روند زمانى

ميزان بروز بيمارى در فصول گرم سال، به مراتب بيشتر از فصول سرد است ولى در گرم‌ترين مواقع سال، گاهى اُفت ناگهانى در بروز بيمارى اجاد مى‌شود. در ضمن طبق تجربه‌هاى بقراط، هرگاه در تعقيب زمستان خشکى بهار پُربارانى فرارسد در تابسان آن سال موارد زيادى از ديسانتري، مشاهده مى‌گردد. البته در سال‌هاى اخير نيز چنين اظهارنظرى به وسيله سايرين، عنوان شده است. شايان ذکر است که بيمارى در آب‌وهواى معتدل، در فصول گرم سال و در اقليم‌هاى گرمسيرى در فصول بارانى از شيوع بيشترى برخوردار است و در شرايط مختلف، هر دو جنس را به يک نسبت مبتلاء مى‌کند.

تأثير سن، جنس، شغل و موقعيت اجتماعى

در بعضى از کشورهاى پيشرفته، بيمارى شيگلوز، به‌طور عمده در سنين قبل از دبستان و اوايل ورود به مدرسه و در بعضى ديگر از اين کشورها در گروه سنى ۱ تا ۴ ساله شايع‌تر است و بزرگسالان در بيشتر موارد، دراثر تماس با کودکان خود مبتلا مى‌گردند.


کودکان کمتر از شش‌ماهه به ‌نحو شايعى دچار اين بيمارى نمى‌شوند. با اين حال در کشورهاى پيشرفته، به ندرت گونه‌هاى شيگلا باعث ايجاد بيمارى وخيمى در نوزادان مى‌گردد، اما در کشورهاى درحال پيشرفت که تغذيه از شير مادر رايج مى‌باشد، شيرخواران، نسبت به شيگلوز، داراى مقاومت بالائى هستند که خود ممکن است ناشى از تغيير در فلور ميکروبى اين افراد و يا وجود پادتن‌هاى اختصاصى در شير مادر باشد. درضمن ارتباط غيرمستقيمى بين شيوع اسهال ناشى از کامپيلوباکتر و شيگلا وجود دارد که علت آن شناخته نشده است.

تأثير عوامل مساعدکننده

اين بيماري، در زمينهٔ مثبت‌بودن HIV، برخلاف سير طبيعى خودمحدودشونده‌اى که دارد، باوجود مصرف پادزيست‌هاى مناسب، ممکن است سير مزمن و عودکننده‌اى به خود بگيرد و يا باعث ايجاد باکتريمى گردد. سپتيسمى شيگلائى پديده نادرى است، ولى در زمينه سوءتغذيه، اوايل شيرخوارگى و عفونت ناشى از شيگلا ديسانتريه مدل ۱، ممکن است حادث گردد.


مدارکى قوى از ارتباط بين دگرگونى‌هاى جوى و افزايش در ميزان بروز بيمارى‌هاى عفونى ازقبيل بيمارى‌هاى منتقل‌شونده توسط حشره‌ها (مانند مالاريا، تب درهٔ Rift) و بيمارى‌هاى اسهالى اپيدمي، (مانند وبا و شيگلوز) وجود دارد که امروزه تحت عنوان پديده اِل-نينو (El-Nino) در محافل علمى و مجله‌هاى پزشکى و بهداشت، مورد بحث صاحب‌نظران است و جالب‌توجه است که تأثير پديده‌هاى جوى که در اواخر قرن بيستم به‌طور کامل به‌اثبات رسيده است، در زمان استادمان ابن‌سينا و حتى از وى به‌عنوان يک پديده مسلم و پذيرفته‌شده، در محافل علمى و کتب پزشکى آن زمان مورد بحث بوده است، به‌طورى که ابن‌سينا در جلد سوم کتاب قانون در طب، فرموده است:


”اگر فصل زمستان خشک و شمالى باشد و بعد از آن بهار پُربارش جنوبى و تابستان پُربارش باشد، اسهال خونى بسيار اتفاق مى‌افتد.“


اگر زمستان جنوبى و بهار شمالى و کم‌بارش باشد، اسهال خونى زياد است، به ويژه در بدن‌هاى رطوبت‌مزاج و در بدن زنان در اين شرايط، اسهال بسيار رخ مى‌دهد.


اگر زمستان جنوبى باشد و بهار شمالى باشد و فصل تابستان به‌درازا کشد، اسهال و پوست انداختن و خراش روده، زياد است، زيرا سبب اسهال خونى و پوسته‌اندازى روده‌ها از بسيارى نزله است که در چنين موسم سال بسيار است.“


در مناطق جنوبي، با وزيدن بادهاى جنوبى و بارش زياد، اسهال خونى بسيار رخ مى‌دهد و بقراط نيز در زمينه تأثير شرايط جوى و اقليمى بر ميزان بروز اسهال خونى فرموده است: هرگاه در تعقيب زمستانى خشک، بهار پُربارانى فرارسد در تابستان آن سال با موارد زيادى از اسهال خوني، مواجه خواهيم شد.“

حساسيت و مقاومت در مقابل بيمارى

حساسيت درمقابل بيماري، به‌دنبال بلع تعداد کمى ميکروب، عموميت دارد. به‌طورى که بلع تعداد ۱۰ تا ۱۰۰ عدد شيگلا ديسانتريه در ۱۰ تا ۴۰% افراد داوطلب، باعث ايجاد بيمارى مى‌شود. ولى شدت بيمارى در کودکان، بيشتر از بزرگسالان و در بزرگسالان، بسيارى از موارد بيماري، بصورت بدون علامت باليني، ايجاد مى‌شود. افراد سالخورده ناتوان و تمامى گروه‌هاى سنى که دچار سوءتغذيه هستند، نسبت به بيمارى شديد و مرگ ناشى از آن حساس هستند. مصرف واکسن‌هاى خوراکى شيگلا به‌طور تجربى با موفقيت‌هائى همراه بوده و باعث ايجاد ايمنى کوتاه‌مدتى شده است.


شواهد اپيدميولوژيک، حاکى از بروز ايمنى و ويژگى سروتايپى آن است، ولى طبيعت اين نوع ايمنى مشخص نمى‌باشد. ممکن است که شاخص‌هاى ويژگى سروتايپي، پادگن‌هاى سوماتيک باشند و شواهدى مبنى بر پاسخ پادتنى IgA ضدپادگن O در دوره نقاهت در سطح مخاط روده وجود دارد. ايمنى سلولى نيز از طريق سيتوتوکسيسيتهٔ وابسته به پادتن به وسيله لنفوسيت‌هاى داراى گيرنده Fc و سلول‌هاى فاگوسيتيک، در ايمنى نسبت به شيگلوز دخالت دارد.


مطالعه‌هاى اپيدميولوژيک، نشان داده است که درجاتى از ايمنى به‌دنبال ابتلاء به شيگلوز حاصل مى‌شود و خود، حاکى از آن است که واکسن شيگلا نيز ممکن است در پيشگيرى اين بيماري، مؤثر واقع شود. البته واکسن کشته‌شدهٔ شيگلا بى‌تأثير شناخته شده، ولى واکسن زندهٔ ضعيف‌شدهٔ خوراکي، از بروز بيمارى بالينى جلوگيرى مى‌نمايد.