نوزادان با تورتيکولى عضلانى مادرزادى ممکن است در ابتدا دچار يک تورم منتشر، دوکى‌شکل، سخت و غيرحساس در عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد خود بشوند. با اينکه تومور عضله ممکن است از همان ابتداء تولد وجود داشته باشد اما معمولاً تا هفته‌هاى دوم تا ششم پس از تولد، تشخيص داده نمى‌شود. اين تومورها در هر دو طرف گردن و در هردو جنس به‌طور يکسان ديده مى‌شوند. به‌طور نادر ممکن است بيش از يک تومور وجود داشته و يا هر دو عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد درگير شوند. تومور در طى ۷-۶ هفته از بين رفته و عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد فيبروز مى‌شود. در شرح حال، ۳۰-۲۰% از اين کودکان زايمان بريچ داشته‌اند. در کودکان بزرگتر (۵-۲ ساله) ممکن است فيبروز استرنوکلئيدوماستوئيد و تورتيکولى بدون هيچ تاريخچه‌اى از وجود تومور، ديده شود.


هم‌چنين فيبروز عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد و تومور آن مى‌تواند با يا بدون تورتيکولى وجود داشته باشد. وقتى تورتيکولى به‌وجود مى‌آيد که عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد کوتاه شده، زايدهٔ ماستوئيد به پائين و به‌سمت کلاويکول و استرنوم کشيده شود؛ درنتيجه سر چرخيده و به‌سمت شانهٔ مقابل جهت‌گيرى پيدا مى‌کند شانهٔ سمت ضايعه به‌بالا کشيده شده و ممکن است اسکوليوزگردنى يا توراسيک به‌وجود آيد. ممکن است در عضلهٔ گرفتار يک تودهٔ دوکى‌شکل لمس شود و يا عضله به‌شکل يک نوار سخت و محکم درآيد. چرخاندن غيرفعال سر به‌سمت ضايعه با مقاومت و درجات متغيرى از محدوديت مواجه شده و عضله به‌صورت يک نوار متورم تظاهر مى‌يابد.


به‌علت فشار مداوم در هنگام خواب، صورت در طرف ضايعه واکسى‌پوت در طرف مقابل پهن و هيپوپلاستيک مى‌شوند.


اگر تصحيح تورتيکولى دير انجام شود، ممکن است ساختمان‌هاى مجاور گردن نيز کوتاه شده و تقسيم عضله استرنوکلئيدوماستوئيد براى تصحيح ناهنجراى کافى نباشد. تأخير در تصحيح تورتيکولي، ناهنجارى دائمى در صورت ايجاد خواهد کرد.


نوزاد دچار تومور يا فيبروز در عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد بايد با چرخش اجبارى سر و گردن در يک محدودهٔ کامل حرکتي، تحت درمان قرار گيرد. اين عمل بايد حداقل روزى ۴ بار انجام شود حتى اگر براى کودک کاملاً ناراحت‌کننده باشد. اگر کوتاهى پيشروندهٔ عضله و ناهنجارى در صورت واکسى‌پوت (پس سر) ادامه پيدا کرد بايد هر دو سر عضلهٔ استرنوکلئيدوماستوئيد با يک برش عرضى کوچک، درست بالاى کلاويکول، قطع گردد. پس از قطع عضله، سر بايد به‌همان‌طرف چرخانده شود و تمام جمع‌شدگى‌هاى فاسيا و عضلات اطراف قطع شود. به‌دليل خطر آسيب به عصب آکسسورى خارج‌کردن تومور ضرورت ندارد و کافى است که عضلهٔ پلاتيسما و لايه‌هاى پوستى بسته شوند. وقتى درد پس از عمل جراحى از بين رفت بايد حرکات ورزشى به‌منظور ايجاد دامنهٔ کاملى از حرکت در گردن آغاز شوند. به‌ندرت ممکن است استفاده از بريس گردنى انديکاسيون پيدا کند. براى پيشگيرى از صاف و پهن‌شدن صورت واکسى‌پوت بايد جراحى قطع عضله در مراحل اوليه صورت گيرد. اين عمل، تغييرات استخوانى که قبلاً به‌وجود آمده‌اند را اصلاح نخواهد کرد و قطع عضله حفره‌اى را در پائين گردن سمت گرفتار ايجاد خواهد نمود.