منابع و مخازن، نحوهٔ انتقال بيمارى و دورهٔ قابليت سرايت

گرچه انسان مخزن اصلى وبا محسوب مى‌شود، ولى برطبق شواهد موجود ممکن است مخازن محيطى نيز وجود داشته باشد. به‌ عبارت ديگر انسان، تنها ميزبان شناخته‌شدهٔ مهم وبا است و از آنجا که عفونت ازطريق آلودگى محيط منتشر مى‌شود، به احتمال زياد اين تنها انسان است که موجب آلودگى محيط مى‌شود.


در مرحلهٔ حاد بيمارى تعداد ويبريوکلراى موجود در هر ميلى‌ليتر مدفوع، درحدود يکصد هزار تا يک ميليارد مى‌باشد و هر بيمار مبتلا به وبا ممکن است طى بيمارى خود حدود ۱ تا ۶۰ ليتر و به‌طور معمول، بالغ بر ۱۰ تا ۲۰ ليتر مدفوع آبکى دفع نمايد. بنابراين، اگر اين بيماران را تحت درمان قرار ندهيم، به زودى تعداد زيادى ويبريو در محيط زندگى انسان پراکنده خواهد شد. البته بيماران مبتلا به وباى با شدت متوسط و شديد، توانائى دور شدن از محيط خود را نخواهند داشت و به همين علت بيشتر باعث آلودگى منطقهٔ محل سکونت خود خواهند شد. از طرفى اگر چنين بيمارانى در کشورهاى درحال پيشرفت و عقب ‌نگهداشته ‌شده، حتى در بيمارستان هم بسترى باشند، فضولات آنها به ‌علت عدم رعايت موازين دفع صحيح مدفوع و ادرار باعث آلودگى محيط خارج بيمارستان نيز خواهد شد.


بيماران مبتلا به وباى خفيف، به‌اندازهٔ مبتلايان به وباى با شدت متوسط و شديد ميکروارگانيسم‌ها را به محيط خارج دفع مى‌نمايند، ولى به‌علت توانايى حرکت، از جايى به جاى ديگر نقل‌مکان مى‌کنند و به اين دليل ممکن است در انتشار عفونت، سهم بيشترى را دارا باشند.


افراد مبتلا به وباى بدون علامت باليني، تعداد کمترى ويبريوکلرا به محيط اطراف منتشر مى‌کنند، به‌طورى که شايد تعداد ويبريوها در هر گرم مدفوع آنها از ۱۰۰ تا ۱۰۰،۰۰۰ عدد تجاوز نکند، ولى از آنجا که هيچ‌گونه کنترلى بر روى چنين افرادى وجود ندارد، احتمال آلودگى محيط به ‌وسيله آنها بسيار زياد مى‌باشد. ازطرفى طى مطالعه‌هاى بالينى ممکن است مورد شک واقع نشوند يا حتى مدفوع آنها نتيجهٔ منفى به ‌بار آورد. چرا که بسيارى از اُرگانيسم‌هاى ديگر نيز در مدفوع آنها وجود دارد و مى‌تواند باعث ايجاد اغتشاش در تشخيص باکتريولوژيک بشود. شايان ذکر است که مبتلايان به وبا فقط در مرحلهٔ حاد بيمارى ارگانيسم‌هاى ويبريوکلرا را دفع مى‌نمايند و خلاصه اينکه مبتلايان به وباى خفيف و بدون علامت، به‌ مراتب خطرناک‌تر از مبتلايان به وباى شديد هستند و به دلايلى که ذکر شد نقش بارزترى در انتشار عفونت دارند.


نحوهٔ انتقال بيمارى را مى‌توان در ۵ مورد خلاصه نمود:


- ازطريق آب آلوده به مدفوع يا مواد استفراغ‌ شده از مبتلايان به وبا


- ازطريق آب آلوده به مدفوع حاملان ويبريوکلرا با وسعت کمتري


- ازطريق خوردن مواد غذائى آلوده به آب‌هاى کثيف، مدفوع يا دست‌هاى آغشته به خاک‌هاى آلوده


- ازطريق مگس


- خوردن بعضى از انواع خرچنگى که از آب‌هاى آلوده صيد شده است.


مبتلايان به وبا براى مدت زيادى عفونت‌زا باقى نمى‌مانند. به ‌طورى که در انتهاى هفتهٔ اول بيمارى حدود ۷۰% بيماران ديگر باسيل را دفع نمى‌کنند. در ضمن در پايان هفته دوم ۹۰% و در پايان هفته سوم ۹۸% مبتلايان ديگر باسيل را دفع نمى‌کنند. اين ارقام ممکن است در مورد افراد بدون علامت نيز صدق کند و حالت حاملى طولانى‌مدت، پديدهٔ بسيار نادرى است. عفونت ناشى از ويبريوهاى التور، طولانى‌تر از تيپ کلاسيک است، ولى موارد خفيف و بدون علامت بيشترى ايجاد مى‌کند و در تماس‌هاى خانوادگى نيز موارد عفونت کمترى را ايجاد مى‌نمايد.


