اصول تشخيص

انسداد پروگزيمال کامل

- استفراغ

- ناراحتى شکمى

- غيرطبيعى بودن عکس‌هاى با مادهٔ حاجب خوراکى

انسداد ميانى يا ديستال کامل

- درد کوليکى شکم

- استفراغ

- اتساع شکم

- يبوست، يبوست کامل (obstipation)

- تحرک شديد و ناگهانى پريستالتيک

- گشادى رودهٔ باريک در عکس شکم

يافته‌هاى بالينى

انسداد ساده

نشانه‌ها و علائم

انسداد پروگزيمال (فوقاني) رودهٔ باريک معمولاً به‌صورت استفراغ شديد ظاهر مى‌شود که حتى در صورت طولانى‌بودن مدت انسداد، به‌ندرت حالت مدفوعى پيدا مى‌کند. درد شکم متغير است و اغلب به‌صورت ناراحتى بالاى شکم توصيف مى‌شود تا درد کرامپي.


انسداد رودهٔ باريک ميانى يا ديستال باعث درد کرامپى دور ناف يا درد با محل نامشخص مى‌شود. هر دورهٔ درد الگوئى فزاينده - کاهنده دارد،بين چندثانيه تا چند دقيقه طول مى‌کشد. بين حملات درد، ممکن است بيمارى هيچ دردى نداشته باشد. استفراغ به‌دنبال مدتى که بسته به سطح انسداد متغير است، بعد از شروع درد ايجاد مى‌شود؛ گاز و مدفوع موجود در کولون ممکن است پس از شروع درد دفع شوند، ولى هميشه در انسداد کامل نهايتاً يبوست کامل (obstipation) رخ مى‌دهد.


در مراحل اوليه ممکن است علائم حياتى طبيعى باشند، ولى با از دست‌دادن مداوم مايع و الکتروليت‌ها دهيدراتاسيون ديده مى‌شود. دما طبيعى يا مختصرى افزايش يافته است. اتساع شکم در انسداد پروگزيمال خفيف است يا وجود ندارد.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

در مراحل اوليه، ممکن است يافته‌هاى آزمايشگاهى طبيعى باشند، با پيشرفت بيماري، تغليظ خون، لوکوسيتوز و ناهنجارى‌هاى الکتروليتى که بستگى به سطح انسداد و شدت دهيدراتاسيون دارند، ديده مى‌شوند. آميلاز سرم اغلب افزايش مى‌يابد.

بررسى‌هاى تصويربردارى

عکس‌هاى سادهٔ خوابيده و ايستاده شکم الگوئى نردبان‌مانند از حلقه‌هاى رودهٔ باريک با سطوح هوا - مايع را نشان مى‌دهند. کولون اغلب خالى از گاز است، مگر آنکه بيمار تنقيه شده باشد، تحت سيگموئيدوسکوپى قرار گرفته باشد، يا تنها انسداد ناقص داشته باشد. بايد به‌دنبال سنگ‌هاى صفراوى کدر (opaque) و هوا در درخت صفراوى گشت. تجويز مادهٔ حاجب خوراکى وجود انسداد و کامل بودن آن را قطعى مى‌کند. انتروکليز (enteroclysis) جزئيات بيشترى از سطح و علت انسداد را مشخص مى‌کند و ممکن است انسداد حلقهٔ بسته را تشخيص دهد.

انسداد همراه استرانگولاسيون

هيچ يافته‌هاى در شرح حال، معاينه يا آزمايش‌ها نمى‌تواند احتمال استرانگولاسيون را در انسداد رودهٔ باريک به‌طور کامل رد کند.

نشانه‌ها و علائم

بروز شوک در اوايل سير انسداد به نفع وجود حلقهٔ بسته استرانگوله است.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

لوکوسيتوز واضح که تنها ناشى از تغليظ خون نباشد، بايد احتمال استرانگولاسيون را مطرح کند.

بررسى‌هاى تصويربردارى

مايع داخل صفاقى به‌صورت فضاهاى متسع بين حلقه‌هاى مجاور رودهٔ گشادشده ديده شود و اغلب علاوه بر استرانگولاسيون در انسداد ساده نيز ديده مى‌شود. وجود تصاوير به‌شکل اثر انگشت، از بين‌رفتن الگوى مخاطى و وجود گاز در ديوارهٔ روده يا شاخه‌هاى درون کبدى وريد باب ممکن است در استرانگولاسيون ديده شوند. سطوح هوا - مايع در خارج روده به‌معناى سوراخ‌شدگى روده هستند.

درمان

انسداد ناقص روده را مادام‌که عبور مداوم مدفوع و گاز وجود داشته باشد، مى‌توان به‌صورت محافظه‌کارانه و توأم با انتظار درمان کرد. عکس سادهٔ شکم وجود گاز را در کولون نشان مى‌دهد و عکس رودهٔ باريک با مادهٔ حاجب تشخيص را اثبات مى‌کند. اگر انسداد به‌مدت چند روز ادامه يابد، حتى اگر ناقص باشد، انجام جراحى لازم است.


انسداد کامل رودهٔ باريک به‌وسيلهٔ جراحى و پس از يک دورهٔ آمادگى دقيق درمان مى‌شود. دليل توجيه‌کنندهٔ عمل جراحى آن است که استرانگولاسيون را نبايد با قطعيت رد کرد، و استرانگولاسيون با ميزان بالائى از عوارض و مرگ و مير همراه است.


براى اين قانون که جراحى بايد بلافاصله انجام شود، چند استثناء وجود دارند: انسداد ناقص، انسداد پس از عمل، سابقهٔ جراحى‌هاى متعدد قبلى براى انسداد، پرتودرماني، بيمارى التهابى روده، و کارسينوماتوز شکمي.

جراحى

پس از آنکه بيمار هيدارته شد و اندام‌هاى حياتى کار خود را به‌نحو رضايت‌بخشى از سر گرفتند، مى‌توان عمل جراحى را انجام داد.


در بعضى بيماران دچار کارسينوم يا آسيب ناشى از پرتوتابى برداشتن ضايعهٔ مسدودکننده ممکن نيست. آناستوموز رودهٔ باريک پروگزيمال به رودهٔ باريک يا بزرگ ديستال به اسنداد (کنارگذر يا باى‌پس) ممکن است بهترين روش براى چنين بيمارانى باشد.

آمادگى

مکش بينى - معده‌اى

بلافاصله پس از پذيرش بيمار در بخش اورژانس، بايد براى وى لولهٔ معده گذاشت تا استفراغ بيمار بهبود يابد، از آسپيراسيون جلوگيرى شود، و جلوى اتساع بيشتر شکم با گاز بلعيده شده گرفته شود.

احياء بيمار از نظر آب و الکتروليت‌

نقايص آب و الکتروليتى بسته به سطح و مدت انسداد مى‌توانند خفيف تا شديد باشند. از دست دادن مايع، به‌صورت ايزوتونيک است و احياء بايد با تزريق محلول سالين ايزوتونيک شروع شود. از دست دادن مايع گوارشي، هم‌چنين باعث اختلالات اسيد و باز مى‌شود، و چون هيچ مکانيسم نورواندوکرينى براى اصلاح اين اختلالات وجود ندارد، جراح بايد اين کار را انجام دهد. غلظت الکتروليت‌هاى سرم و گاز خون سرخرگى راهنماهائى براى درمان الکتروليتى هستند؛ پتاسيم تا زمانى‌که برون‌ده ادرارى کافى باشد، نبايد تجويز شود، ولى بيماران نبايد تا وقتى که هيپوکالمى آنان اصلاح نشده باشد، تحت عمل قرار گيرند.