انسداد روده

انسداد روده در حين حاملگى شايع نمى‌باشد ولى بايد در تشخيص‌هاى افتراقى هر بيمار حامله‌اى که داراى اسکار شکمى بوده، دچار درد شکم و استفراغ مى‌شود، گنجانده شود. شايع‌ترين دليل انسداد روده، باندهاى چسبنده مى‌باشد. در حدود ماه چهارم يا پنجم حاملگى با گسترش رحم به درون شکم؛ نزديک زمان زايمان؛ و بعد از زايمان که حجم رحم ناگهان کاهش مى‌يابد، احتمال جابه‌جائى روده‌ها بيشتر است. شايع‌ترين علل چسبندگى پس از جراحى آپاندکتومى و جراحى‌هاى ژنيکولوژيک مى‌باشند.


علائم و نشانه‌هاى انسداد روده مشابه زنان غيرحامله مى‌باشند؛ گرچه ممکن است به‌علت تهوع و استفراغ اوائل حاملگي، درد ليگامان گرد و اتساع شکم در اثر حاملگي، تصوير بالينى انسداد محو شود. بررسى راديولوژيک شکم ممکن است تشخيصى باشد و بايد انجام گيرد.


در صورتى‌که جراحى لازم باشد، بايد فوراً انجام شده، حاملگى در درجه دوم اهميت قرار گيرد. نزديک زمان زايمان ممکن است براى بهتر دسترسى داشتن به شکم، سزارين انجام شود.

فتق‌ها

فتق هياتال در زمان حاملگى شايع است و شايد به‌دليل افزايش فشار وارد به معده در اثر رحم بزرگ در ۲۰% - ۱۵ زنان حمله ايجاد شود. نشانهٔ اصلى عبارت است از ازوفاژيت در اثر ريفلاکس که با سوزش شديد سردل همراه بوده، با خوابيدن يا خوردن غذاى زياد تشديد و با وضعيت ايستاده يا مصرف آنتاسيدها بهتر مى‌شود. ندرتاً ممکن است در اثر اولسراسيون مخاط مرى هماتمز ايجاد شود.


با بالاتر قرار دادن نيمه فوقانى بدن در حالت خوابيده، مصرف مکرر وعده‌هاى غذائى کوچک و مصرف آنتاسيد در هنگام لزوم، اين مشکل حل خواهد شد. بعد از زايمان، فتق هياتال غالباً برطرف مى‌شود. فقط در مواردى‌که فتق بعد از زايمان باقى مانده و ايجاد علامت مى‌کند جراحى توصيه مى‌شود.


فتق‌هاى نافي، اينگوينال و شکمى ربطى به حاملگى ندارند. مى‌توان اين فتق‌ها را پس از زايمان به‌صورت الکتيو عمل کرد. فقط در موارد نادرى که اين فتق‌ها اينکار سره يا استرانگوله مى‌شوند جراحى در زمان حاملگى انديکاسيون دارد.

سرطان پستان

سرطان پستان در حين حاملگى شيوع زيادى نداشته، از هر ۳۰۰۰ زن حامله يک نفر را درگير مى‌‌کند. تغييرات پستان در حين حاملگي، تشخيص زودرس کارسينوم پستان را مشکل مى‌کند. به‌علت تأخير در تشخيص، اکثر موارد در زمان تشخيص پيشرفته مى‌باشند. براى افتراق بين کيست و گالاکتوسل از تومورهاى توپر، از آسپيراسيون با سوزن ظريف (FNA) استفاده مى‌شود که ممکن است تشخيص کانسر را قطعى نمايد. در زمان حاملگي، به‌علت افزايش دانسيتهٔ راديوگرافيک پستان، ماموگرافى کمک چندانى نمى‌کند. به‌محض شک به کانسر، بايد بيوپسى و درمان جراحى مناسب انجام شود. پيش‌آگهى در سرطان محدود به پستان، خوب، و در صورت درگيرى غدد لنفى زيربغل، ضعيف مى‌باشد. سرطان پستان اثر مستقيمى بر جنين نمى‌گذارد، گرچه متاستازهائى به جفت گزارش شده‌اند.


