کاهش عوامل خطرزا

مصرف سيگار تأثير قابل توجهى روى پيشرفت آترواسکلروز دارد، و در تمام بيماران بايد وادار به ترک سيگار شوند. فشارخون را بايد کنترل کرد. هيپرليپيدمى را بايد با کاهش وزن، کاهش مصرف کلسترول و چربى‌هاى اشباع‌شده، و تعديل مصرف الکل هم براى کاستن از کالرى و هم براى پائين‌آوردن سطح ترى‌گليسريد سرم درمان کرد. زمانى‌که رژيم درمانى نتواند هيپرليپيدمى را کنترل کند، مصرف يک رزين متصل‌شونده به اسيدهاى صفراوى مثل کلستيرامين يا کلستيپول باعث مى‌شود که ليپوپروتئين کم چگالى (LDL) (آسيب‌زاترين ليپوپروتئين در گردش خون) تا ۲۵% زير مقدارى افت کند که با رژيم‌درمانى به آن مى‌رسيد. نياسين يا اسيد نيکوتينيک مى‌تواند با محدودکردن آزادشدن اسيدهاى چرب در بافت آديپوز، سطح LDL را پائين‌تر هم ببرد؛ اين امر سنتز ليپوپروتئين بسيار کم چگالى (VLDL) را در کبد کاهش مى‌هد. مؤثرترين داروها براى درمان هيپرکلسترولمي، هيدروکسى متيل‌گلوتاريل کوآنزيم (HMG-CoA) و A ردوکتاز را مهار مى‌کند. يکى از اين داروها، لوستاتين، در صورت تلفيق با داروهاى ديگر، مى‌تواند کلسترول LDL را تا ۶۰% کاهش دهد.

بهبود گردش خون جانبى

چون راه رفتن تشکيل خونرسانى جانبى را تحريک مى‌کند، بيماران دچار ناسائى سرخرگى را بايد تشويق کرد تا به‌صورت منظم در حد تحمل راهپيمائى کنند. ورزش هم‌چنين باعث کاهش آهستهٔ سطح LDL و افزايش سطح ليپوپروتئين پرچگالى (HDL) (که نقش محافظتى دارد) مى‌شود. افزايش جريان با ورزش هم‌چنين باعث محدودکردن ايستائى (استاز) جريان و کاهش زمان موجود براى برهم کنش‌ محرک‌هاى آتروژنيک با ديوارهٔ رگ مى‌شود. کاهش سرعت ضربان قلب در حين استراحت در اثر ورزش درمانى باعث کاهش آترواسکلروز کرونر مى‌شود.


داروهائى که براى حفظ يا اصلاح جريان خون به‌کار مى‌روند شامل داروهاى ضدانعقاد، داروهاى ضد پلاکت، گشادکننده‌هاى عروق، و داروهاى همورئولوژيک هستند. ميزان ۱۰ درصدى عوارض جدى همراه وارفارين درمانى احتمالاً به فوايد آن مى‌چربد. آسپيرين، متداول‌ترين داروى ضد پلاکت، در بيمارى مغزى - عروقى مفيد است، ولى هيچ نقش ثابت‌شده‌اى در درمان آترواسکلروز در ديگر نقاط بدن ندارد. گشادکننده‌هاى عروق هيچ ارزشى در درمان ايسکمى اندام‌ها ندارند. گشادکننده‌هاى عروق هيچ ارزشى در درمان ايسکمى اندام‌ها ندارند. پنتوکسى فيلين، داروئى که باعث افزايش انعطاف‌پذيرى گويچه‌هاى سرخ مى‌شود، ممکن است باعث افزايش جريان خون و فشار اکسيژن در عضلات ايسکميک و مسافتى شود که بيماران دچار گرفتگى پا قادر به پيمودن آن هستند. هرچند، در مجموع، بهبود نسبى توانائى راه‌رفتن بيماران با استفاده از پنتوکسى‌فيلين، به هزينه و ناراحتى درمان نمى‌ارزد.

پرهيز از تروما به پا

پاها بايد هر روز ديده و شسته و خشک نگاه داشته شوند. بايد از تروماى مکانيکى و گرمائى به پا اجتناب کرد. ناخن‌هاى پا بايد به‌دقت گرفته شوند و ميخچه يا کالو‌س‌ها را بايد بلافاصله درمان کرد.