اصول تشخيصى

- شيوع سرطان پستان در زنانى که در سنين بالا باردار مى‌شوند، و زنانى که سابقهٔ خانوادگى سرطان پستان يا سابقهٔ شخصى سرطان يا هر نوع ديسپلازى پستان دارند، بيشتر است.


- يافته‌هاى زودرس:

تودهٔ منفرد، غيرحساس در لمس، سفت تا سخت با حدود نامشخص؛ نماى غيرطبيعى در ماموگرافى بدون تودهٔ قابل لمس.


- يافته‌هاى بعدى:

فرورفتگى پوست يا نوک پستان؛ لنفادنوپاتى زيربغل؛ بزرگ شدن، قرمزي، ادم يا درد پستان؛ چسبيدن توده به پوست يا ديوارهٔ قفسهٔ سينه.


- يافته‌هاى ديررس:

زخم‌شدن؛ لنفادنوپاتى سوپراکلاويکولار؛ ادم بازو؛ متاستاز به استخوان، ريه، کبد، مغز يا متاستازهاى دوردست.

تست‌هاى تشخيصى

قابل اعتمادترين تست تشخيصى براى سرطان پستان، بيوپسى اکسيزيونال باز است.


بيوپسى با سوزن درشت (core needle) نظير هر نوع بيوپسى سوزنى ديگر، مشکل عمده در نمونه‌گيرى اين است که در صورتى‌که سوزن در محل نامناسب قرار گرفته باشد، باعث مى‌شود که نتيجهٔ تست منفى کاذب گزارش شود.


سيتولوژى آسپيراسيون با سوزن ظريف اين روش به آسانى و بدون عارضهٔ بعدى انجام‌پذير است و در مقايسهٔ با بيوپسى باز يا اکسيزيونال، هزينهٔ بسيار کمترى دربردارد. معايب عمدهٔ اين روش آن است که به يک آسيب‌شناس ماهر در تشخيص سيتولوژيک سرطان پستان نياز دارد و ديگر آنکه مشکل نمونه‌گيرى کماکان وجود دارد، درصد تشخيص‌هاى مثبت کاذب بسيار پائين است (حدود ۲-۱%). نسبت تشخيص‌هاى منفى کاذب در بيوپسى آسپيراسيون با سوزن ظريف در بعضى شرايط به ۱۰% مى‌رسد.


سونوگرافى عمدتاً براى افتراق دادن ضايعات کيستى از توپر کاربرد دارد و براى بدخيمى‌ها، تشخيصى نيست. اگر تومور قابل لمس و از نظر بالينى شبيه به يک کيست باشد، مى‌توان با استفاده از يک سوزن شمارهٔ ۱۸ مايع درون آن را آسپيره کرد و کيست را تشخيص داد. اگر مايع آسپيره‌شده خونى نباشد، به بررسى سيتولوژيک نيازى نخواهد داشت. اگر توده عود نکند، به تست تشخيصى ديگرى نياز نيست.


زمانى که يک ضايعهٔ مشکوک فقط در ماموگرافى ديده مى‌شود و توسط پزشک قابل لمس نيست، بايد بيوپسى با هدايت ماموگرافى انجام شود.

نشانه‌ها و علائم شايع

تودهٔ قابل لمس پستانى شايع‌ترين علامت و نشانهٔ بيمارى پستان است. اين توده معمولاً توسط خود بيمار کشف مى‌شود. تودهٔ قابل لمس ممکن است صاف و لاستيکى (فيبرآدنوم، کيست سفت) يا سخت و نامنظم (کارسينوم) باشد. درد پستان معمولاً با بيمارى خطرناکى همراه نيست و غالباً از تغييرات فيبروکيستيک قبل از قاعدگى ناشى مى‌شود. ترشح از نوک پستان غالباً در اکتازى خوش‌خيم مجراى پستان يا کيست‌هاى پستانى ديده مى‌شود. ترشح خون ممکن است نشانه‌ٔ بدخيمى باشد ولى معمولاً نشانهٔ يک پاپيلوم داخل مجرائى خوش‌خيم است.

