تشخيص افتراقى

ضايعاتى که بايد بيش از همه در تشخيص افتراقى سرطان پستان در نظر گرفته شوند به‌ترتيب کاهش شيوع عبارتند از: ديسپلازى پستان (بيمارى کيستى پستان)، فيبرآدنوم، پاپيلوم داخل مجرائي، ليپوم و نکروز چربي.

مرحله‌بندى

وسعت بيماري، که با يافته‌هاى فيزيکى و بررسى‌هاى اختصاصى قبل از عمل مشخص مى‌شود، مهم‌ترين فاکتور مشخص‌کنندهٔ مرحلهٔ بالينى بيمارى است. در جدول صفحه ۱۴۲ طبقه‌بندى TNM ارائه شده است.

جدول مرحله‌بندى TNM براى سرطان پستان(۱)

مرحله T N M
0 Tis N0 M0
I T1 N0 M0
IIA T0 N1 M0
  T1 N1 M0
T2 N0 M0
IIB T2 N1 M0
T3 N0 N0
IIIA T0 N2 M0
T1 N2 M0
T2 N2 M0
T3 N1, N2 M0
IIIB T4 N M0
هر T N3 M0
IV هر T هر N M1


اندازهٔ تومور (T)
Tx تومور اوليه قابل ارزيابى نيست.
T0 شاهدى دال بر وجود تومور اوليه وجود ندارد.
Tis کارسينوم در محل (in situ)؛ کارسينوم داخل مجرائي، کارسينوم لبولار در محل (in situ) يا بيمارى پاژهٔ نوک پستان بدون تومور
T1 بزرگترين قطر تومور ۲ سانتى‌متر يا کمتر باشد
 
T1a: بزرگترين قطر تومور ۵/۰ سانتى‌متر يا کمتر باشد.
 
T1b: بزرگترين قطر تومور بيش از ۵/۰ سانتى‌متر ولى از ۱ سانتى‌متر بيشتر نباشد.
 
T1c: بزرگترين قطر تومور بيش از ۱ سانتى‌متر ولى از ۲ سانتى‌متر بيشتر نباشد.
T2 بزرگترين قطر تومور بيش از ۲ سانتى‌متر باشد ولى از ۵ سانتى‌متر بيشتر نباشد.
T3 بزرگترين قطر تومور بيش از ۵ سانتى‌متر باشد.
T4 تومور با هر اندازه‌اى که باشد ولى مستقيماض به ديوارهٔ قفسه سينه يا پوست گسترش پيدا کرده باشد.


غدد لنفاوى موضعى (N)
Nx غدد لنفاوى موضعى قابل ارزيابى نيستند (مثلاً قبلاً برداشته شده‌اند)
N0 متاستاز به غدد لنفاوى وجود ندارد.
N1 متاستاز به غدد لنفاوى متحرک در همان طرف.
N2 متاستاز به غدد لنفاوى زيربغل در همان طرف که به يکديگر يا به ساختارهاى ديگر چسبندگى دارند.
N3 متاستاز به غدد لنفاوى پستانى داخلى در همان طرف
متاستازهاى دوردست (M)
Mx وجود متاستازهاى دوردست قابل ارزيابى نيست
M0 دون متاستاز دوردست
M1 همراه با متاستازهاى دوردست (از جمله متاستاز به غدد لنفاوى سوپراکلاويکولار در همان طرف)


(۱). اتحاديهٔ سرطان آمريکا

انواع پاتولوژيک

سرطان پستان از ديدگاه بافت‌شناسى به زيرگروه‌هاى آسيب‌شناسى متعددى تقسيم‌بندى مى‌شود. به‌طور کلي، سرطان پستان يا از لايهٔ اپى‌تليال مجارى بزرگ يا متوسط (کارسينوم داکتال يا مجرائي) و يا از مجارى انتهائى در لبول‌ها (کارسينوم‌ لبولار) منشاء مى‌گيرد. سرطان ممکن است مهاجم يا محدود به محل اوليه (in situ) باشد. بيشتر سرطان‌هاى پستان از مجارى متوسط برمى‌خيزند و مهاجم هستند (مجرائى مهاجم يا مجرائى انفيلتراتيو) و بيشتر انواع مختلف بافت‌شناسي، صرفاً زيرگروه‌هاى سرطان مجرائى مهاجم هستند که الگوهاى رشد غيرمعمول دارند (کلوئيد، مدولاري، سروز و غيره). کارسينوم مجرائى که به بافت خارج مجرا تهاجم نکرده باشد، کارسينوم داخل مجرائى و يا کارسينوم مجرائى محدود به محل (in situ) است. کارسينوم لبولار ممکن است مهاجم يا محدود به محل (in situ) باشد.


سرطان‌هاى غيرمهاجم طبق تعريف توانائى انتشار ندارند. با اين‌حال در حدود ۳-۱% بيمارانى که در بيوپسي، مبتلا به سرطان داخل مجراى غيرمهاجم گزارش مى‌شوند، سرطان مجرائى مهاجم همراه نيز دارند. برخى از پزشکان کارسينوم لبولار محدود به محل (LCIS) را يک ضايعهٔ پيش‌ بدخيم (و نه سرطان واقعي) تلقى مى‌کنند. اين نوع از سرطان توانائى انتشار ندارد و در ۲۰% از موارد متعاقباً به سرطان مهاجم تبديل مى‌شود. در LCIS، سرطان بعدى ممکن است صرف‌نظر از محل ضايعه و بيوپسى اوليه، در هريک از پستان‌ها ديده شود.