پلاسما

انديکاسيون‌هاى استفاده از پلاسماى تازهٔ منجمدشده عبارتند از:


۱. در بيمارانى که اثرات وافارين بايد به‌سرعت خنثى شوند. با استفاده از FFP مى‌توان در بيمارانى که آنتى‌کواگولانت دريافت مى‌کنند و دچار خونريزى فعال شده‌اند يا نياز به جراحى اورژانس دارند، به‌سرعت هموستاز را برقرار نمود.


۲. به‌عنوان کمکى در ترانسفوزيون‌هاى وسيع هنگامى که فقط گلبول قرمز فشرده در دسترس مى‌باشد. در بيمارانى که کل حجم خون آنها در عرض چند ساعت تعويض شده است، ممکن است به‌دليل ترومبوسيتوپنى يا کاهش فاکتورهاى انعقادى خونريزى روى دهد. در صورت کاهش سطح يک فاکتور تا جائى‌که PT يا PTT بيش از يک و يک‌دوم برابر افزايش يابند، مى‌توان براى تصحيح اختلال از FFP استفاده کرد.


۳. در بيماران جراحى مبتلا به مشکلات کبدي، اگر بعد از تجويز ويتامين K هنوز PT مختل باشد، مى‌توان از FFP استفاده کرد. گرچه معمولاً قادر به تصحيح اختلال نمى‌باشد.


۴. در بيماران نيازمند به جايگزينى فاکتورهائى مانند آنتى‌ترومبين III، فاکتور IX، يا فاکتور XIII، و در درمان پورپوراى ترومبوتيک ترومبوستيوپنيک.


در مواردى‌که به افزايش حجم يا يک منبع تغذيه‌اى احتياج مى‌باشد، استفاده از FFP توصيه نمى‌گردد، زيرا مواد ايمن‌تر و ارزان‌ترى در دسترس مى‌باشند. براى افزايش حجم، محلول‌هاى کريستالوئيد به FFP ارجحيت دارند.

ترانسفوزيون پلاکت

هدف از ترانسفوزيون پلاکت، رسيدن پلاکت‌هاى خون به سطحى است که قادر به هموستاز مناسب باشند. معمولاً براى هموستاز جراحي، ۵۰۰۰۰μL پلاکت کافى مى‌باشد. اگر جراحى در يک منطقه حساس (مانند مغز، چشم، مجارى تنفسى فوقاني) انجام مى‌شود، بايد قبل از جراحى تعداد پلاکت‌ها به‌ سطح بالاترى - بيش از ۱۰۰۰۰۰μL رسانده شود. در صورت لزوم، بايد ترانسفوزيون پلاکت در مدت مساوى يا کمتر از ۴ ساعت قبل از انجام جراحى انجام شود. هم‌چنين بايد يک ساعت تا ۱۰ دقيقه قبل از جراحى براى اطمينان يک شمارش پلاکتى انجام شود. دوز معمول بالغين، ۶ واحد مى‌باشد که بايد شمارش پلاکتى بيمار را تا حدود ۴۰۰۰۰μL افزايش دهد. عدم افزايش شمارش پلاکتى پس از ترانسفوزيون پلاکت، يک يافتهٔ مهم مى‌باشد و ممکن است در اثر آلوآنتى‌بادي، اتوآنتى‌بادي، پورپوراى بعد از ترانسفوزيون، DIC، يا ساير عوامل مصرف‌کنندهٔ پلاکت ايجاد شود.

فاکتورهاى انعقادى فشرده

فاکتور VIII فشرده و حرارت ديده و فاکتور VIII نوترکيب، براى مبتلايان به هموفيلى شديد A، انتخابى مى‌باشند. فاکتور IX فشرده، در معرض گرماى خشک قرار مى‌گيرد و قادر به انتقال هپاتيت مى‌باشد، و ممکن است باعث ترومبوز شود، بنابراين در بيماران دچار DIC کنترانديکه مى‌باشد. Cryoprecipitate، فرآورده فشرده‌اى است که از ذوب کردن پلاسماى منجمد اهداءکننده حاصل شده، ۱۲۰-۸۰ واحد فاکتور VIII، ميلى‌گرم ۲۵۰ فيبرينوژن، و مقادير تعيين‌نشده‌اى از فاکتور فون‌ويلبراند در هر کيسه آن (mL ۱۵-۲۵) موجود مى‌باشد. اين فرآورده در مبتلايان به هموفيلى کلاسيک و بيمارى فون‌ويلبراند و موارد نادر کمبود فيبرينوژن، که نياز به جراحى پيدا مى‌کنند، مؤثر مى‌باشد. هر واحد Cryoprecipitate که به ازاء هر ۶ کيلوگرم وزن بدن تجويز مى‌شود، سطح AHF را تا ۵۰% افزايش مى‌دهد که در اکثر جراحى‌ها کافى است. در جراحى‌هاى مشکل ممکن است لازم باشد هر ۱۲ ساعت، نيمى از اين مقدار تجويز شود و تا زمانى که لازم است ادامه يابد. دوز مناسب در مورد هيپوفيبرينوژنمى ۵ گرم تا ۲۰ کيسه مى‌باشد.


چسب فيبرين فرآورده‌اى با غلظت‌هاى بالاى فيبرينوژن مى‌باشد که در صورت مخلوط شدن با ترومبين، در محل خونريزى تشکيل لختهٔ فيبرينى مى‌دهد. چسب فيبرين در اعمال متفاوتى از جمله جراحى‌هاى کارديوواسکولر (به‌صورت اسپرى مدياستينال، در بند‌آوردن خونريزى محل آناستوموز و پروتزها)، جراحى‌هاى قفسه سينه (درمان فيستول برونکوپلورال)، برخورد با تروما (ترميم جراحت‌هاى کبد يا طحال)، پيوند اعضاء (پيوند نمونهٔ حاصل از هپاتکتومى نسبي)، ترميم پلاستيک (گرافت‌هاى پوستي)، ترميم CNS (ترميم سخت شامه يا اعصاب محيطي، خارج کردن تومور هيپوفيز) و جراحى‌هاى ارتوپدى (ترميم شکستگى استخوانى - غضروفى تاندون آشيل)، به‌کار مى‌رود. با استفاده از چسب فيبرين، به اندازهٔ استفاده از ساير فرآورده‌هاى خونى امکان انتقال ويروس‌ها وجود دارد، مگر به‌صورت اتولوگ تهيه شده باشد.