمون سرولوژي، از ۵/۰% هم کمتر است و حال آنکه تماس‌هاى مشابه در ۲۵% موارد، مى‌تواند باعث انتقال ويروس هپاتيت B گردد. درضمن خطر سوزن بخيه کمتر از سر سوزن خونگيرى است.


طى مطالعه‌اى از ۵۳،۰۰۰ مورد ايدز، حدود ۳/۵% آنها جزء کارکنان بهداشتى و آزمايشگاهى بوده‌اند.


وجود عفونت ناشى از HIV در شيرخوارانى که ازطريق سزارين متولد شده‌اند و يافت‌شدن HIV و پادگن HIV در مايع آمنيوتيک و در بدن نوزادان، حاکى از آن است که ويروس عامل ايدز، طى دوران جنينى مى‌تواند از مادر به جنين منتقل شود. طبق آمارهاى موجود مادران آلوده در ۳۰ تا ۴۰% موارد، ويروس را درخلال سه‌ماههٔ اول و دوم آبستنى به جنين خود منتقل مى‌کنند و احتمال انتقال ازطريق شير مادر نيز وجود دارد.


شايان ذکر است که ايدز به‌طور معمول در کودکان کمتر از ۱۴ ساله‌اى که خون و فراورده‌هاى خونى دريافت نکرده و از والدين سالمى متولد شده‌اند، يافت نمى‌شود. به‌طورى که در يکى از کشورهاى پيشرفته، فقط ۶/۱% موارد آن دربين کودکان، رخ داده و منابع احتمالى آلودگى آنان به شرح زير گزارش شده است:


والدين مبتلا به ايدز %۷۷
ابتلاء به هموفيلى و ساير اختلال‌هاى انعقادى
دريافت خون %۱۳
منشاء نامعلوم


درمجموع، در رابطه با راه‌هاى انتقال HIV طى مطالعه‌اى حدود ۷% مبتلايان به ايدز داراى عوامل مساعدکنندهٔ ذکرشده نيستند و جزء موارد با منشاء نامعلوم (Undetermined) طبقه‌بندى شده‌اند؛ هرچند تجربه‌هاى گذشته نشان داده است که طى بررسى‌هاى بعدى در ۹۰% موارد، مى‌توان به نحوهٔ انتقال ويروس عامل ايدز به اين افراد نيز پى‌برد. شايان ذکر است که عفونت ناشى از HIV-2 در سطح جهان در بيشتر موارد، در ارتباط با همجنس‌بازى و با شيوع کمترى در ارتباط با ناهمجنس‌خواهي، اعتياد تزريقى و انتقال خون در زمينهٔ هموفيلى رخ مى‌دهد و احتمال انتقال آن از مادر به کودک، کمتر از عفونت ناشى از HIV-1 مى‌باشد و علاوه بر اينها دورهٔ کمون ايدز ناشى از HIV-2 طولانى‌تر مى‌باشد و انتقال ازطريق حشره‌ها، به‌اثبات نرسيده است.


دورهٔ قابليت سرايت، مشخص نمى‌باشد، ولى به‌نظر مى‌رسد پس از شروع عفونت ناشى از HIV آغاز شود و تا پايان عمر ادامه يابد و شواهد اپيدميولوژى حاکى از آن است که قابليت سرايت بيمارى با افزايش نقص ايمني، بروز علايم و به‌احتمالى وجود زخم در دستگاه تناسلى افزوده مى‌شود.