براى بيمارانى که بيمارى پيشرفته‌تر دارند (مثلاً درد حين استراحت، گانگرن قريب‌الوقوع)، جراحى اجبارى است. انتخاب روش جراحى بستگى به محل و توزيع ضايعات سرخرگى و وجود بيمارى همراه قلبي، ريوي، يا غير آن دارد.

بازسازى آئورتوايليوفمورال

عملى که براى تنگى آترواسکلروتيک سرخرگ‌هاى آئورتوايلياک و رانى مشترک انجام مى‌شود، معمولاً شامل قرار دادن يک پيوند باى‌پس داکرون بافته‌شده است. يک پروتز Y شکل معکوس بين بخش زيرکليوى آئورت شکمى و سرخرگ‌هاى رانى قرار داده مى‌شود. گاهى اوقات، ضايعه محدود به آئورت و سرخرگ‌هاى ايلياک مشترک است، و اندآرترکتومى ارجح است.


عوارض مربوط به بازسازى آئورتوايلياک شامل عفونت، تشکيل فيستول آئورتى - روده‌اي، تشکيل آنوريسم کاذب در محل آناستوموز، انسداد يک بازوى پيوند، انفارکتوس روده، آمبوليزاسيون محيطى با از دست‌دادن اندام، نارسائى کليوي، و ناتوانى جنسى است.

بازسازى فموروپوپليته‌آل

زمانى‌که بيمارى هر دو قطعهٔ آئورتوايلياک و فموروپوپليته‌آل سرخرگ را درگير کند، باى‌پس آئورتوفمورال (در صورت لزوم با پروفونداپلاستي) عموماً کفايت مى‌کند. زمانى‌که بيمارى محدود به قطعهٔ فموروپوپليته‌آل باشد، از باى‌پس فموروپوپليته‌آل استفاده مى‌شود. انديکاسيون اصلى اين جراحى‌ها حفظ اندام است.


براى فراهم‌کردن خونرسانى ضربان‌دار براى سرخرگ پوپليته‌آل، از پيوند باى‌پس فموروپوپليته‌آل استفاده مى‌شود. بهترين پيوند براى اين منظور، وريد صافن خود بيمار است. از پلى‌تترافلوئورواتيلن (PTFE) بسط يافته هم مى‌توان به‌عنوان مجرا استفاده کرد، به‌خصوص در صورتى‌‌که باى‌پس به سرخرگ پوپليته‌آل در بالاى زانو انجام شود. مجراهاى PTFE در زير زانو به‌مراتب کمتر از سياهرگ صافن باز مى‌مانند. ميزان مرگ و مير جراحى کم (۲%) و ميزان بازماندن ۵ ساله بين ۶۰ تا ۸۰ درصد است. در بيمارانى که تحت جراحى باى‌پس فموروپوپليته‌آل براى حفظ اندام قرار مى‌گيرند، ميزان بقاء ۵ ساله تنها حدود ۵۰% است. سکته‌هاى قلبى و مغزى عامل بيشتر مرگ‌ها هستند.

بازسازى سرخرگى ديستال

بازسازى سرخرگ‌هاى ديستال (يعنى باى‌پس به عروق تيبيال، پرونه‌آل، يا پدال) تنها براى حفظ اندام انجام مى‌شود. وريد صافن خود بيمار بهترين ماده براى پيوند است.

سمپاتکتومى کمرى

سمپاتکتومى کمرى به‌ندرت به‌عنوان تنها درمان براى بيماران دچار انسداد سرخرگ‌هاى اصلى اندام‌هاى تحتانى انديکاسيون دارد. سمپاتکتومى ۱. براى درمان بيماران در مراحل اوليهٔ ايسکمى پيشرفته که شکايت اوليهٔ آنها درد خفيف شبانه در هنگام استراحت است، ۲. براى خشک‌کردن نواحى زخمى بين انگشتان پا که به‌طور مزمن مرطوب هستند، و ۳. براى درمان بيماران دچار ديستروفى سمپاتيک رفلکسى (کازالژي) بيشترين ارزش را دارد. سمپاتکتومى در درمان گانگرن انگشتان پا يا پا مؤثر نيست و سطح لازم براى قطع عضو را پائين نمى‌برد يا نياز به قطع عضو را به تأخير نمى‌اندازد.

قطع عضو

اگر گرفتگى پا تنها نشانه باشد، قطع عضو (آمپوتاسيون) تنها در ۵% بيماران ظرف ۵ سال و ۱۰% آنان طى ده‌سال خواهد بود. اگر بيمار هم‌چنان مصرف سيگار را ادامه دهد، احتمال قطع عضو بيشتر خواهد بود.

درمان داخل عروقى

آنژيوپلاستى ترانس لومينال از طريق پوست (PTA) شامل گشادکردن يک قطعهٔ سرخرگى تنگ‌شده با استفاده از يک کاتتر بالونى قابل اتساع است که مى‌توان آن را تا فشارهاى بسيار بالا باد کرد بدون آنکه بالون آن تغييرشکل دهد. بالون با اتساع خود، به‌صورت دائمى لايه‌هاى مديا و ادوانتيس را دچار کشيدگى بيش از حد مى‌کند، پلاک‌هاى آترومى را مى‌شکند و سرخرگ را عريض مى‌کند تا مجراى آن گشاد شود.


از PTA مى‌توان به‌عنوان درمان اوليه يا درمان همراه جراحى استفاده کرد. ميزان موفقيت PTA در درمان تنگى‌هاى کوتاه سرخرگ‌هاى پروگزيمال بزرگ بيشتر است. استفاده از PTA براى عروق ساق محدود است. ميزان موفقيت با طول تنگى نسبت عکس دارد، و در تنگى‌هاى بلندتر از ده سانتى‌متر، احتمال بازماندن کم است.


ميزان شکست اوليهٔ PTA، بيست-ده درصد است. عوارض ديگر شامل پاره‌شدن سرخرگ، تشکيل آنوريسم کاذب، گسستگى پلاک آترواسکلروزي، و آمبوليزاسيون ديستال هستند. ترومبوز موضعى با ايسکمى حاد اندام نامعمول است.