عوامل مؤثر در بروز و عوامل خطر

پستان شايع‌ترين محل بروز سرطان در زنان است و سرطان پستان پس از سرطان ريه، دومين علت مرگ ناشى از سرطان در زنان محسوب مى‌شود. احتمال بروز سرطان پستان با افزايش سن، افزايش پيدا مى‌کند. ميانگين و ميانهٔ سن در زنان مبتلا به سرطان پستان بين ۶۰ تا ۶۱ سال است.


انجمن سرطان آمريکا پيش‌بينى مى‌کند که از ميان هر هشت يا نه زن آمريکائي، يک زن در طول زندگى خود به سرطان پستان مبتلا شود. در زنانى که مادران يا خواهران آنها دچار سرطان پستان بوده‌اند، احتمال ابتلاء بيشتر از سايرين است. اين خطر هم‌چنين در بيمارانى که مادران يا خواهران آنها قبل از يائسگى به سرطان پستان مبتلا شده‌اند، يا سرطان پستان در آنها دوطرفه بوده و يا سابقهٔ خانوادگى سرطان پستان در دو يا بيش از دو نفر از خويشاوندان درجهٔ يک وجود دارد، بسيار بيشتر است. در زنانى که بچه ندارند (نولى‌پار) و زنانى که اولين حاملگى کامل آنها بعد از سن ۳۵ سالگى بوده است، خطر بروز سرطان کمى بيشتر از زنان چندزا است. در شروع ديرهنگام قاعدگى (منارک ديررس) و يائسگى مصنوعى ميزان بروز سرطان پستان کاهش مى‌يابد، در حالى‌که شروع زودرس قاعدگى (منارک زودرس) (زير ۱۲سالگي) و يائسگى طبيعى ديرهنگام (بالاى ۵۰ سالگي) با افزايش اندکى در خطر بروز سرطان همراه است. در ديسپلازى پستانى (بيمارى فيبروکيستيک پستان) اگر با تغييرات پروليفراتيو، پاپيلوماتوز، هيپرپلازى آتيپيک اپى‌تليوم همراه باشد، خطر بروز سرطان افزايش مى‌يابد. در زنى که مبتلا به سرطان يکى از پستان‌ها بوده است، خطر بروز سرطان در پستان ديگر افزايش مى‌يابد. در زنان مبتلا بهس رطان جسم رحم، خطر بروز سرطان پستان بسيار بيشتر از جمعيت عادى است، و زنان دچار سرطان پستان نيز بيشتر از جمعيت عادى در معرض کانسر اندومتر قرار دارند. عوامل تغذيه‌اي، به‌خصوص بالابودن ميزان مصرف چربى ممکن است بر ميزان بروز سرطان تأثير داشته باشد. به‌نظر مى‌رسد که قرص‌هاى ضدباردارى خوراکى خطر سرطان پستان را افزايش دهند. شواهدى وجود دارد که تجويز استروژن‌ها در زنان يائسه، خطر بروز سرطان پستان را اندکى افزايش مى‌دهد، ولى اين اثر تنها در صورت مصرف درازمدت و با دوزهاى بالا ديده مى‌شود. مطالعات ديگر نشان داده‌اند که مصرف استروژن‌ها پس از يائسگى يا مصرف استراديول يا استروژن‌هاى غيرکونژوگه در زنانى که سابقهٔ خانوادگى سرطان پستان دارند، خطر ابتلاء را اندکى افزايش مى‌دهد.


تقريباً تمام زنان بالاى ۳۵ سال به‌حد کافى در معرض خطر سرطان هستند که انجام غربالگرى براى آنها مفيد باشد. نسبت هزينه به سود در برنامه‌هاى غربالگرى به‌طور کلى مشخص نيست.

جدول فاکتورهائى که با افزايش خطر سرطان پستان همراه هستند(۱)

نژاد سفيدپوست
نژاد بالا
سابقهٔ خانوادگى سرطان پستان در مادر يا خواهر (به‌خصوص دوطرفه يا قبل از يائسگى)
سابقهٔ بيمارى قبلى سرطان اندومتر
 
بعضى انواع ديسپلازى پستان
 
سرطان در پستان سمت مقابل
شرح حال قاعدگى منارک زودرس (زير ۱۲ سالگى)
 
يائسگى ديررس (بالاى ۵۰ سالگى)
حاملگى اولين حاملگى در سنين بالا


(۱). ريسک ابتلاء به سرطان پستان در طول عمر در زنان سفيدپوست = ۱ نفر از ميان هر ۸ يا ۹ نفر