اصول تشخيص

- درد متناوب شکم

- سوء هاضمه

- سنگ‌هاى صفراوى در کوله‌سيستوگرافى يا اولتراسونوگرافى

ملاحظات کلى

کوله‌سيستيت مزمن شايع‌ترين نوع بيمارى علامتدار کيسه صفرا است که تقريباً در تمام موارد با سنگ‌هاى صفراوى همراه است. دوره‌هاى مکرر و مختصر انسداد مجراى سيستيک باعث کوليک صفراوى متناوب و نهايتاً التهاب و تشکيل اسکار مى‌شود.

عوارض

کوله‌سيستيت مزمن مى‌تواند زمينه‌ساز کوله‌سيستيت حاد، سنگ‌هاى مجراى مشترک، و آدنوکارسينوم کيسه صفرا شود. هرچه سنگ‌ها بيشتر مانده باشند، احتمال بروز اين عوارض نيز بيشتر مى‌شود، با اين‌حال عوارض شيوع خيلى زيادى ندارند و وجود سنگ صفراوى دليل کافى براى کوله‌سيستکتومى پروفيلاکتيک در بيمارى که بدون علامت است يا علائم خفيف دارد محسوب نمى‌شود.

پيش‌آگهى

عوارض جدى و موارد مرگ و مير ناشى از خود عمل بسيار نادر هستند.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

کوليک صفراوي، مشخص‌ترين علامت کوله‌سيستيت، از انسداد موقت مجراى سيستميک با سنگ صفراوى ناشى مى‌شود. درد معمولاً ناگهانى آغاز شده، بين چند دقيقه تا چندين ساعت طول مى‌کشد و به‌تدريج تخفيف پيدا مى‌کند. درد کوليک صفراوي، معمولاً دائمى است نه متناوب. در بعضى از بيماران علامت درد پس از مصرف غذا شروع مى‌شود؛ در سايرين درد ارتباطى با غذا ندارد. فرکانس علامت بسيار متغير است و از يک مشکل تقريباً دائمى تا حملاتى به فاصلهٔ چندين سال تغيير مى‌کند. تهوع و استفراغ نيز ممکن است با درد همراه باشند.


کوليک صفراوى معمولاً در ربع فوقانى راست احساس مى‌شود ولى درد اپى‌گاستر و درد سمت چپ شکم نيز شايع است و بعضى از بيماران درد جلوى قلبى نيز دارند. درد ممکن است در مسير لبهٔ دنده‌اى به پشت تير بکشد و يا به ناحيهٔ اسکاپولا انتشار پيدا کند. درد بر روى شانه غيرمعمول، و نشان‌دهندهٔ آزردگى مستقيم ديافراگم است.


به هنگام حمله ممکن است ربع فوقانى راست شکم در لمس حساس باشد، و به‌ندرت ممکن است کيسه صفرا لمس شود.


عدم تحمل غذاى چرب، سوء هاضمه، سوزش سردل، نفخ، تهوع و آروغ‌هاى مکرر ساير علائم همراه با بيمارى سنگ صفراوى را تشکيل مى‌دهند.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

معمولاً اولتراسونوگرافى از کيسه صفرا بايد اولين آزمايش تشخيصى باشد. سنگ‌هاى صفراوى در ۹۵% موارد ديده مى‌شود و گزارش مثبت از نظر وجود سنگ تقريباً هيچگاه اشتباه نيست. اگر نتيجهٔ اولتراسونوگرافى نامشخص باشد، يا بيمار کانديد سنگ‌شکنى يا درمان با اورسوديول باشد، و يا علائم شديد داشته باشد ولى در اولتراسونوگرافى طبيعى گزارش شده باشد، بايد کوله‌سيستوگرافى خوراکى انجام شود.


اولتراسونوگرافى و کوله‌سيتوگرافى خوراکى در حدود ۳% از بيماران دچار سنگ‌هاى صفراوى طبيعى است. بنابراين، اگر شک بالينى به بيمارى کيسه صفرا قوي، و اين دو تست منفى باشند، بيمار بايد با ERCP و يا لوله‌گذارى در دوازدهه و بررسى صفرا از نظر کريستال‌هاى کلسترولى و يا گرانو‌ل‌هاى بيلى‌روبينات مورد بررسى قرار گيرد.