پيش‌آگهى

جراحى‌هاى بازسازى عروقى سرخرگ کليوى در بيش از ۹۰% بيماران دچار هيپرپلازى فيبرى - عضلانى موفق به کاستن از فشارخون مى‌شوند. جراحى براى تنگى آترواسکلروزى تقريباً در ۶۰% موارد منجر به بهبود يا علاج کامل مى‌شود.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

بيشتر بيماران بدون نشانه هستند، ولى تحريک‌پذيري، سردرد، و افسردگى عاطفى در اندکى از آنان ديده مى‌شود. افزايش پايدار فشارخون دياستوليک معمولاً تنها يافتهٔ فيزيکى غيرطبيعى است. در بسيارى موارد مى‌توان روى يک يا دوطرف خط وسط در بالاى شکم بروئى سمع کرد. در صورتى‌که آترواسکلروز علت بيمارى سرخرگ کليوى باشد، ديگر علائم آن ممکن است ديده شوند.


سرنخ‌هاى ديگر در مورد وجود پرفشارى خون عروقى کليوى شامل نبود سابقهٔ خانوادگى فشارخون بالا، شروع زودهنگام فشارخون (به‌خصوص در طى کودکي، در زنان، در سنين نوجواني)؛ تسريع واضح درجهٔ فشارخون؛ مقاومت کنترل با داروهاى ضدفشار خون؛ و بدترشدن سريع کارکرد کليوى هستند.

بررسى‌هاى آزمايشگاهى

تعيين انتخابى سطح رنين از نمونه‌هاى خون سياهرگ کليوي، در صورتى‌که نسبت رنين از کليهٔ درگير به رنين کليهٔ سالم بيش از ۵/۱ باشد، مؤيد تشخيص است. به اين نسبت، نسبت رنين - سياهرگ کليوى (RVRR) مى‌گويند.


مانند آزمون‌هاى دفع ادراري، تعيين رنين سياهرگ کليوى دشوار است. تمام داروهاى ضدفشارخون بايد دست‌کم يک هفته پيش از بررسى قطع شوند، و دريافت سديم بايد کاهش يابد (تا ترشح رنين به حداکثر برسد و تفاوت بين دو کليه تشديد شود).


هرچند، در صورت وجود بيمارى دوطرفهٔ سرخرگ کليوي، اين رقم ممکن است گمراه‌کننده باشد، چرا که هر دو کليه رنين توليد مى‌کنند. تعيين سطح سرمى سيستميک رنين ارزش کمى دارد، چرا که احتباس سديم باعث اثر رقيق‌شدگى مى‌شود. تنها در پرفشارى خون بدخيم، غلظت‌هاى رنين سيستميک به‌صورت يکنواخت بالا مى‌روند.


کاپتوپرين و انالاپريل ACE را مهار مى‌کنند و باعث افت شديد فشارخون در بيماران دچار پرفشارى خون وابسته به رنين مى‌شوند. کارکرد کليه نيز ممکن است بدتر شود. تلفيق تست تحريکى با تعيين RVRR و مهارکنندهٔ آنزيم تبديل‌کنندهٔ آنژيوتانسين باعث افزايش دقت تشخيص پرفشارى خون عروقى کليوى قابل تصحيح با جراحى مى‌شود.

بررسى‌هاى تصويربردارى

اوروگرافى داخل وريدى با تزريق سريع و تماس توالى سريع از آزمون‌هاى غربالگرى شايع است که به مقايسهٔ بين دو کليه هم بستگى دارد. در کليهٔ ايسکميک رنگ با تأخير در کاليس‌ها ظاهر مى‌شود و در فيلم‌هاى بعدى با دفع آب از توبول‌ها تغليظ بيش از حد ديده مى‌شود. فاز نفروگرام ممکن است کليه‌اى کوچک را در سمت مبتلا نشان دهد.


آرتريوگرافى کليوى تنها روشى است که حدود ضايعهٔ انسدادى را مشخص مى‌کند. چون بيمارى آترواسکلروزى اغلب مبداء سرخرگ کليوى را درگير مى‌کند، آئورتوگرام وسط جريان بر کاتتريزاسيون انتخابى سرخرگ کليوى ارجح است. در صورتى‌که فشار خون دياستوليک بيش از ۱۱۰ ميلى‌متر جيوه باشد، ديگر معيارهاى بالينى با پرفشارى خون عروقى کليوى سازگار باشند، و اميد به زندگى نيز از جهات ديگر بالا باشد، بايد آرتريوگرافى کليوى انجام داد. از دست رفتن کارکرد کليه انديکاسيون ديگر آرتريوگرافى است.