استئوميليت دنده‌ها

امروزه، به استثناء کودکان، استئوميليت هماتوژن بيمارى نادرى است. برش‌هاى توراکوتومى ممکن است به استئوميليت منتهى شود.

فتق ريه (پنوماتوسل)

پنوماتوسل يک فتق ريوى است که از يک نقص تکاملي، تروماتيک يا جراحى در ديوارهٔ قفسه سينه ناشى مى‌شود. اکثر پنوماتوسل‌ها توراسيک هستند ولى گاه پنوماتوسل‌هاى گردنى (نقص در فاشياى ليسبون) يا فتق ديافراگمى هم ممکن است ديده شود. فتق‌هاى ريوى معمولاً بدون علامت هستند ولى بعضى از بيماران از حساسيت موضعي، درد يا تنگى‌نفس خفيف شکايت دارند. در صورت وجود علائم، ترميم يا جراحى بهترين اقدام است.

عفونت‌هاى ديوارهٔ قفسه سينه

در صورتى‌که درناژ عفونت‌هاى سطحى ناکافى بوده باشد ممکن است عفونت به درون فضاى پلور گسترش پيدا کند و باعث ايجاد آمپيم شود.


آبسهٔ ساب‌پکتورال ممکن است از آدنيت چرکى غدد لنفاوى زيربغل، عفونت دنده يا پلور يا گسترش يک آبسهٔ پستان به پشت ناشى شود و يا از عوارض جراحى بر روى ديوارهٔ قفسه سينه (مثل ماستکتومى يا جاگذارى ضربان‌ساز قلب) باشد. علائم آن عبارتند از عفونت سيستميک، اريتم، ضخيم‌شدن ناحيهٔ پکتورال و پر شدن فرورفتگى طبيعى زير کلاويکول. حرکت شانه دردناک است. ارگانيسم‌هاى شايع عبارتند از استرپتوکوک هموليتيک و استافيلوکوک اورئوس. درمان عبارت است از برش لبهٔ طرفى عضلهٔ پکتوراليس ماژور و درناژ آبسه و تجويز آنتى‌بيوتيک.


آبسهٔ ساب‌اسکاپولار ممکن است ثانويه به استئوميليت اسکاپولا باشد، ولى شايع‌تر از همه به‌دنبال جراحى‌هاى توراکس نظير توراکوتومى و توراکوپلاستى رخ مى‌دهد. معمولاً بيرون‌زدگى اسکاپولا و تورم و ضخيم‌شدن عضلهٔ تراپزيوس در منطقهٔ پاراورتبرال در بيمار ديده مى‌شود. اگر بيمار دچار حملات سرفه باشد يا اگر اندازهٔ توده با وضعيت مريض يا فشار مستقيم بر روى آن تغيير کند، احتمال دارد که آبسه با فضاى پلور مرتبط باشد. تشخيص قطعى با آسپيراسيون سوزنى است. درناژ براى عفونت‌هاى پيوژنى توصيه مى‌شود که فضاى پلور را درگير نکرده باشند.

استئوميليت جناغ

عفونت استرنوم در بيشتر موارد از عوارض برش‌هاى استرنوتومى است که به‌صورت عفونت زخم يا مدياستينيت پس از جراحى بروز مى‌کند. درمان عبارت است از درناژ باز يا سيستم درناژ و شستشوى بسته با آنتى‌بيوتيک، همراه با آنتى‌بيوتيک سيستميک.

عفونت غضروف‌هاى دنده‌اى و گزيفوئيد

پاسخ عفونت‌هاى غضروف دنده‌اى به درمان آنتى‌بيوتيکى نسبتاً بد است زيرا وقتى که خونرسانى پرى‌کندرال مختل مى‌شود، غضروف مى‌ميرد و به‌صورت يک جسم خارجى باقى مى‌ماند و باعث ادامه يافتن عفونت و تشکيل فيستول مى‌شود. عفونت ممکن است در جريان سپتى‌سمى مستقر شود ولى شايع‌ترين علت آن انتشار مستقيم از ساير عفونت‌هاى جراحى (نظير عفونت زخم، آبسهٔ ساب‌فرنيک) است. بريده‌شدن غضروف‌هاى دنده‌اى در اعمال جراحي، مثلاً در برش توراکوابدومنينال، در صورتى که با عفونت موضعى همراه باشد غضروف را مستعد به عفونت پس از عمل مى‌کند. طيف وسيعى از ارگانيسم‌ها در اين نوع عفونت‌ها يافت شده‌اند.


ممکن است اريتم و تورم متناوب بروز کند که غالباً به درناژ خود به‌خودى منتهى مى‌شود. سير بيمارى ممکن است حاد و سريع باشد و يا سير بطئى چندين ماهه يا چندين ساله با حملات دوره‌اى داشته باشد و ممکن است با استئوميليت جناغ، دنده‌ها يا کلاويکول همراه باشد.


تشخيص افتراقى شامل تومورهاى موضعى استخوان و غضروف، سندرم تايتز، متاستاز ديوارهٔ قفسهٔ سينه، آنوريسم خورندهٔ آئورت و فيستول برونشى - پوستى مى‌باشد.


درمان انتخابى عبارت است از برداشتن غضروف درگير و استخوان‌هاى درگير مجاور، موارد عود از تخمين کمتر از واقعيتِ وسعت بيمارى و رزکسيون ناکافى ناشى مى‌شود.

بازسازى ديوارهٔ قفسه سينه

ترميم ديوارهٔ قفسه سينه ممکن است پس از تروما، رزکسيون جراحى يا فرآيندهاى عفونى ضرورت پيدا کند. در نقايص وسيع ديوارهٔ قفسهٔ سينه، حفظ خونرسانى به ناحيهٔ درگير حياتى است، براى اين منظور مى‌توان از فلاپ‌هاى اومنتال و هم‌چنين از فلاپ‌هاى پکتوراليس، لاتيسموس دورسى و رکتوس استفاده کرد.

سندرم تايتز

سندرم تايتز نوعى آبسه غيرچرکى و دردناک غضروف‌هاى دنده‌اى است که علت آن نامشخص باقى مانده است. تورم موضعى و حساسيت تنها علائم آن هستند؛ اين علائم معمولاً بدون درمان برطرف مى‌شوند. ممکن است سندرم عود کند.


درمان علامتى است و ممکن است مسکن‌ها و کورتيکواستروئيدهاى موضعى يا سيستميک را شامل شود. در صورتى‌که علائم بيش از ۳ هفته ادامه پيدا کند و وجود تورم نيز مطرح‌کنندهٔ نئوپلاسم باشد، ممکن است برداشتن غضروف درگير انديکاسيون پيدا کند که معمولاً درمان قطعى بيمار نيز محسوب مى‌شود.

بيمارى موندور (ترومبوفلبيت وريد توراکواپى گاستريک)

بيمارى موندور عبارت است از ترومبوفلبيت موضعى ديوارهٔ قدامى - طرفى قفسهٔ سينه. اين بيمارى در زنان شديدتر از مردان است و گاهى به‌دنبال راديکال ماستکتومى ديده مى‌شود. بيمار به غير از يک ساختار طناب - مانندِ حساس و لوکاليزه در بافت‌هاى زيرپوستى شکم، توراکس و زيربغل علامت ديگرى ندارد. بيمارى خود به‌خود و بدون آنکه عوارضى نظير ترومبوآمبوليسم برجاى بگذارد برطرف مى‌شود. احتمال وجود يک کانون عفونى يا استاز بازگشت وريدى به‌دليل نئوپلاسم بايد در نظر گرفته و حتماً مردود شده باشد.