پاتولوژى

- پوست سر:

پارگى‌هاى پوست سر شايع بوده و از اين بابت که مى‌توانند محلى براى عفونت و يا خونريزى قابل‌ملاحظه باشند، حائز اهميت هستند. پوست ضخيم سر و موهاى روى آن محافظى براى جمجمه و مغز مى‌باشند. پارگى ستاره‌اى شکل به‌طور شايع به‌دنبال تروماى غيرنافذ ديده مى‌شود. آناستوموزهاى متعدد شريانى و وريدى در پوست سر مسئول خونريزى شديد از اين پارگى‌ها و هم‌چنين از طرفى باعث التيام مؤثر زخم هستند. بيشتر اين عروق در لايهٔ چربى زيرجلدى و روى بافت فيبروز متراکمى به‌نام گالئا قرار دارند که موجب استحکام و عدم از هم‌گسيختگى در پوست سر مى‌شود.


- جمجمه:

انواع مختلفى از آسيب‌هاى جمجمه ممکن است به‌دنبال تروماى غيرنافذ اتفاق بى‌افتد:


۱. شکستگى‌هاى سادهٔ جمجمه: شکستگى‌هاى خطى و بدون جابه‌جائى شايع بوده و به درمان خاصى نياز ندارند، اما علامت مهمى از شدت ضربهٔ وارده به‌سر مى‌باشند. به‌علت احتمال آسيب‌هاى عصبى به‌دنبال هماتوم داخل مغزى بايد اين بيماران را به‌مدت ۲۴-۱۲ ساعت به‌دقت تحت‌نظر گرفت.


۲. شکستگى‌هاى فرورفتهٔ جمجمه: اين موارد معمولاً به‌علت ضربات با سرعت کم به‌وجود مى‌آيند (مثل ضربه به‌وسيلهٔ اجسام کوچک). در اين شکستگى‌ها، تابل داخلى جمجمه بيشتر از تابل خارجى آن آسيب ديده و ممکن است پارگى مغز يا سخت‌شامه رخ دهد. اگر ميزان فرورفتگى بيش از ضخامت جمجمه بود و يا ديوارهٔ خلفى سينوس فرونتال گرفتار شده باشد، ممکن است بالاآوردن قست فرورفته توسط جراحى لازم باشد.


۳. شکستگى‌هاى مرکب: اين موارد شکستگى‌هائى هستند که قسمتى از پوست سر، که روى شکستگى مى‌باشد، پاره شده است. درمان شکستگى همانند شکستگى‌هاى ساده بوده و درمان زخم شامل دبريدمان کافى و بخيه‌زدن مى‌باشد.


۴. شکستگى‌هاى قاعدهٔ جمجمه: اين شکستگى‌ها ممکن است منجر به نشت مايع مغزى - نخاعى شده و درنتيجه خطر مننژيت و ايجاد آبسهٔ مغزى را افزايش دهند. نشت مايع مغزى نخاعى معمولاً درنتيجهٔ شکستگى‌هائى که به سينوس‌هاى پارانازال يا سلول‌هاى هوائى ماستوئيد وارد شده و دوراى مجاور را پاره مى‌کنند، ايجاد مى‌گردد. در اين موارد مايع مغزى نخاعى از طريق گوش‌ها و يا بينى نشت مى‌کند. هم‌چنين شکستگى‌هاى قاعدهٔ جمجمه، ممکن است منجر به صدمه به اعصاب مغزى که از قاعدهٔ مغز مى‌گذرند، گردند.