با افزايش اندازه، فشار جانبى درون آنوريسم ممکن است نهايتاً منجر به پارگى خودبه‌خود ديوارهٔ آنوريسم شود. اگرچه ممکن است بلافاصله خونريزى شديد رخ دهد، معمولاً فاصله‌اى چندساعتى بين اولين حملهٔ خونريزي، خارج‌شدن خون از رگ به زير ادوانتيس يا بافت دور آئورتي، و سپس پارگى پشت صفاقى وجود دارد.

يافته‌هاى بالينى

بيشتر آنوريسم‌هاى آئورتى تا زمان شروع پارگى بدون نشانه‌ هستند. بيمار با درد ناگهانى و شديد شکم مراجعه مى‌کند که گاه به پشت تير مى‌کشد. غش يا سنکوپ در اثر از دست‌رفتن خون ايجاد مى‌شود. پس از اولين خونريزى ممکن است درد تخفيف يابد يا حالت غش بيمار ناپديد شود، اما در صورت ادامهٔ خونريزي، اين علائم مجدداً ظاهر مى‌شوند و به‌سمت شوک پيشرفت مى‌کنند.


زمانى‌که خونريزى محدود به بافت دور آئورتى بماند، مى‌توان تودهٔ شکمى مشخص و نبض‌دارى را لمس کرد. برخلاف آنوريسم‌هاى سالم، آنوريسم‌ پاره‌شده، در اين مرحله معمولاً به لمس حساس است. با ادامهٔ خونريزى - معمولاً به پشت صفاق - تودهٔ مشخص جاى خود را به يک تودهٔ توپر شکمى با حدود نامشخص مى‌دهد که اغلب تا پهلوى چپ ادامه مى‌يابد.

درمان و پيش‌آگهى

به‌محض شروع مايع داخل وريدى و فرستادن خون براى کراس‌مچ بايد لاپاروتومى را آغاز کرد. هيچ فرصتى براى عکس اشعهٔ X, ECG, اسکن، آزمايش خون، يا ديگر آزمايش‌ها وجود ندارد. عوامل اصلى زمينه‌ساز بقاء بيماران، جراحى فورى با کنترل سريع آئورت پروگزيمال، اجتناب از توراکوتومى چپ براى بستن آئورت در بالاى ديافراگم، اجتناب از خطاهاى تکنيکي، و تکميل دقيق جراحى هستند. بدون جراحي، تمام بيماران بدون استثناء مى‌ميرند.