صدمات الکتريکى به سه گروه تقسيم‌بندى مى‌شوند: صدمات ناشى از جريان الکتريکي، سوختگى‌هاى الکتريکى - حرارتى ناشى از قوس‌هاى الکتريکى و سوختگى‌هاى ناشى از اشتعال لباس‌ها. گاهى اوقات، هر سه دستهٔ اين صدمات در يک مصدوم ديده مى‌شود.


سوختگى‌هاى ناشى از قوس‌ها و يا جرقه‌هاى الکتريکى در واقع آسيب‌هاى حرارتى پوستى هستند که زمانى ايجاد مى‌شود که يک جريان الکتريکى قوى از يک هدايت‌کننده به سطح پوست مى‌رسد. آسيب حرارتى پوست در اين موارد شديد و عميق است، چون درجهٔ حرارت قوس الکتريکى به ۲۵۰۰ درجهٔ سانتى‌گراد مى‌رسد، حرارتى که مى‌تواند استخوان را ذوب کند. سوختگى‌هاى ناشى از شعله‌ورشدن البسهٔ قابل اشتعال غالباً خطرناک‌ترين قسمت آسيب الکتريکى را تشکيل مى‌دهند. درمان در اين موارد همانند ساير آسيب‌هاى حرارتى است.


ولتاژهاى بالاى ۴۰ ولت خطرناک محسوب مى‌شوند.


زمانى که جريان الکتريکى وارد بدن مى‌شود، مسير آن به ميزان مقاومت اعضاء مختلف بدن بستگى پيدا مى‌کند. اعضاء زير به‌ترتيب کاهش مقاومت الکتريکى مرتب شده‌اند: استخوان، چربي، تاندون، پوست، عضله، خون و عصب. مسير جريان الکتريکى در بدن مشخص‌کنندهٔ بقاء فورى مصدوم است؛ براى مثال، اگر جريان الکتريکى از قلب يا ساقهٔ مغز عبور کند ممکن به‌دليل فيبريلاسيون بطنى يا آپنه باعث مرگ ناگهانى شود. در صورتى‌که جريان الکتريکى از عضلات عبور کند ممکن است اسپاسم‌هائى چنان شديد ايجاد کند که باعث شکستگى استخوان‌هاى دراز يا دررفتگى مفاصل شود.


نوع جريان الکتريکى نيز بر شدت آسيب حاصل از آن تأثير مى‌گذارد. جريان متناوب انقباضات تتانيک ايجاد مى‌کند و ممکن است بيمار به محل تماس با جريان ”قفل شود“. در تماس‌هاى خانگى با جريان الکتريکي، ايست قلبى از عوارض شايع است.


صدمات ناشى از جريان الکتريکى با سوختگى صرف تفاوت دارند. سوختگى‌هاى موضعى در محل‌هاى ورود و خروج جريان بر روى پوست تظاهر مى‌يابند. زمانى‌که جريان به درون بدن مى‌رسد، از درون عضلات عبور مى‌کند و آسيب حاصل از آن شباهت بيشترى به خردشدگى دارد تا به سوختگي، غالباً عروق عمقى اندام دچار ترومبوز مى‌شود و نکروز بافتى عمق بيشترى از آنچه در معاينهٔ اوليه به نظر مى‌رسد خواهد داشت. درمان صدمات الکتريکى بيش از همه به وسعت تخريب عضلانى و عصبى عمقى بستگى دارد.


ممکن است ميوگلوبينورى بروز کند که خطر نکروز توبولار حاد را به‌دنبال خواهد داشت. با تجويز مايعات داخل وريدي، ميزان برون‌ده ادرارى بايد دو تا سه برابر حد طبيعى برسد. در صورت وجود هموگلوبينوري، ممکن است قليائى‌کردن ادرار و استفاده از ديورتيک‌هاى اسموتيک انديکاسيون داشته باشد.


گاه به‌دنبال تخريب ناگهانى سلول‌هاى قرمز خون توسط انرژى الکتريکي، هماتوکريت به‌سرعت افت پيدا مى‌کند. ممکن است با از هم‌گسيختگى عروق خونى و صفحات بافتي، بافت‌هاى عمقى دچار خونريزى شوند. در برخى از موارد، بعد از مدتى عروق ترومبوزه متلاشى مى‌شوند و خونريزى وسيع بينابينى ايجاد مى‌کنند.


سوختگى پوست در محل ورود و خروج جريان معمولاً ناحيهٔ فرورفتهٔ خاکسترى يا زردرنگى است که دچار سوختگى تمام ضخامت شده و يک ناحيهٔ پرخون با حدود کاملاً مشخص آن را احاطه مى‌کند. اگر با سوختگى ناشى از قوس الکتريکى نيز همراه باشد، ممکن است زخم ذغالى هم شده باشد. ضايعه بايد تا رسيدن به بافت سالم دبريدمان شود. غالباً پس از دبريدمان به يک ناحيهٔ تخريب عمقى مى‌رسيم که در معاينهٔ اوليه مشهود نبوده است. اين بافت‌هاى مرده و غيرقابل احياء نيز بايد برداشته شوند. معمولاً يک دبريدمان مجدد حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از وقوع آسب توصيه مى‌شود چون اغلب نکروز وسيع‌تر از آن است که در ابتداء به نظر مى‌رسيده است.