پيش‌آگهى

مرحلهٔ سرطان پستان قابل اعتمادترين شاخص پيش‌آگهى است. بيمارانى که بيمارى آنها محدود به پستان باقى‌مانده و پس از بررسى ميکروسکوپى غدد لنفاوى شواهدى از انتشار موضعى ديده نمى‌شود بهترين پيش‌آگهى را دارند. به‌نظر مى‌رسد که رسپتورهاى استروژن و پروژسترون فاکتور مهمى در تعيين ‌پيش‌آگهى باشند، چون ميزان عود در بيمارانى که تومورهاى رسپتور منفى دارند و شواهدى از متاستاز به غدد لنفاوى زيربغل در آنها ديده نمى‌شود بسيار بيشتر از بيمارانى است که تومورهاى رسپتور مثبت بدون متاستازهاى موضعى دارند.


ميزان مرگ و مير در ميان مبتلايان به سرطان پستان طى ۲۰ سال بيشتر از گروه کنترل با شرايط سنى مشابه است. پس از بيست سال، ميزان مرگ و مير در دو گروه برابر است.


در صورتى‌که سرطان محدود به پستان باشد و پس از بررسى‌هاى آسيب‌شناسى شواهدى از انتشار موضعى يافت نشود، ميزان بهبود بالينى قطعى ۹۰-۷۵% خواهد بود. به‌نظر مى‌رسد که به‌طور کلى سرطان پستان در زنان جوان بدخيم‌تر از زنان سالمند است که علت احتمالى آن اين است که تعداد کمترى از زنان جوان تومورهاى ER مثبت دارند.

مراقبت‌هاى پيگيرى

پس از درمان اوليه، بيماران مبتلا به سرطان پستان بايد دست‌کم به دو دليل در تمام طول زندگى پيگيرى شوند: براى کشف موارد عود و تحت‌نظر گرفتن پستان قبل از نظر ابتلاء به کارسينوم اوليهٔ مجدد. حدود ۱۰% از بيماران به يک بدخيمى اوليه در پستان مقابل دچار مى‌شوند. متاستازهاى دور و نزديک در ۳ سال اول بسيار شايع است. در اين دوره بيمار هر ۴-۳ ماه يک‌بار معاينه مى‌شود. از آن پس معاينات هر ۶ ماه يک‌بار و پس از گذشت ۵ سال هر ۱۲-۶ ماه يک‌بار انجام مى‌شود. توجه ويژه به پستان مقابل ضرورى است چون خطر بروز مجدد يک تومور اوليه در آن بسيار زياد است. بيمار بايد هر ماه پستان خود را معاينه کند و سالانه يک ماموگرافى انجام شود. در بعضى از موارد متاستاز به‌مدت طولانى مخفى باقى مى‌ماند و ممکن است ۱۵-۱۰ سال پس از برداشتن تومور اوليه بروز کند. پس از درمان سرطان پستان اوليه، هورمون‌هاى استروژنى و پروژسترونى به‌ندرت براى بيمار عارى از بيمارى تجويز مى‌شود به‌ويژه اگر تومور رسپتور مثبت باشد.

عود موضعى

احتمال عود با اندازهٔ تومور، وجود و تعداد غدد لنفاوى زيربغل درگيرى شده، نوع بافت‌شناسى تومور، و وجود تورم پوستى يا چسبيدگى پوست و فاشيا به ضايعهٔ اوليه ارتباط دارد.


عود موضعى در ديوارهٔ قفسه سينه معمولاً طى ۲ سال اول رخ مى‌دهد ولى ممکن است پس از ۱۵ سال يا حتى بيشتر از ماستکتومى نيز ديده شود.


عود موضعى پس از ماستکتومى معمولاً نشانهٔ بيمارى منتشر است و انديکاسيون محکمى براى انجام اسکن استخوان و کبد، راديوگرافى خلفى - قدامى و لترال از قفسه سينه، و سيار بررسى‌هاى لازم براى يافتن علائم متاستاز محسوب مى‌شود. بيشتر بيماران مبتلا به عود موضعى تومور طى ۲ سال دچار متاستازهاى دوردست مى‌شوند.

تورم بازو

تورم شديد بازو در ۵% از بيماران پس از راديکال ماستکتومى تعديل شده و ۳۰-۱۰% از موارد پس از راديکال ماستکتومى رخ مى‌دهد. شيوع آن در مواردى که بيمار پرتودرمانى شده و يا پس از جراحى دچار عفونت شده است افزايش مى‌يابد. براى پيشگيرى از اين عارضه، بسيارى از متخصصان به‌جاى تشريح کامل زيربغل، پيشنهاد مى‌کنند که از غدد لنفاوى زيربغل نمونه‌بردارى شود. توصيه اين است که همراه با ماستکتومى نسبي، زيربغل نمونه‌بردارى شود. توصيه اين است که همراه با ماستکتومى نسبي، زيربغل تشريح و دست‌کم سطوح I و II غدد لنفاوى برداشته شود. با استفادهٔ مناسب از پرتودرمانى و برنامه‌ريزى دقيق براى مناطقى که بايد تحت پرتوتابى قرار گيرند و حفظ ناحيهٔ زيربغل تا حد امکان، مى‌توان از بروز ادم جلوگيرى کرد.


ادم ديررس يا ثانويهٔ بازو، ممکن است سال‌ها پس از درمان در اثر عود موضعى تومور در زيربغل يا عفونت دست يا بازو و انسداد مجارى لنفاوى رخ دهد. عفونت بازو يا دست در طرف تشريح شده بايد سريعاً با آنتى‌بيوتيک، استراحت و بالا نگهداشتن اندام درمان شود. در صورت بروز ادم، براى يافتن عود موضعي، ناحيهٔ زيربغل بايد به‌طور کامل معاينه شود.

بازسازى پستان

بازسازى پستان مانعى در راه تشخيص موارد عود سرطان نخواهد بود. شايع‌ترين روش بازسازى پستان عبارت است از کاشتن ژل سيليکون در فاصلهٔ بين عضلات پکتوراليس مينور و ماژور. اخيراً، انجمن غذا و دارو، کاشتن ژل سيليکون را به‌دليل نشت احتمالى سيليکون و بيمارى‌هاى اتوايمون ناشى از آن تا اطلاع ثانوى منع کرده است. امروزه، بيشتر جراحان پلاستيک به‌جاى ژل سيليکون از يک پروتز پر از سالين استفاده مى‌کنند. از بافت خود بيمار نيز مى‌توان براى بازسازى استفاده کرد. امروزه رايج‌ترين تکنيک اتولوگ، فلاپ عضلهٔ شکمى ترانس‌رکتوس است که با چرخانيدن عضلهٔ رکتوس شکمى همراه با پوست و چربى مجاور آن به طرف سَر انجام مى‌شود، و به اين ترتيب يک برجستگى پستانى ساخته مى‌شود.

خطرات حاملگى

عواملى که در تصميم به قطع حاملگى تأثير دارند عبارتند از: تمايل بيمار به بچه‌دار شدن و بدى پيش‌آگهى در صورت درگير بودن غدد لنفاوى زيربغل.


در اين شرايط بايد در نظر داشته باشيم که در صورت وجود متاستازهاى مخفي، حاملگى بسيار مضر خواهد بود - گرچه اين موضوع هنوز به اثبات نرسيده است. در بيمارانى که تومورهاى ER منفى دارند، احتمالاً حاملگى تأثيرى بر سير تومور نخواهد داشت.