علائم

معاينهٔ فيزيکى در ارزيابى وجود و شدت بيمارى عروقى اهميت فوق‌العاده‌اى دارد. يافته‌هاى فيزيکى آترواسکلروز محيطى مربوط به تغييرات سرخرگ‌هاى محيطى و ايسکمى بافتى هستند.

لمس شريان

سخت‌شدن و قوم چرمى ديوارهٔ سرخرگ در عروق نزديک به سطح اندام قابل لمس است. کاهش شدت نبض نشان‌دهندهٔ تنگى پروگزيمال است. بعيد است که جريان خون جانبى به‌حدى باشد که بتواند در بخش ديستال به سرخرگ مسدود‌شدهٔ نبض ايجاد کند.

جدول درجه‌بندى نبض

+۴ طبيعى
+۳ کاهش مختصر
+۲ کاهش مختصر
+۱ به‌سختى قابل لمس
۰ بدون نبض

بروئى

بروئى صدائى است که در اثر هدررفتن انرژى در حين عبور خون از يک قطعهٔ سرخرگى تنگ‌شده ايجاد مى‌شود. شدت صدا در حين سيستول بيشتر است، و با تنگى شديدتر، ممکن است با دياستول نيز گسترش يابد. بروئى در طول مسير سرخرگ به‌طرف ديستال منتشر مى‌شود. درنتيجه، زمانى که بروئى با گوشى روى يک سرخرگ محيطى شنيده مى‌شود، تنگى در آن سطح يا پروگزيمال به آن وجود دارد.

رنگ‌پريدگى

رنگ‌پريدگى پوست در هنگام بالا بردن اندام به‌معناى ايسکمى پيشرفته است. سرعت بازگشت رنگ پوست پس از قراردادن پا در وضعيت رو به پائين با کارآئى عروق جانبى نسبت مستقيم دارد.

سرخى

در بيمارى آترواسکلروتيک پيشرفته، در پوست پا در هنگام رو به پائين‌بودن اندام، سيانوز مايل به قرمزى مشخص ايجاد مى‌شود. به‌علت کاهش ورود خون، خون موجود در شبکهٔ مويرگى پا نسبتاً راکد مى‌شود، و ميزان استخراج اکسيژن بالا مى‌رود. هموگلوبين اکسيژن خود را از دست مى‌دهد، و خون مويرگى به رنگى درمى‌آيد که در سمت سياهرگى گردش خون ديده مى‌شود. گشادى همزمان عروق در اثر ايسکمى باعث سرريز شدن خون به شبکهٔ پوستى و ايجاد رنگ بنفش در پوست مى‌شود. تغييرنگ پوست به بنفش در اثر احتقان مزمن ناشى از نارسائى وريدى با بالابردن پا از بين نمى‌رود.

پاسخ به ورزش

گاهى اوقات ورزش باعث ايجاد يک بروئى قابل شنيدن و کاهش شدت نبض و فشار سرخرگى ديستال مى‌شود، و تنگى‌اى را که در غير اين‌صورت پنهان بود، آشکار مى‌سازد.

دما

در ايسکمى مزمن، دماى پوست پا کاهش مى‌يابد.

زخمى‌شدن

زخم‌هاى ايسکميک معمولاً بسيار دردناک و با درد هنگام استراحت در پا همراه هستند. اين زخم‌ها در انگشتان پا يا جائى‌که تروماى ناشى از کفش يا رختخواب باعث ايسکمى بيشتر يا عفونت مى‌شود، رخ مى‌دهند. حاشيهٔ زخم کاملاً مشخص يا به‌شکلى است که گوئى بيرون کشيده شده است، و پايهٔ آن فاقد بافت گرانولاسيون طبيعى است. پوست اطراف رنگ‌پريده و خال‌خال است، و علائم ايسکمى مزمن همراه وجود دارند خراشيدن يا دبريدمان زخم منجر به خونريزى خفيف مى‌شود.

نکروز

نکروز بافتى ابتدا در ديستال‌ترين قسمت‌هاى اندام و اغلب در محل زخم ظاهر مى‌شود. نکروز در سمت پروگزيمال در نقطه‌اى که جريان خون براى حفظ بقاء بافت کفايت کند، متوقف و منجر به گانگرن خشک مى‌شود. اگر بخش مبتلا عفونى شود (گانگرن مرطوب)، نکروز ممکن است به بافت‌هائى که در حالت طبيعى زنده مى‌ماندند نيز سرايت کند.

آتروفى

درجات متوسط تا شديد ايسکمى مزمن باعث آتروفى تدريجى عضلانى و از دست رفتن قدرت منطقهٔ ايسکميک مى‌شود.

