اهداف اصلى بيهوشى عمومى عبارتند از: بى‌دردي، عدم هوشياري، شل شدن ماهيچه‌هاى اسکلتى و کنترل پاسخ‌هاى سيستم عصبى سمپاتيک به تحريکات زيان‌آور.

نيتروزاکسيد، بيهوش‌کننده‌هاى فرار و نارکوتيک‌ها

از آنجا که نيتروزاکسيد بيهوشى کامل ايجاد نمى‌کند، بايد به‌همراه يک بيهوش‌کنندهٔ فرار يا نارکوتيک تجويز گردد. اشکال اصلى اکثر داروهاى بيهوش‌کنندهٔ فعال، دپرسيون قلبى وابسته به دوز مى‌باشد. اگر اين داروها به‌همراه نيتروزاکسيد که نسبتاً آثار قلبى - عروقى ندارد، مصرف شوند، مى‌توان دوز کلى آنها را کاهش داد.


نارکوتيک‌ها که معمولاً فعاليت سيستم قلبى عروقى را کاهش نمى‌دهند، معمولاً به‌همراه نيتروزاکسيد تجويز مى‌شوند. در هر حال در بيمارانى که فعاليت قلبى - عروقى طبيعى دارند، عدم ايجاد دپرسيون قلبى - عروقى در اثر نارکوتيک‌ها، مى‌تواند با توجه به پاسخ بلوک‌نشدهٔ سيستم عصبى سمپاتيک، باعث افزايش فشار خون گردد. اگر اين حالت رخ دهد، با تجويز غلظت‌هاى کم يک داروى بيهوش‌کنندهٔ فرار معمولاً فشار خون کنترل خواهد شد. هنگامى که ترکيب نيتروزاکسيد و نارکوتيک براى القاء بيهوشى تجويز مى‌شود، براى از بين بردن انقباض ماهيچه‌هاى اسکلتي، نياز به شل‌کننده‌هاى عضلانى بيشتر خواهد بود.

مانيتورينگ عمق بيهوشى

علائم مورد استفاده در ارزيابى عمق بيهوشى در جدول درج شده‌اند. فلج ايجادشده توسط شل‌کننده‌هاى عضلاني، دسترسى به موضع عمل را تسهيل کرده، نياز به بيهوش‌کننده‌هاى فرار را کاهش مى‌دهد، اما در بيمارى که فلج شده است، بسيارى از علائم بيهوشى وجود ندارند. لازم است که متخصص بيهوشى دائماً عمق بيهوشى را ارزيابى نمايد. عدم انجام چنين کارى ممکن است باعث شود بيمار در حالى‌که فلج مى‌باشد، در هنگام جراحى به‌هوش آيد.

جدول علائم نشان‌دهنده عمق بيهوشى

Signs
Pupil movement Pupil Size Muscle Relaxation Sweating Resplaration Heart Rate Blood Pressure Anesthetic
± + ++ 0 + ++ ++ Enflurane
± ++ 0 + ++ ++ Halothane
± ± + ++ 0 + ++ Isoflurane
0 0 0 + + + + N2O-narcotic
+ 0 0 0 + 0 0 N2O-ketamine


Usefulness of signs is graded as follows: ++ = very useful; ± = questionably useful; 0 = not useful

بلوک عصبى - عضلانى

يکى از مهم‌ترين کارهاى متخصص بيهوشي، تجويز دوز مناسب داروهاى شل‌کنندهٔ عضلانى مى‌باشد - يعنى دوزى که براى تسهيل انجام عمل جراحى کافى بوده، ولى دوزهاى نامناسب داروهاى بيهوش‌کننده را تحت تأثير قرار نداده، باعث فلج طولانى مدت بيمار پس از جراحى نگردد. استفاده از استيمولاتور عصب محيطى در تعيين ميزان بلوک عصبى - عضلانى در هنگام جراحى مفيد مى‌باشد. معمولاً عصب اولنار تحريک شده، ادوکسيون شست مورد مشاهده قرار مى‌گيرد. اگر بيهوشى کافى باشد، تخفيف پاسخ به ميزان ۹۰% عموماً نشان‌دهندهٔ اثر شل‌کنندگى مناسب خواهد بود. افزايش نياز به شل کردن شديد عضلاني، باعث افزايش موارد ضعف در اتاق ريکاورى شده است که منجر به عدم تهويهٔ کافى مى‌گردد.

کاهش دادن عمدى فشار خون

با اين کار خونريزى کاهش مى‌يابد ولى احتمال هيپوپرفيوژن ارگان‌هاى حياتى بيشتر مى‌شود. گاهى از کاهش عمدى فشارخون در جراحى اعصاب، آرتروپلاستى کامل مفصل ران، و جراحى سرطان‌هاى سر و گردن استفاده مى‌شود. مغز قادر است فشار متوسط شريانى برابر ۵۵mmHg را تحمل کند، ولى واکنش آن در برابر فشارهاى پائين‌تر و تأثير بيمارى‌هاى خاص معين نشده است. در بيماران دچار سکتهٔ مغزى (Stroke)، حملات گذراى ايسکميک (TIA)، انفارکتوس ميوکارد ظرف سه سال گذشته، بيمارى کليوى (يعنى افزايش سطح کراتينين سرم)، سابقهٔ پيوند کليه، فشارخون سيستولى بيش از ۱۷۰mmHg، يا فشار دياستولى بالاى ۱۱۰mmHg، نبايد فشار خون در هنگام جراحى عمداً کاهش داده شود.


روش‌هاى کاهش عمدى فشار خون عبارتند از: دادن وضعيت به بيمار (مثلاً بالا بردن سر)، تزريق وريدى مداوم يک وازوديلاتور کوتاه اثر (مانند نيتروپروسايد سديم)، استفاده از مواد بيهوش‌کنندهٔ فرار، يا ترکيبى از اين موارد.