درکل، ميزان سرطان‌هاى درمان‌شدهٔ پستان در طول دوران حاملگى يا شيردهى نسبت به زنان غيرحامله در سن مشابه بسيار کمتر مى‌باشد که دليل اصلى آن تأخير در تشخيص و پيشرفته‌شدن سرطان مى‌باشد.


در افرادى که مبتلا به بيمارى موضعى يا نوع ميکروسکوپى قابل درمان مى‌باشند، سقط درمانى توصيه نمى‌شود، ولى در زنانى که در اوايل حاملگى هستند و سرطان پيشرفته دارند، ممکن است توقف حاملگى با کاهش ميزان استروژن، يک درمان pallittive محسوب گردد. اگر حاملگى بيش از ۲۰ هفته باشد، فقط زندگى جنين ارجحيت دارد.


پس از درمان سرطان پستان، بهترين زمان حاملگى بعد از گذشت ۵-۳ سال مى‌باشد زيرا در اين زمان، بيشترين احتمال عود وجود دارد.

تومورهاى تخمدان

در زمان حاملگي، شايع‌ترين علت بزرگ شدن تخمدان، کيستيک جسم زرد مى‌باشد. در اين‌صورت اندازهٔ تخمدان به‌ندرت بيش از ۶ سانتى‌متر مى‌شود و با پيشرفت حاملگي، از اندازه آن کاسته خواهد شد. معمولاً بدون علامت بوده، فقط با بررسى دقيق مى‌توان آن‌را از نوع پروليفراتيو بزرگ‌شدن کيستيت افتراق داد.


در يک‌هزارم حاملگى‌ها، نئوپلاسم‌هاى واقعى تخمدان ايجاد و اکثراً در سه‌ماههٔ اول تشخيص داده مى‌شوند. بعضى از آنها تا بلافاصله پس از زايمان که اندازهٔ رحم ديگر آنها را مفخى نمى‌کند و جدار شکم شل مى‌شود، يافت نمى‌گردند. اکثر نئوپلاسم‌هاى تخمدان کيستيک بوده، تومورهاى توپر آن نسبتاً نادر هستند. اکثراً بدون علامت هستند، مگر در صورت خونريزى داخل تومور، پارگى کيست، يا پيچ‌خوردگى پديکول. در طى حاملگى شيوع اين عوارض افزايش مى‌يابد.


نئوپلاسم‌هاى کيستيک دوران حاملگى اکثراً از نوع تراتوم کيستيک خوش‌خيم (حدود ۴۰%)، سيست‌آدنوم سروز و موسينوز، و کيست‌هاى اندومتر مى‌باشند. شايع‌ترين تومور توپر، ديس‌ژرمينوم مى‌باشد. نئوپلاسم‌هاى بدخيم تخمدان، در زمان حاملگى نادر بوده در هر ۲۵۰۰۰-۹۰۰۰ حاملگى يک مورد از آنها رخ مى‌دهد. سيست آدنوکارسينوما و کارسينوم اندومتروئيد شايع‌ترين انواع هيستولوژيک مى‌باشند.


به‌علت خطر سقط در سه ماهه اول حاملگي، بايد برداشتن نئوپلاسم واقعى به روش جراحى تا ماه چهارم به تعويق افتد، مگر در صورتى‌که در اثر پيچ‌خوردگي، پاره‌شدن يا خونريزى يک اورژانس حاد شکمى ايجاد شود. در صورت تشخيص نئوپلاسم فوراً پس از زايمان، بايد به‌محض امکان آن را خارج کرده از عوارضى مانند عفونت، خونريزي، پاره‌شدن و پيچ‌خوردگى پيشگيرى نمود.