وضعيت‌هاى محدودکننده

EMG و NCV از آزمايشات مهم در تشخيص فشردگى‌هاى عصبى مى‌باشند.


درمان اين ضايعات شامل تزريق موضعى تريامسينولون يا دگزامتازون به‌صورت مخلوط با ليدوکائين و يا عمل جراحى مى‌باشد. در مورد تزريقات بايد دقت شود تا تزريق به‌طور مستقيم به‌داخل عصب صورت نگيرد.


در موارد زير جراحى فورى انديکاسيون مى‌يابد: وقتى ضايعه به‌حدى شديد است که امکان حرکت هيچ تاندونى وجود ندارد، هنگامى‌که اختلال پيشروندهٔ عصبى وجود دارد، ضخيم‌شدگى غير قابل برگشت روماتوئيدى و يا ساير ضايعات فضاگير وجود داشته باشد.

فاسيئت کف‌دستى

علت اين بيمارى نامشخص بوده و به‌ يکى از سه شکل حاد، تحت حاد و مزمن ديده مى‌شود. در مردان، افراد بالاى ۵۰ سال و افرادى‌که شغل‌هاى بدون فعاليت دارند، شايع‌تر است. اين بيمارى در نيمى از موارد دوطرفه بوده و شواهدى از ارثى‌بودن آن در دست است. تشنج اييوپاتيک، ديابت، مصرف الکل به‌طور دائم و ابتلاء به بيمارى‌هاى مزمن از جملهٔ عوامل مساعدکنندهٔ اين بيمارى محسوب مى‌گردند. اين بيمارى يک وضعيت ناشى از کار محسوب نمى‌شود و بلکه برعکس، در دستى که کمتر مورد استفاده و کار قرار مى‌گيرد، بيشتر ديده مى‌شود. نقاط ديگرى از بدن که مبتلا به اين بيمارى مى‌شوند فاسياى کف پا در محل پاشنه پا و آلت تناسلى مى‌باشند. حالت ندولار ضخيم‌شدگى دوپريترن، مى‌تواند با پينه‌بستن و حالت رشته‌اى آن با اختلالات تاندونى اشتباه گرفته شود.


اين اختلال در واقع لايه‌هاى چربى را گرفتار مى‌کند و عروق و اعصاب و يا ساختمان‌هاى پوستى و عضلانى عمدتاً درگير نمى‌شوند. در عين حالى که انقباض دوپريترن هر فضائى از دست را مى‌تواند گرفتار سازد اما معمولاً انگشت کوچک و حلقه گرفتار مى‌شوند. درمان ضايعه در موارد پيشرفته، جراحى است. انجام حرکات ۵-۳ روز بعد از عمل جراحى بايد شروع شوند و استفادهٔ از آتل متحرک و تزريق کورتيکواستروئيد به‌داخل مفاصل و محل انجام جراحى به انجام حرکات کمک مى‌کنند.