هيپرپاراتيروئيدى اوليه به‌علت افزايش ترشح PTH از يک آدنوم منفرد پاراتيروئيد (۸۳%)، آدنوم‌هاى متعدد (۴%)، هيپرپلازى (۱۲%) يا کارسينوم (۱%) ايجاد مى‌شود. ولى امروزه مشخص شده که شيوع آن در کل جمعيت بين ۳/۰-۱/۰% است و شايع‌ترين علت هيپرکلسمى در بيماران غيرانتخابى محسوب مى‌شود. قبل از بلوغ ناشايع است؛ بيشترين شيوع آن در دهه‌هاى سوم و پنجم زندگى است و شيوع آن در زنان ۲ تا ۳ برابر مردان است.


توليد بيش از حد هورمون پاراتيروئيد باعث جابه‌جا شدن کلسيم از استخوان و مهار بازجذب کليوى فسفات مى‌شود؛ درنتيجه هيپرکلسمى و هيپوفسفاتمى ايجاد مى‌کند، که باعث به‌هدر رفتن کلسيم و فسفر و دفع مواد معدنى استخوان و استئوپوروز خواهد شد. علائم ديگرى که راهنماى تشخيصى هيپرپاراتيروئيدى هستند عبارتند از: نفروليتياز، نفروکلسينوز، اوستئيت فيبروزا سيستيکا، اولسر پپتيک، پانکراتيت، هيپرتانسيون و نقرس يا نقرس کاذب.


آدنوم‌هاى پاراتيروئيد وزنى بين ۶۵ ميلى‌گرم تا بيش از ۳۵ گرم دارند و اندازهٔ آنها معمولاً رابطهٔ مستقيمى با شدت هيپرکلسمى دارد.


هيپرپلازى اوليهٔ پاراتيروئيد تمام غدد پاراتيروئيد را درگير مى‌کند. اندازهٔ غدد هيپرپلاستيک بسيار متغير است ولى معمولاً بزرگتر از حد طبيعى (۶۵ ميلى‌گرم) هستند.


کارسينوم پاراتيروئيد نادر است ولى در بيماران مبتلا به هيپرکلسمى شديد شيوع بيشترى دارد. سرطان‌هاى پاراتيروئيد در نيمى از بيماران قابل لمس هستند و بايد در بيمارانى به وجود آنها شک کرد که غدهٔ پاراتيروئيد هنگام عمل سفت، يا تهاجمى باشد و کپسول سفيد يا نامنظم داشته باشد.


- سير بالينى هيپرپاراتيروئيدى درمان‌شده و درمان‌نشده:

در بيماران مبتلا به هيپرپاراتيروئيدى درمان‌نشده، احتمال مرگ زودرس عمدتاً به‌علت بيمارى قلبى - عروقى يا بدخيمى افزايش مى‌يابد. ظرفيت عضلات تنفسى کاهش و شيوع کارديوميوپاتى هيپرتروفيک (حتى در هيپرپاراتيروئيدى بدون پرفشارى خون) افزايش پيدا ى‌کند. در ۸۰% از بيماران، پس از پاراتيروئيدکتومى اين تظاهرات بهبود مى‌يابند يا برطرف مى‌شوند.