زمانى‌که علائم و نشانه‌ها به نفع يک ضايعهٔ داخل نخاعى هستند، اين علائم مى‌تواند شامل ارزيابى حسى در منطقهٔ مربوط به ريشهٔ نخاعى گرفتار، سندرم براون‌سکو‌آرد، وجود يک سطح حسى يا درگيرى نواحى مشخصى به‌صورت تغييرات حس درد يا ضعف عضلانى و آتروفى عضلات همراه با فقدان رفلکس‌هاى تاندونى عمقى باشند. وجود سندرم هورنر زمانى که همراه با بقيه علائم و نشانه‌هاى درگيرى نخاع باشد در تعيين محل تومور مفيد است. شرح حال، قسمت مهمى از کار تشخيصى را شامل مى‌شود و به‌عنوان مثال اگر عملکرد مثانه يا روده دچار اختلال شده باشد وجود اثر فشارى تومور محتمل‌تر است و بايد توجه داشت که زمان را نبايد از دست داد چون اختلال عملکردى که توسط اثر فشارى تومور بروز کرده است به مرور زمان تشديد خواهد شد و ايسکمى نخاع هم به تابلوى بيمارى اضافه خواهد گرديد. تومورهاى اينترامدولارى نخاع مى‌توانند به اندازه بزرگى برسند در حالى‌که تنها سبب ايجاد اختلال حسى خفيفى شده باشند که اين اختلال حسى در ناحيه ساکرال هم وجود ندارد و يا اينکه سبب ضعف عضلانى موضعى با علائم درگيرى راه‌هاى بلند شوند.


بعضى از انواع تومورهاى نخاعى تابلو‌هاى بالينى خاصى ايجاد مى‌کنند که در صورت مشاهدهٔ اين تابلوها، شک به‌وجود آن تومور خاص تقويت خواهد شد. به‌عنوان مثال علائم و نشانه‌هاى درگيرى نخاع توراسيک در يک خانم ميانسال به‌نفع وجود مننژيوم است. اگر سابقهٔ نوروفيبروماتوز رکلين‌ها وزن وجود داشته باشد بايد به‌وجود نوروفيبروم، مننژيوم، اپانديموم يا تومورهاى متعدد مشکوک شد. تودهٔ مدياستينال خلفى که در گرافى قفسهٔ سينه مشاهده مى‌شود مى‌تواند به‌صورت دمبل‌شکل در داخل نخاع توسعه يافته باشد. بيمار مبتلا به هوچکين يا لنفوم که مبتلا به اختلال عملکرد مثاله شده است، ممکن است دچار درگيرى نخاع به‌صورت اکسترادورال در سطح کونوس شده باشد که گاهى تنها علامت آن، همان علائم ادرارى هستند.


در فردى‌که با درد ناحيهٔ گردن و اکسى‌پيتال و ضعف عضلانى پيشرونده به‌سمت پائين در يک سمت بدن و سپس ضعف بالارونده در سمت ديگر بدن به‌همراه نيستاگموس و آتروفى عضلات اينترينسيک دست‌ها مراجعه مى‌کند، شک ما به سمت مننژيوم در سطح فورامن مگنوم معطوف مى‌گردد. در خونريزى‌هاى ساب‌آراکنوئيد که هيچ‌گونه علت مربوط به داخل جمجمه براى آنها يافت نمى‌شود ممکن است علت، تومورهاى نخاعى باشد.


در تومورهاى درموئيد يا ليپومننگوسل گاهى يک خال مودار يا توده چربى بر روى پوست پشت، مشاهده مى‌شود. موارد متاستاز به نخاع هميشه بايد مدنظر باشند. نورالژى بين‌دنده‌اى ممکن است اولين علامت ميلومى باشد که به مغز استخوان ستون فقرات دست‌اندازى کرده است و پديکول مجاور ريشهٔ درگير را تخريب نموده است.


روش‌هاى تصويرى

معمولاً ضايعات تخريبى استخوانى ستون مهره‌ها به‌نفع متاستاز به ناحيه هستند در صورتى‌که اروزيون‌هاى لوکاليزه‌تر، به‌نفع نوروفيبروم، تومورهاى اپيدرموئيد يا اپانديموم مى‌باشند. نوروفيبروم تمايل به درگيرى فضاى اينترلامينار بين C1-C2 را دارد که با نازک‌شدن شديد قوس‌هاى خلفى مشخص مى‌شود. اگر بيمار مشکوک به نوروفيبروم توراسيک باشد بايد انحراف پلورمدياستينال را در سطح درگيرى بررسى کرد که در صورت وجود، به‌نفع تومور دمبل‌شکل مى‌باشد.


درگذشته ميلوگرافى روش قطعى تشخيص بود ولى امروزه MRI با تقويت توسط گادولينوم‌ جاى ميلوگرافى را گرفته و به‌عنوان روش انتخابى مطرح است.


شيوع تومورهاى نخاعى برحسب محل به‌ترتيب زير است:


۱. توراسيک

۲. کمرى

۳. گردني

۴. ساکرال


حدود دوسوم موارد تومورهاى اوليهٔ نخاعى اکسترامدولارى و اينترادورال هستند و خوش‌خيم هستند (مننژيوم، نوروفيبروم، اپيدرموئيد).


درمان

سعى بايد بر اين باشد که تمام نوروفيبروم‌ها و مننژيوم‌ها با اتصالات مربوطه آنها به ريشه‌هاى نخاعى يا سخت‌شامه به‌طور کامل خارج گرداند. انديکاسيون جراحى در تومورهاى متاستاتيک به نخاع عبارتند از:


۱. پيشرفت سريع از دست‌دادن عملکرد

۲. تومورهاى مقاوم به رادياسيون

۳. تومورهائى که تشخيص آنها قطعى نشده و احتمال تشخيص‌هاى ديگر مثل آبسه‌هاى نخاعى مطرح باشد

۴. عود بعد از رادياسيون

۵. پيشرفت تومور على‌رغم رادياسيون و درمان با کورتون