عدم ترميم

عدم ترميم قسمت باقى‌مانده - اغلب به‌علت خونرسانى ناکافى يا اشتباهات تکنيک جراحى - معمولاً آمپوتاسيون‌هاى بالتر را ايجاب مى‌کند. شواهدى وجود دارند دال بر اينکه زخم بيماران داراى سطح هموگلوبين بالاتر از ۱۳gr/dL بدتر از بيمارانى که هموگلوبين پائين‌ترى دارند، ترميم مى‌يابد.

عفونت

ميزان عفونت در قسمت‌هاى باقى‌ماندهٔ اندام پس از آمپوتاسيون به‌طور متوسط ۱۵% است و در صورتى‌که در زمان آمپوتاسيون قسمت ديستال اندام سپتيک باشد، به بيشترين حد خود مى‌رسد. اين رقم را مى‌توان با انجام آمپوتاسيون‌هاى گيوتينى مقدماتى و نيز تجويز آنتى‌بيوتيک در موارد عفونى به‌نحو چشمگيرى کاهش داد. هماتوم‌هاى قسمت باقى‌ماندهٔ اندام زمينه‌ساز عفونت هستند. اگر قسمت باقى‌ماندهٔ آمپوتاسيون عفونى شود، بايد زخم را بلافاصله باز کرد، و اغلب آمپوتاسيونى بالاتر ضرورى است.

ترومبوآمبوليسم

بيماران آمپوته‌شده در معرض خطر بالائى براى بروز ترومبوز (۱۵%) و آمبوليسم ريوى (۲%) پس از عمل قرار دارند، زيرا:


۱. آمپوتاسيون اغلب به‌دنبال بى‌تحرکى طولانى در حين درمان بيمارى اوليه انجام مى‌شود.

۲. در جراحى سياهرگ‌هاى بزرگ بسته مى‌شوند، درنتيجه خون آنها متوقف و زمينه براى ترومبوز فراهم مى‌شود.

درد و جمع‌شدگى فلکسيونى

جمع‌شدگى (contracture) فلکسيونى زانو يا لگن ممکن است در صورتى‌که بخش ديستال اندام منبع ثابت درد بوده باشد، به‌سرعت رخ دهد، که در اين حالت طبيعى است اندام در حالت خم‌شده به بالا کشيده شود.


درد مداوم در قسمت باقى‌ماندهٔ اندام و احساس درد خيالى (phantom pain) در قسمت قطع‌شدهٔ اندام شايع هستند. نوروماى موجود در قسمت باقى‌ماندهٔ اندام را مى‌توان با تزريق داروى بى‌حسى موضعى يا برداشتن آن درمان کرد. کازالژى به سمپاتکتومى پاسخ مى‌دهد.


درد خيالى اندام عبارت است از حس اينکه پس از آمپوتاسيون، اندام دردناک است. بيشتر بيماران آمپوته‌شده اين پديده را به درجاتى تجربه مى‌کنند. درمان دشوار است؛ بهبود با استفاده از ضدافسردگى‌هاى سه‌حلقه‌‌اى و تحريک عصبى الکتريکى از طريق پوست (TENS) گزارش شده است. در صورت وجود ايسکمى طولانى پيش از آمپوتاسيون، بروز و شدت درد خيالى اندام افزايش مى‌يابد، ولى اگر پس از عمل، توانبخشى به‌سرعت انجام شود، اين ميزان کاهش مى‌يابد.