اين بيمارى يک متاپلازى اکتسابى است که جايگزين اپى‌تليوم سنگفرشى طبيعى قسمت ديستال مرى مى‌شود. به‌نظر مى‌رسد که علت اين تغيير، ريفلاکس مزمن معده به مرى باشد، و اهميت بالينى مهم آن اين است که با آدنوکارسينوم مرى همراهى دارد. در ۱۰% از مبتلايان به مرى‌بارت در اولين معاينهٔ اندوسکوپيک آدنوکارسينوم مرى يافت مى‌شود. افزايش بروز ساير تومورها (نظير سرطان کولون) نيز گزارش شده است. اين بيمارى در مردان بين ۵۰ تا ۷۰ سال شايع‌تر است.


مرى‌بارت در ۱ تا ۱۵% از بيمارانى که ازوفاژيت ناشى از ريفلاکس دارند ديده مى‌شود و نشانهٔ شديد بودن ريفلاکس معده به مرى است. زخم‌هاى همراه با اپى‌تليوم‌بارت به‌ويژه بسيار نگران‌کننده هستند چون تمايل زيادى به نفوذ به اعضاء مجاور از جمله ناي، آئورت و قلب دارند.


انتشار محدود اپى‌تليوم ستونى به بالاى اتصال مرى به معده در افراد عادى نيز به نسبت شايع است و براى آنکه جزو معيارهاى تشخيصى مرى‌بارت قرار بگيرد، بايد اپى‌تليوم ستونى تا دست‌کم ۳ سانتى‌متر بالاى محل اتصال مرى به معده گسترش داشته باشد. از نظر بافت‌شناسى اپى‌تليوم ممکن است يکى از سه نوع زير را داشته باشد: روده‌اى (شايع‌ترين نوع)، اتصالى (junctional) يا نوع فوندوس معدي. نوع روده‌اى چربى‌ها را به‌خوبى اپى‌تليوم طبيعى روده جذب نمى‌کند، و نوع فوندوس معدي.


نوع روده‌اى چربى‌ها را به‌خوبى اپى‌تليوم طبيعى روده جذب نمى‌کند، و نوع فوندوس معدى با اينکه سلول پاريتال نيز دارد، در عمل آتروفيک است و منبع مهمى براى ترشح اسيد محسوب نمى‌شود.


سوزش سردل، رگورژيتاسيون و در صورت بروز تنگى ديسفاژى شايع‌ترين علائم هستند. سوزش سردل در مرى‌بارت خفيف‌تر است که علت احتمالى آن اين است که اپى‌تليوم متاپلاستيک در مقايسه با اپى‌تليوم سنگفرشى حساسيت کمترى دارد.


درمان همان درمان کلى ازوفاژيت ناشى از ريفلاکس است: آنتى‌اسيد، داروهاى H2 -بلوکر، بالانگهداشتن سر تختخواب، و ترک مصرف دخانيات و داورها يا محلول‌هاى آزارندهٔ مري. جراحى ضد ريفلاکس (نظير فوندوپليکاسيون نيسن) معمولاً به‌شدت ريفلکس معده به مرى و يا بروز زخم و تنگى در مرى توصيه مى‌شود. بعضى از تنگى‌ها ممکن است پس از عمل به ديلاتاسيون‌هاى دوره‌اى نياز داشته باشند.


به‌دليل افزايش خطر بروز سرطان، اندوسکوپى و بيوپسى بايد هر ۶ تا ۱۲ ماه به‌طور مرتب انجام شود، به‌خصوص در بيمارانى که متاپلازى روده‌اى دارند. بيوپسى بايد از سطوح مختلف مرى و در جستجوى کارسينوم يا ديسپلازى تهيه شود. در بيمارانى که درجات بالائى از ديسپلازى يا انواع ناهنجارى‌هاى ذکرشده را دارند، آن قسمت از مرى که مخاط‌ بارت دارد بايد به‌کلى برداشته شود.