عامل عفونت يا بيمارى توکسوپلاسموز تک‌ياخته‌اى درون سلولى به نام توکسوپلاسماگوندى است که قدرت آلوده‌کردن بيشتر مهره‌داران خونگرم را دارد. اين تک‌ياخته در سال ۱۹۰۸ توسط نيکول و مانسو (Nicolle and Maceaus) در انستيتو پاستور تونس از گونه‌اى از جوندگان شمال آفريقا به ‌نام کتنوداکتيلوس گوندى (Ctenodactylus gundi) جدا گرديد. مطالعه‌هاى همان سال و سال‌هاى بعد از آن آلودگى به اين تک‌ياخته را در انواعى از حيوان‌ها ثابت کرد، ولى آلودگى انسان چند سال پس از کشف عفونت حيوان‌ها شناخته شد. اولين مورد انسانى در سال ۱۹۲۳ به ‌وسيله چشم‌پزشکى از اهالى پراگ به نام يانکو (Janku) در مجله پزشکان چک گزارش گرديد. يانکو کيست انگل را در مطالعه ميکروسکوپى مقاطع بافتى شبکيهٔ چشم کودکى که با عفونت مادرزادى به‌دنيا آمده و در يازده ماهگى مرده بود، مشاهده و توصيف کرده است.


در سال ۱۹۳۹ وُلف (Wolf) و همکاران وى با جداکردن انگل از ضايعه‌هاى سيستم اعصاب مرکزى يک نوزاد وجود توکسوپلاسموز مادرزادى را گزارش کردند. پس از آن در زمينه توکسوپلاسما و بيمارى ناشى از آن مطالعه‌هاى زيادى انجام گرفت و تا سال ۱۹۵۶ اطلاعات جامعى در اين ‌باره گردآورى گرديد، اما سير تکاملى و نحوه انتقال اين تک‌ياخته تا مدتى درحدود ۶۰ سال پس از کشف آن ناشناخته ماند.


مطالعه‌هائى که منتهى به روشن‌شدن سير تکاملى توکسوپلاسما گرديد در سال ۱۹۶۵ به‌وسيله هچى‌سن (Hutchison) انگل‌شناس انگليسى آغاز و توسط پژوهشگران زيادى پيگيرى شد و در سال ۱۹۷۰ به‌دقت مشخص شد که توکسوپلاسما نوعى کوکسيدى رودهٔ گربه همانند جنس ايزوسپورا (Isospora) است.


آلودگى به توکسوپلاسما در انسان و ساير پستانداران و پرندگان انتشار جهانى دارد. مطالعه‌هاى سرواپيدميولوژى پادتن توکسوپلاسما را در سرم خون حداقل يک‌سوم جمعيت بالغ اکثر کشورهاى جهان نشان مى‌دهد که بيانگر تماس و آلودگى قبلى آنها با اين ارگانيسم و نشان‌دهنده انتشار وسيع و قدرت آلوده‌کنندگى توکسوپلاسما براى انسان است. اگرچه آلودگى به انگل فراوان است، ولى بيمارى ناشى از آن همراه با علايم بالينى در قياس با ميزان آلودگى ناچيز است. با اينکه توکسوپلاسموز اکتسابى بزرگسالان بندرت با خودنمائى‌هاى بالينى همراه است، با اين حال نبايد فراموش کرد که در عفونت‌هاى حاد و بدون علايم اوليهٔ زنان باردار، انگل ممکن است از جفت عبور کرده، به جنين منتقل شود و باعث ضايعه‌هاى شديد سيستم اعصاب مرکزى نوزادان آنان گردد. به علاوه، گاهى انگل موجب مرگ جنين شده و منجر به سقط آن مى‌شود. بنابراين توکسوپلاسموز مادرزادى در پزشکى داراى اهميت بسيار زيادى است.


در آلودگى‌هاى مزمن به‌طور معمول انگل به‌شکل مخفى (Intent) نزد ميزبان زندگى مى‌کند، بدون اين‌که آسيبى به او برساند. ولى چنان‌چه اختلالى در سيستم ايمنى ميزبان بوجود آيد، توازن موجود بين انگل و ميزبان به‌هم مى‌خورد و انگل شروع به تکثير مى‌نمايد. در اين موارد توکسوپلاسما به بافت‌هاى مختلف ميزبان، بويژه سيستم اعصاب مرکزى آسيب زيادى مى‌رساند و اگر به موقع درمان نشود، به‌مرگ منجر مى‌گردد.