به‌طور کلى مهمترين مخزن يا منبع عفونت‌هاى انسان، خود انسان است که ممکن است بصورت بيمار و يا حامل باشد. غالباً از آن‌رو انسان دشمن خودش شناخته مى‌شود که بيشتر بيمارى‌هاى واگير انسان از انسان ديگرى است که در تماس با منابع انسانى بوده و به ديگران به ارث مى‌رساند.

موارد بيمارى

مورد بيمارى عبارتست از: فردى از گروه مورد بررسى يا جمعيت که داشتن يک بيمارى خاص، اختلال بهداشتى يا حالت مورد بررسى در او شناسايى شده است. معيارهاى گوناگون (باليني، زيست شيميايي، آزمايشگاهي) را براى شناسايى موارد مى‌توان به‌کار گرفت. به‌عبارت وسيع‌تر، وجود عفونت در ميزبان ممکن است بصورت باليني، نيمه بالينى يا ناپيدا باشد. اين گوناگونى در نشانه‌هاى بيمارى به‌عنوان طيف بيماري يا درجه عفونت ناميده مى‌شوند.


۱. بسته به درجه ابتلا بيمار داراى نشانه‌هاى بالينى ممکن است خفيف يا متوسط، مشخص يا نامشخص شديد يا کشنده باشد. و ازنظر اپيدميولوژى موارد خفيف مى‌توانند منابع آلودگى مهمترى باشند تا موارد شديد، زيرا موارد خفيف بصورت سرپايى هستند و هرجا بروند عفونت را منتشر مى‌کنند درحالى که موارد شديد معمولاً ناچار به بسترى شدند.


۲. بيمارى نيمه‌بالينى (Subclinical) به اسامى گوناگون موارد ناپيدا، مخفي، سقط‌شده، ازدست‌رفته يا ازنظر دورمانده، ناميده مى‌شوند. در ميزبان عامل بيمارى‌زا تکثير مى‌يابد ولى نشانه‌هاى بالينى و عضوى بيمارى را نشان نمى‌دهد. اين موارد را فقط با آزمايشات لابراتوارى مى‌توان معين کرد؛ مانند: پيداکردن ميکروب، پاسخ پادتني، آزمون‌هاى حساسيتى پوست، زيست شيميايى و... موارد نيمه بالينى هم مى‌توانند به‌اندازه موارد بالينى آلوده‌کننده باشند زيرا بيماران عامل بيمارى‌زا را با خود حمل مى‌کنند و آنها را دفع و محيط زيست را همچون موارد بالينى بيمارى - آلوده مى‌کنند و بنابراين کسانى که مبتلا به اين شکل بيمارى باشند (که ممکن است خودشان يا ديگران هم متوجه بيمارى نشده باشند) بيش از بيماران داراى نشانه‌هاى بالينى در پراکندن عفونت سهيم هستند و گذشته از اين، چنين بيمارانى در هيچگونه آمارى هم به‌حساب نمى‌آيند. موارد نيمه‌بالينى در نگاهدارى زنجيره عفونت (يا آندميسيتي) در جامعه نقش غالب را ايفا مى‌نمايند.


اکثريت عظيمى از عوامل بيمارى‌زاى عفونى آلودگى نيمه‌بالينى بيشتر ايجاد مى‌کنند تا آلودگى به شکل باليني، مثلاً در بيمارى فلج اطفال و مننژيت مننگوکوکى بيش از ۹۰ درصد موارد نيمه‌بالينى هستند. دلايل اين موضوع دانسته نيست ولى سن بيمار در آن سهم دارد. چون در مرحله‌اى از زندگى هر شخص عفونت‌هاى نيممه‌بالينى روى مى‌دهد موجب مى‌شود که در اشخاص بالغ دربرابر انواع گوناگون بيمارى‌هاى ميکروبى ايمنى حاصل شود.


۳. عفونت ناپايدار را بايد از آلودگى نيمه‌بالينى متمايز کرد - در آلودگى ناپيدا ميزبان عامل بيمارى‌زا را - که در بدن ميزبان بدون نشانه‌هاى بالينى (و غالباً بدون تظاهرات قابل نشان دادن خوني، بافتى يا ترشحات بدن ميزبان) بصورت خفته بسرمى‌برد - پراکنده نمى‌کند. مثلاً در بيمارى‌هاى زير آلودگى ناپيدا روى مى‌دهد: هرپس اده (Herpes simplex)، بريل زينسر (Brill-Zinser)، آلودگى‌هاى ناشى از ويروس‌هاى کند، کرم قلابدار و... نقش آلودگى‌هاى ناپيدا در استمرار بعضى عوامل بيمارى‌زاى عفونى بسيار زياد به‌نظر مى‌آيد. در اصطلاح اپيدميولوژي، مورد اوليه به نخستين بيمار مبتلا به يک بيمارى واگير که در جامعه مورد بررسى واقع مى‌شود اطلاق مى‌شود، مورد شاخص (Index) به نخستين موردى که جلب توجه پژوهشگر را مى‌نمايد و ممکن است همواره همان مورد اوليه (Primary) نباشد. موارد ثانويه کسانى هستند که پس ازتماس با مورد اوليه بيمارى در آنها بروز نمايد.


درجه عفونت هرچه باشد، همه افراد آلوده اعم از مبتلايان به شکل بالينى يا نيمه‌بالينى منبع بالقوه عفونت هستند، زيرا عامل بيمارى‌زا از راه مدفوع، استفراغ، سرفه، عطسه يا به‌وسيله ديگر از بدن بيمار دفع مى‌شود و بالقوه مى‌تواند به ميزبان تازه‌اى انتقال يابد.