در توکسوپلاسموز ايمنى نسبى (Premunition) است و به عفونت خاتمه نمى‌بخشد، بلکه آلودگى‌هاى مجدد را تحت تأثير عفونت اوليه کنترل مى‌نمايد. در بوجود آمدن ايمنى اکتسابى عوامل خونى و سلولى هر دو نقش دارند، ولى عوامل سلولى به ‌عنوان اجزاء اصلى هستند. عفونت‌هاى توکسوپلاسمى و تزريق عصاره‌هائى که از توکسوپلاسما تهيه شده است، باعث تشکيل پادتن‌هاى اختصاصى مى‌گردند که با آزمايش‌هاى ايمنى‌شناختى مى‌توان آنها را نشان داد. توکسوپلاسماهاى آزاد (خارج سلولي) نسبت به پادتن‌هاى اختصاصى اين انگل حساس هستند، ولى پادتن‌ها به داخل سلول‌هاى حاوى ارگانيسم نفوذ نمى‌کنند. پادتن‌هاى توکسوپلاسما به‌طور کامل از پارازيتمى جلوگيرى نمى‌کنند، بلکه از تعداد ارگانيسم‌ها بشدت مى‌کاهند و به اين طريق به ميزبان فرصت داده مى‌شود تا قبل از اين‌که به‌وسيله آسيب‌هاى ناشى از انگل از پاى درآيد، ايمنى سلولى در بدن بوجود آيد.


به ‌نظر مى‌رسد ايمنى نسبت به توکسوپلاسموز در انسان در تمام طول زندگى باشد. در واقع انسان در طبيعت آلوده مى‌شود و به‌طور طبيعى واکسينه مى‌گردد و گاهى واکسيناسيون مجدد نيز انجام مى‌گيرد، بدين طريق که بعضى از کيست‌هاى نسجى که در بافت‌هاى مختلف جايگزين هستند، شکافته و برادى‌زوئيت‌ها (آنتى‌ژن) آزاد مى‌شوند. ارگانيسم‌هاى آزادشده تحت تأثير ايمنى ازبين مى‌روند، ولى سيستم ايمنى را تحريک کرده و ايمنى را تقويت مى‌نمايند.


به‌طور کلى آلودگى با توکسوپلاسما سبب ايمنى مى‌شود. اين عمل با پيدايش پادتن‌هاى اختصاصى و همچنين مقاومت در مقابل تلقيح‌هاى بعدى انگل بيمارى‌زاى زنده در حيوان‌ها نشان داده شده است. گواه ديگر در اين‌باره، تاريخچهٔ زنانى است که نوزادى با عفونت مادرزادى به ‌دنيا آورده‌اند، ولى در آبستنى‌هاى بعدى هيچ موردى از توکسوپلاسموز مادرزادى در آنها ديده نشده است.