اصول تشخيص

- بروز علائم ريوى در عرض ۳ هفته پس از آسپيراسيون احتمالي، انسداد برونش يا پنوموني


- تب و تعريق سپتيک


- خروج ناگهانى و دوره‌اى مقادير زيادى خلط چرکي، بدبو يا آبکى


- احتمال هموپتيزى (خلط خوني)


- تراکم در راديوگرافى با اشعهٔ X با شفافيت مرکزى و داراى سطح مايع

ملاحظات کلى

آبسهٔ ريوى علل متعددى دارد که شايع‌ترين آنها آسپيراسيون و پنومونى متعاقب آن است (۵۰%). انسداد برونش به‌هر علت ممکن است باعث عفونت در پشت محل انسداد و تشکيل آبسه شود. حدود ۲۰% موارد پنومونى نکروزشونده به آبسه منتهى مى‌شوند. ضايعات پارانشيمى نظير کيست‌ها يا بول‌ها ممکن است به‌طور ثانويه عفونى شده و باعث تشکيل آسه شوند. گسترش عفونت از فضاهاى زير ديافراگمى يا کبد، پديده‌هاى پس از آمبولى يا آبسه‌هاى پس از تروما نيز از علل بروز آبسه‌هاى ريوى هستند.


محل آبسهٔ ريه اغلب به‌علت ايجاد‌کنندهٔ آن بستگى دارد. در آبسهٔ ثانويه به آسپيراسيون، وضعيت بيمار به‌هنگام آسپيراسيون اهميت زيادى دارد. در صورتى که بيمار به پشت خوابيده باشد، مواد آسپيره شده تمايل دارند که وارد قسمت خلفى لوب فوقانى راست يا قسمت فوقانى لوب تحتانى راست شوند. آبسهٔ کارسينوماتوز در اغلب موارد قسمت‌هاى قدامى لوب‌هاى فوقانى را درگير مى‌کند. آبسه‌هاى آمبوليک در اغلب موارد کوچک و متعدد هستند و بيشتر لوب‌هاى تحتانى را درگير مى‌کنند. آبسه‌هاى قاعده‌اى غالباً ثانويه به پنومونى هستند.


عوامل مستعدکنندهٔ خاصى براى تشکيل آبسه شناخته شده‌اند، نظير سابقهٔ الکليسم، ناتوانى ثانويه به‌ کارسينوم يا بيمارى مزمن. آسپيراسيون ممکن است متعاقب بيهوشى يا عمل جراحى رخ دهد يا در فرآيندهاى مستعدکننده‌اى نظير فتق هياتال، کارسينوم مري، آشالازي، يا فيستول ناى به مرى ديده شود. ديابت، بيمارى ريوى زمينه‌اي، پوسيدگى دندان‌ها و صرع نيز غالباً از عوامل مستعدکننده محسوب مى‌شوند. انفارکتوس ريوى ممکن است در مبتلايان به اندوکارديت باکتريال چرکى يا در معتادان به مواد مخدر وريدى به دليل استفاده از سوزن‌هاى وريدي، عفونى شود. بايد توجه داشت که آبسه‌هاى ريوى ناشى از آمبولى غالباً در نزديکى سطوح پلور قرار دارند و ممکن است باعث فيستول برونکوپلورال يا آمفيزم شوند.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

علت مستعدکنندهٔ آبسهٔ ريوى در اغلب موارد بر تابلوى بالينى بيمارى تأثير بسيار زيادى دارد. در مراحل اوليهٔ تشکيل آبسه، يافته‌هاى بالينى تفاوت چندانى با يافته‌هاى يک برونکوپنومونى حاد شديد ندارند. خلط در ابتدا کم و جزئى است ولى بعدآً چرکى و بدبو مى‌شود؛ اين يافته از شواهد مهم در تشخيص آبسه محسوب مى‌شود. گاهى از اوقات هموپتيزى قبل از سرفهٔ خلط‌دار بروز مى‌کند.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

لکوسيتوز وجود دارد.

تصويربردارى

در ابتدا در راديوگرافى از قفسه سينه تنها کلاپس يا تراکم ريه ديده مى‌شود. اگر يک ارتشاح توپر يا تراک ديده شود، تشخيص کارسينوم يا سل نيز مطرح مى‌شود. در صورتى‌که آبسه با برونش ارتباط داشته باشد، سطوح هوا - مايع به‌وجود مى‌آيد.

تشخيص افتراقى

تفاوت آبسه با برونشکتازى اين است که در آبسه، عفونت در خارج از برونش است. شايع‌ترين بيمارى‌هائى که باعث تشکيل آبسه در ريه مى‌شوند عبارتند از: سل، عفونت‌هاى قارچى و کارسينوم. از آنجا که کارسينوم زمينه‌ساز ۱۰% تا ۲۰% از آبسه‌هاى ريوى است، هميشه بايد آن را رد کرد. برونکوسکوپي، بررسى سيتولوژيک خلط و پيگيرى دقيق از اقدامات اصولى هستند.

عوارض

عوارض آبسهٔ ريوى عبارتند از: گسترش موضعي، که باعث از بين‌رفتن پارانشيم باقيمانده و يا حتى از بين رفتن يک لوب کامل مى‌شود؛ خونريزى در درون آبسه، که ممکن است حجيم باشد؛ فيستول برونکوپلورال؛ و آمفيزم، پنوموتوراکس فشاري، پيوپنوموتوراکس و پريکارديت. آبسه‌هاى متاستاتيک، به‌ويژه در مغز از عوارض شايع هستند. عدم بهبود، شايع‌ترين عارضه است که به رزکسيون آبسه نياز دارد. عوارض ديررس عبارتند از: برونشکتازى پس از بهبود، آبسهٔ مزمن، فيستول برونکوپلورال مزمن و پنومونيت مکرر.

درمان

اقدامات کلى

درمان بيماران مبتلا به آبسهٔ ريوى عبارت است از اقدامات احياءکنندهٔ فورى و عمومى که در هر بيمار دچار سپسيس شديد ضرورى است، نظير هيدراتاسيون و کنترل تب. خلط بايد بلافاصله براى کشت ارگانيسم‌هاى هوازى و بى‌هوازى فرستاده شود. با بررسى اسيدهاى رنگ‌آميزى‌شدهٔ خلط يا مايع آسپيره‌شده از ناى مى‌توان درمان آنتى‌بيوتيکى مناسب را تجويز کرد. براى حفظ درناژ مى‌توان به فواصل منظم برونکوسکوپى را تکرار کرد.

درمان جراحى

گاهى از اوقات، در بيماران دچار بيمارى حاد و شديد که شرايط مناسبى براى جراحى ندارند و به‌دليل ناکافى بودن درناژ برونکيال، دچار سپسيس مداوم هستند، مى‌توان از درناژ بستهٔ خارجى کمک گرفت.


تا زمانى‌که بيمار با درمان طبى بهبود پيدا مى‌کند، به جراحى نيازى نيست. به‌ندرت ممکن است در هموپتيزى حجيم به لوبکتومى اورژانس نياز باشد، براى مثال در بيماران دچار آنوريسم راسموسن ثانويه به‌ سل و آبسهٔ ريوي.

پيش‌آگهى

درمان طبى در ۹۵% از موارد موفقيت‌آميز است.