تغييرات بافت پوششى

ايسکمى مزمن به‌صورت شايعى باعث از دست رفتن مو روى پشت انگشتان پا و خود پا مى‌شود و ممکن است با ضخيم‌شدن ناخن‌هاى پا در اثر کندشدن باز گردش کراتين همراه باشد. با پيشرفت ايسکمي، آتروفى پوست و بافت زيرپوستى ايجاد مى‌شود، به‌ نحوى‌که پا براق، پوسته‌پوسته، و اسکلت‌مانند مى‌شود.

تست‌هاى عروقى غيرتهاجمى

تست‌هاى عروقى غيرتهاجمى ممکن است به درمان بيماران دچار نشانه‌هاى بيمارى عروقى محيطى کمک کنند. در بيماران دچار ايسکمى شديد، درد حين استراحت، يا از دست رفتن بافت، که در آنها آرتريوگرافى واضحاً انديکاسيون دارد، تست‌هاى غيرتهاجمى ضرورتى ندارند ولى براى مقايسه مفيد هستند.


يک تست غربالگرى سريع شامل اندازه‌گيرى فشارخون سيستوليک در حال استراحت در شريان بازوئى و شريان تيبال خلفى يا پشتى پا مى‌شود. شاخص مچ پا و بازو (ABI) با تقسيم فشار در مچ پا به فشارخون بازو به‌دست مى‌آيد. در حالت طبيعى ABI برابر ۰/۱ يا بيشتر است. مقدار زير ۰/۱ به‌معناى بيمارى انسدادى در نواحى پروگزيمال به محل اندازه‌گيرى است. ABI تا حدى با درجهٔ ايسکمى متناسب است؛ براى مثال، درد حين استراحت معمولاً زمانى ظاهر مى‌شود که نسبت ۳/۰ يا کمتر باشد. يک محدوديت مهم در اندازه‌گيرى غيرمستقيم فشار اندام در بيمارانى است که ديوارهٔ رگ آنان به‌شدت سفت و کلسيفيه شده باشد. چون چنين رگى را نمى‌توان تحت فشار قرار داد، فشار خون بالا ثبت مى‌شود، اگرچه ممکن است فشار درون مجرا کم باشد. در صورتى‌که ABI بالاى ۲/۱ يا مقدار آن نامتناسب با شرايط بالينى بيمار باشد، بايد به سفتى شديد ديواره شک کرد. اين پديده اغلب در بيماران دچار ديابت قندى ديده مى‌شود.

بررسى‌هاى تصويربردارى

کلسيفيکاسيون در ديوارهٔ سرخرگ‌هاى آترواسکلروتيک اغلب در عکس استاندارد سينه قابل مشاهده و ممکن است بدون تنگ‌شدن مجراى سرخرگ رخ دهد؛ به اين دليل، اين پديده شاخصى براى وضعيت کارکردى سرخرگ نيست.


آرتريوگرافى با مشخص‌کردن دقيق موارد زير، يافته‌هاى فيزيکى را تکميل مى‌کند:


۱. محل و ميزان انسداد سرخرگى

۲. وضعيت درخت شريان پروگزيمال و ديستال

۳. وضعيت راه‌هاى جانبى


عوارض آنژيوگرافى مربوط به تکنيک آن و مادهٔ حاجب هستند. عوارض تکنيکى شامل هماتوم محل سوراخ‌کردن، فيستول سرخرگى - سياهرگي، آنوريسم کاذب، هماتوم پشت صفاقي، پاره‌شدن زير انتيمال، و آمبوليزاسيون ديستال لختهٔ خون يا پلاک آترومى هستند. مواد حاجب منجر به طيفى از واکنش‌هاى آلرژيک از راش خفيف پوستى تا آنافيلاکسى شديد مى‌شوند. مواد شيميائى استاندارد، به‌علت اسمولاليتهٔ بالاى خود، باعث گرمي، گشادى رگ‌ها، و درد هنگام تزريق مى‌شوند. استفاده از مواد غيريونى باعث کاهش نشانه‌ها مى‌شود. هم مواد استاندارد و هم مواد غيريونى باعث کاهش گذراى جريان خون کليه و افزايش مقاومت عروقى مى‌شوند؛ در درصد کمى از بيماران، آنژيوگرافى باعث نارسائى حاد کليه مى‌شود. بيماران دچار نارسائى کليه، پروتئينوري، ديابت و دهيدراتاسيون در معرض خطر بيشترى براى نارسائى کليوى ناشى از مادهٔ حاجب هستند. هيدراتاسيون کافى بيماران قبل و بعد از آنژيوگرافى ميزان بروز اين عارض را کاهش مى‌دهد.


تصويربردارى تشديد مغناطيسى (MRI) مى‌تواند شريان‌ها را بدون استفاده از مادهٔ حاجب به تصوير بکشد.