نشانه‌ها و علائم

در حال حاضر، بيش از دوسوم بيماران در معاينات روتين تشخيص داده مى‌شوند و بعضى از بيماران بدون علامت هستند. پس از درمان جراحى موفق، بسيارى از بيمارانى که بدون علامت تقلى مى‌شدند، نسبت به بهبود علائمى که قبل از عمل ناشناخته مانده بوده‌اند آگاهى مى‌يابند؛ علائمى نظير خستگى‌پذيرى عضلات، ضعف، اختلالات رواني، يبوست، پلى‌اورى يا پلى‌ديپسي، و درد استخوان و مفصل. در تمام بيمارانى که دچار علائم فوق‌الذکر و هيپرکلسمى باشند بايد به هيپرپاراتيروئيدى مشکوک شد، به‌خصوص اگر با نفروليتياز، نفروکلسينوز، هيپرتانسيون، اولسر پپتيک، پانکراتيت يا نقرس همراه باشد.


يافته‌هاى آزمايشگاهي، بررسى‌هاى تصويربردارى و تشخيص افتراقى (برخورد با بيمار هيپرکلسميک)

ارزيابى بيمار نرموکلسميک مشکوک به هيپرپاراتيروئيدى

نارسائى کليوي، هيپوآلبومينمي، پانکراتيت، کمبود ويتامين D يا منيزيم و مصرف بيش از حد فسفات باعث مى‌شوند که سطح کلسيم سرم در هيپرپاراتيروئيدى طبيعى باشد. اگر بيمار مبتلا به هيپرپاراتيروئيدى باشد، اصلاح اين بيمارى‌هاى زمينه‌اى منجر به هيپرکلسمى خواهد شد. از آنجا که غلظت کلسيم در سرم متغير است، بايد در بيش از سه نوبت جداگانه اندازه‌گيرى شود. نمونهٔ سرم در يخچال يا فريزر، غلظت کلسيم کاهش پيدا مى‌کند، اندازه‌گيرى غلظت کلسيم يونيزه نيز مى‌تواند مفيد باشد، چون ممکن است با وجود طبيعى بودن غلظت کلسيم کل سرم، ميزان آن افزايش يافته باشد.


اگر سطح کلسيم يونيزه و PTH افزايش يافته باشد، تشخيص هيپرپاراتيروديدى نرموکلسميک قطعى است. سه علت عمده براى هيپرکلسيورى و نفروليتياز وجود دارد؛ ۱. افزايش جذب کلسيم از دستگاه گوارش (هيپرکلسيورى جذبي)، ۲. افزايش نشت کليوى کلسيم (هيپرکلسيورى کليوي)، و ۳. هيپرپاراتيروئيدى اوليه.