آزمون‌هاى غيرتهاجمى

مفيدترين آزمون غيرتهاجمى براى تشخيص بيمارى سرخرگ کاروتيد در خارج جمجمه، آناليز سونوگرافى دوپلکس است که تصوير مُدB با قدرت تفکيک بالا را با آناليز جريان طيفى داپلر range-gated تلفيق مى‌کند. تصويربردارى مورفولوژى پلاک را نشان مى‌دهد.

بررسى‌هاى تصويربردارى

آرتريوگرافى مغزى در بيماران دچار بيمارى عروقى مغز نشانه‌دار که نامزد جراحى هستند، انديکاسيون دارد.

علائم

افت نبض در گردن ناشايع ولى در دست‌ها شايع است. ضايعات زير ممکن است بدون علائم بالينى باشند: ۱. انسداد سرخرگ کاروتيد داخلي، ۲. تنگى شديد (> ۹۰%)، ۳. انسداد و تنگى سرخرگ‌هاى قاعده‌اي، و ۴. زخمى‌شدن هريک از عروق بدون تنگي.

لمس

در گردن، تنها نبض سرخرگ کاروتيد داخلى را مى‌توان مستقيماً لمس کرد. وضعيت نبض‌هاى سرخرگ گيجگاهى سطحى و آگزيلارى به‌ترتيب نشان‌دهندهٔ ميزان بازبودن سرخرگ کاروتيد خارجى و سرخرگ زيرچنبرى است.

بروئى

وجود بروئى با حداکثر شدت در گردن نشان‌دهندهٔ تنگى در محل دوشاخه‌شدن کاروتيد مشترک است. بروئى‌هاى ناشى از تنگى در مبداء سرخرگ مهره‌اي، روى بخش پائينى عضلهٔ تراپزيوس در پشت گردن بيشترين شدت را دارند. بروئى‌هاى ناشى از تنگى پروگزيمال سرخرگ زيرچنبرى در بالاى نقطهٔ وسط کلاويکولا بهتر شنيده مى‌شوند و به آگزيلا انتشار مى‌يابند. تنگى سرخرگ بى‌نام باعث ايجاد بروئى‌اى مى‌شود که در تمام طول سرخرگ‌هاى کاروتيد مشترک راست زيرچنبرى راست قابل شنيدن است. سوفل‌هاى قلبى در جلوى سينه بيشترين شدت را دارند و در طول سرخرگ‌هاى زيرچنبرى و کاروتيد مشترگ پروگزيمال منتشر مى‌شوند.

فشارخون بازوئى

عدم توازن بين فشارخون در دو بازو نشان‌دهندهٔ تنگى يا انسداد سرخرگى پروگزيمال به سرخرگ بازوئى در سمتى است که فشار آن کمتر است. اغلب، مبداء سرخرگ زيرچنبرى دچار تنگى است.

نشانه ها

بيمارى بدون نشانه

سمع يک بروئى در گردن ممکن است تنها تظاهر بيمارى عروقى مغز باشد. در صورت مثبت‌بودن آزمون‌هاى غيرتهاجمى و تنگى شديد محل ضايعه، بعضى شواهد به نفع مداخلهٔ جراحى هستند.

دوره‌هاى نقص بينائى يا عصبى گذرا

بيشتر وقايعى که در ناحيهٔ کاروتيد رخ مى‌دهند در اثر آمبولى از محل دوشاخه‌شدن کاروتيد هستند. نشانه‌ها به محلى که آمبولوس در مغز يا چشم گير کرده باشد؛ اندازهٔ آمبولوس، که درجهٔ انسداد سرخرگ را تعيى مى‌کند؛ ترکيب آمبولوس، که سرعت تحليل‌رفتن آن را مشخص مى‌کند؛ و فراوانى عروق جانبى که به ناحيهٔ هدف مى‌روند، بستگى دارند.

نقص عصبى ناپايدار حاد

بيماران اين گروه حملات ايسکميک گذراى فزاينده، سکتهٔ مغزى در حال شکل‌گيري، يا نقايص عصبى توأم با اوج و فرود دارند. اين بيماران را بايد سريعاً درمان کرد، چرا که نشانه‌ها به‌سمت سکتهٔ مغزى کامل پيش مى‌روند.

سکتهٔ مغزى کامل

در بيماران دچار سکتهٔ مغزى کامل که پس از نقص اوليه بهبود مى‌يابند، مداخله انديکاسيون دارد، چرا که آنان در معرض خطر بالاى يک سکتهٔ مغزى ديگر و از دست‌رفتن بيشتر کارکرد عصبى هستند.

بيمارى مهره‌اى - قاعده‌اى

آمبولى يا کاهش خونرسانى سرخرگ‌هاى مهره‌اى و قاعده‌اى باعث حملات غش، از دست‌دادن مهارت، و مجموعه‌اى از پديده‌هاى حسى مى‌شود. در بسيارى موارد، نشانه‌ها دوطرفه هستند. وقوع سرگيجه، دوبيني، ديسفاژي، يا اختلال تعادلى به تنهائي، در اثر بيمارى مهره‌اى - قاعده‌اى نادر است، ولى زمانى‌که اين نشانه‌ها با هم رخ دهند، تشخيص محتمل‌تر مى‌شود.