سرطان متاستاتيک ۲۰ بار شايع‌تر از تومورهاي اوليهٔ کبد است. سرطان‌هاي پستان، ريه، پانکراس، معده، رودهٔ بزرگ، کليه، تخمدان و رحم حدود ۷۰% از موارد را تشکيل مي‌دهند و در اين ميان ريه شايع‌ترين ارگان است. انتشار به کبد از طريق جريان خون سيستميک، وريد پورت، و يا با شيوع کمتر از طريق مجاري لنفاوي صورت مي‌گيرد. کبد سيروتيک که اغلب منشاء تومورهاي اوليهٔ کبد است، کمتر از کبد طبيعي به کاشته‌شدن متاستازها حساسيت دارد.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

کاهش وزن، ضعف و بي‌اشتهائي از شکايات شايع در هنگام مراجعه هستند. درد ربع فوقاني راست شکم، آسيت و زردي علائم معمول بيماري محسوب مي‌شوند. تب بدون عفونت واضح در ۱۵% از موارد ديده مي‌شود و ارتباط ضعيفي با لکوسيتوز دارد.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

در بررسي‌هاي آزمايشگاهي هماتوکريت بين ۳۰ تا ۳۶% است. بيلي‌روبين سرم در حدود نيمي از بيماران افزايش پيدا مي‌کند و در نيمي از اين موارد نيز ميزان آن بيش از ۴mg/dL است. آلکالن فسفاتاز معمولاً افزايش پيدا مي‌کند.

بررسى‌هاى تصويربردارى

معمولاً براي يافتن متاستازهاي کبدي بايد CTاسکن يا اولتراسونوگرافي انجام شود. با اين‌حال، MRI نيز اطلاعات مفيد ديگري فراهم مي‌کند و ممکن است بر CTاسکن ارجحيت داشته باشد. CT پورتوگرافي، بر CTاسکن معمولي با مادهٔ حاجب برتري دارد.

درمان

شيمى‌درمانى

در ۳۰% از موارد سرطان کولورکتال، کبد تنها محل متاستاز است. اگر ضايعه قابل برداشتن نباشد، مي‌توان با قراردادن يک سوند در شريان کبدي که به يک پمپ انفوزيون قابل کاشتن متصل باش، اين ضايعات را به‌صورت موضعي شيمي‌درماني کرد.

برداشتن کبد

هپاتکتومي ناکامل - برداشتن گوه‌اي يا لوبکتومي - در ۵% از مبتلايان به متاستازهاي کبدي با منشاء سرطان کولورکتال که تومور آنها قابل برداشتن است توصيه مي‌شود. تنها نيازهاي مطلق عبارتند از اينکه هيچ بيماري خارج کبدي وجود نداشته باشد و برداشتن کبد از نظر تکنيکي امکان‌پذير باشد. عوامل زير باعث بدشدن پيش‌آگهي پس از برداشتن تومور مي‌شوند: ۱. تومور اوليه بيشتر در مرحلهٔ C در طبقه‌بندي دوک قرار داشته باشد تا مرحلهٔ B؛ ۲. چهار يا تعداد بيشتري ضايعه در کبد وجود داشته باشد؛ ۳. بيش از ۲۵% از حجم کبد با تومور اشغال شده باشد؛ ۴. کمتر از ۱ سال از برداشتن تومور اوليهٔ کولون گذشته باشد؛ و ۵. حاشيهٔ تومور برداشته شده ۱ سانتي‌متر يا کمتر باشد. متغيرهائي که برنتيجهٔ نهائي تأثيري ندارند عبارتند از: ۱. لوبکتومي به‌جاي برداشتن گوه‌اي؛ ۲. نماي بافت‌شناسي تومور؛ ۳. دوطرفه بودن بيماري به‌جاي يک‌طرفه بودن؛ ۴. محل تومور اوليه در درون رودهٔ بزرگ؛ ۵. جنس بيمار.


تومورهاي ديگري که گاهي از اوقات فقط در يک لوب کبد ديده مي‌شوند و با برداشتن درمان مي‌شوند عبارتند از کارسينوم‌هاي سلول جزيره‌اي پانکراس، کارسينوم‌هاي سلول کليوي، و کارسينوئيدها. برداشتن متاستازهاي منفرد کبدي از منشاء سرطان‌هاي پستان، پانکراس، معده، اعضاء لگني زنانه و ريه تاکنون بي‌فايده بوده است.