ويبريوکلرا مى‌تواند تا بيش از يک‌هزار روز هم در آب‌هاى معدنى جوشيده‌شده زنده بماند و از طرفى سرما باعث کشتن آنها نمى‌شود و بنابر اين اين ارگانيسم‌ها در يخ نيز زنده مى‌مانند. بسيارى از مواد غذائى ممکن است به ويبريوکلرا آلوده شوند، البته در بيشتر موارد، منبع اصلى آلودگى را ‌آبى تشکيل مى‌دهد که به‌ منظور شستشوى لوازم و وسايل، به‌مصرف مى‌رسد و در بسيارى از ممالک، آب‌هاى آلوده به فاضلاب‌ها را جهت آبيارى مزارع سبزى‌ها به مصرف مى‌رسانند.


مدت‌ زنده‌ماندن ويبريوها در شرايط مختلف، يکسان نمى‌باشد و من‌جمله در يخچال، به‌ مدت طولانى‌تر از دماى اتاق زنده مى‌مانند. همچنين در ليمو به‌مدت يک‌ساعت، در پرتقال به‌ مدت يک‌روز، در موز به مدت دو روز و در بادنجان به مدت هشت روز، زنده مى‌ماند. اين ميکروارگانيسم‌ها همچنين در شير و فرآورده‌هاى لبنى و از‌جمله، در بستنى و کره، به‌مدت بيش از يک ماه زنده مى‌مانند و به‌طور کلى ويبريوهاى التور، نسبت به تيپ‌هاى کلاسيک، مدت زمان بيشترى در مواد غذائى زنده مى‌مانند.


حتى آبهائى که به‌علت دارا بودن املاح زياد، به مصرف آشاميدن انسان نمى‌رسد نيز ممکن است در انتقال ويبريوها دخالت داشته باشد. به اين ترتيب که ماهى‌ها و حلزون‌هاى موجود در اين آب‌ها درصورتى که چنين آب‌هائى به ‌وسيله فضولات انسان، آلوده شده باشد، آلوده مى‌شوند و سپس عفونت را به انسان‌هاى ديگر منتقل مى‌نمايند. همچنين اين احتمال وجود دارد که حتى درصورت عدم آلودگى مجدد آب‌ها، حلزون‌ها به ادامهٔ حيات و بقاء ويبريوها کمک نمايند.


بقاء ويبريوکلرا بر روى اشيا؛ به درجه حرارت، رطوبت و عوامل ديگرى بستگى دارد. اين ارگانيسم‌ها در درجه حرارت اتاق به مدت پنج روز بر روى پارچه‌هاى کتانى زنده مى‌مانند و در صورت مرطوب بودن محيط، حتى به مدت پنج هفته ممکن است به ‌بقاء خود ادامه دهند. دوام اين باکترى‌ها بر روى پشم، درحدود چهار روز و بر روى چرم، به مدت دو روز است و بنابر اين طى تماس‌هاى خانوادگي، ممکن است اشياء آلوده نيز نقشى در انتقال ويبريوکلرا داشته باشند.


طبق بعضى از گزارش‌ها ويبريوکلرا مى‌تواند در عرق انسان يا در البسهٔ آغشته به عرق زنده بماند و حتى نظير لژيونلا از طريق دستگاه‌هاى تهويه، به ديگران منتقل شود. به احتمال زياد زمانى که مدفوع بيماران، مثبت است، انتقال نيز صورت مى‌گيرد و اين وضعيت در بيشتر موارد تا چند روز پس از بهبود و گاهى تا چند ماه بعد از آن ادامه مى‌يابد. پادزيست‌ها ــ‌بخصوص تتراسيکلين‌ــ باعث کوتاه‌کردن دورهٔ دفع ميکروب و کم‌کردن دورهٔ سرايت، مى‌گردند. از طرفى بندرت عفونت صفراوى مزمنى که به‌مدت چندين سال ادامه يافته است نيز در بزرگسالان، مشاهده شده که در ارتباط با دفع متناوسب ويبروکلرا ازطريق مدفوع بوده است.


مدفوع مبتلايان به وبا حاوى تعداد زيادى ويبريو (۱۰۷ تا ۱۰۹ در هر ميلى‌ليتر) مى‌باشد و هر بيمار وبائي، به‌تقريب ۱۰ تا ۲۰ ليتر مايع دفع مى‌کند. البته افراد حامل، تعداد کمترى ويبريو (۱۰۲ تا ۱۰۵ در هر گرم مدفوع)، دفع مى‌نمايند.


اين بيمارى نيز نظير بسيارى از بيمارى‌هاى عفونى ديگر، وابسته به تعداد ميکروب واردشده به بدن است، به‌طورى که کارآزمائى‌ها حاکى از آن است که در افراد عادى تعداد زياد و گاهى ۱۰ به توان ۱۱ باکترى براى ايجاد بيمارى بالينى لازم است.