واکسيناسيون برعليه کزاز

کزاز يک بيمارى قابل سرايت نيست، تنها افراد واکسينه شده مصون مى‌باشند و ايمن‌سازى گروهى مى‌تواند به افراد غيرواکسينه مصونيت بخشد.


در ۲۰ سال گذشته، ابتلاء و مرگ و مير ناشى از کزاز در اروپا و آمريکا کاهش قابل‌توجهى يافته است اما هنوز هم - مخصوصاً در فرانسه - اين ارقام بالا است. در سال ۱۹۸۲، حدود ۲۰۰ مورد گزارش شده بود که دوسوم را افراد بالاى ۶۵ سال شامل مى‌شدند. اين رقم حدود ۳ مورد در هر ۱۰۰،۰۰۰ نفر سکنه مى‌باشد، با توجه به‌ اينکه ميزان مرگ و مير حداقل ۱۰ برابر بيشتر از افراد زير ۶۵ سال است. اين يافته با فقدان ايمنى در افراد واکسينه نشده يا افرادى که سال‌ها قبل واکسينه شده‌اند اما واکسن يادآور دريافت نکرده‌اند بستگى دارد. يک بررسى جديد در فرانسه، تعداد افرادى را که نياز به واکسيناسيون کامل يا يادآور دارند، حدود ۳۰ ميليون نفر تخمين زده است.


با توجه به شدت و کثرت کزاز در افراد مسن، ضرورت مطلقى براى واکسيناسيون اين گروه سنى وجود دارد، از آنجائى‌که هيچ کنترانديکاسيون يا محدوديتى از نظر بالا بودن سن براى انجام واکسيناسيون برعليه کزاز وجود ندارد، پيشنهاد مى‌شودکه با انجام دوبار تزريق به فاصله ۱ ماه، يک تزريق يادآور ۶ تا ۱۲ ماه بعد از آن و سپس هر ۱۰ سال يک‌بار مصونيت کامل برعليه کزاز ايجاد شود.


در يک مطالعه شخصى که نويسنده روى ۲۶۵ مورد افراد بالاى ۶۵ سال شامل ۱۸۲ زن و ۶۳ مرد، انجام داده است، ميزان اثربخشى سرولوژيکى را در رابطه با تيتر اوليه واکسن، adsorbent، دفعات تزريق، فواصل زمانى بين تزريق‌ها مورد آزمايش قرار داده است. بدون درنظر گرفتن تيتر واکسن استفاده شده، پاسخ آنتى‌بادى پس از سه‌بار تزريق، برابر بود. اما در صورتى‌که تعداد تزريقات به دو تزريق کاهش پيدا کرد، پاسخ متفاوتى به‌دست آمد، بهترين نتيجه در کسانى مشاهده شد که يک واکسن با سطح بالاى آنتى‌ژن و با تيتر حداقل ۳۰LF دريافت کرده بودند.


مطالعات ديگر نيز نشان داده‌اند که اغلب توکسوئيدهائى که در نقاط مختلف دنيا به‌کار مى‌روند، از نظر آنتى‌ژنيک براى يک‌بار تزريق به افراد مسن، کارائى لازم را ندارند. در تحقيقات مختلف ميزان سروکانورژن از حدود ۴۲% تا ۵۰% متغير بوده است. در هر حال همان‌طورى‌که روبن خاطر نشان کرده بود، نسبت به واکسيناسيون برعليه کزاز يک پاسخ تأخير به‌وجود مى‌آيد. اين يافته در مطالعه خود ما نيز تأئيد شده است، در اين مطالعه ميزان سروکانورژن از حدود ۳۹% پس از ۱ ماه به حدود %۵۹ پس از ۵ ماه افزايش نشان داد و در حالى‌که آنتى‌بادى هم از ۰۰۹/۰ IU/CC به IU/CC ۰/۰۲۱ افزايش يافته بود.


به‌علاوه، فاصله زمانى بيش از يک ماه بين دو تزريق باعث ايجاد سروکانورژن بيشترى شد. (افزايش حدود ۷۶% در فاصله ۱ ماه به حدود ۱۰۰% در فاصله زمانى ۵ ماه)


در مطالعه‌اى که سن افراد هم مدنظر قرار گرفته شده باشد، نشان مى‌دهد که پاسخ بهتر نيست به واکسيناسيون همراه با تيتر آنتى‌بادى بيشترى در افراد زير ۸۰ سال در مقايسه با افرادى بالاى ۸۰ سال به‌دست مى‌آيد.

واکسيناسيون برعليه آنفلوآنزا

آنفلوآنزا، چه به لحاظ انعکاس‌هاى اقتصادى - اجتماعى آن و چه به لحاظ ميزان مرگ و ميرى که باعث مى‌شود، مخصوصاً در افراد مسن، از خطرناک‌ترين بيمارى‌هاى عفونى به‌شمار مى‌رود.


در فرانسه، اپيدمى سال‌هاى ۱۹۷۰ - ۱۹۶۹، در فاصله زمانى در حدود ۲ ماه (دسامبر و ژانويه) سبب مرگ ۱۸ هزار نفر شد، که ۸۰% آنها بالاى ۶۵ سال بودند.


گروه آساد ذکر مى‌کند که بيش از ۲۰% مرگ و ميرهاى ناشى از آنفلوآنزا در افرادى اتفاق مى‌افتد که از يک بيمارى قبلى - معمولاً قلبى عروقى - رنج مى‌برند.


در آمريکا، آنفلوآنزا با مرگ و ميرى حدود ۱۴۸ در هر ۱۰۰،۰۰۰ نفر، پنجمين عامل مرگ و مير در افراد بالاى ۶۵ سال است.


بيمارى آنفلوآنزا به‌قدر کافى گسترده و خطرناک است که نياز به پروفيلاکسى و پيشگيرى داشته باشد و بهترين راه پيشگيرى که در حال حاضر در دسترس مى‌باشد واکسيناسيون است. در حقيقت روش‌هاى ايزوله کردن و کموپروفيلاکسى در اين مورد، غيرمؤثر و غيرعملى هستند.


دانش امروزى ما از ويروس‌هاى آنفلوآنزائى که در تمام دنيا در حال گردش هستند، ما را قادر ساخته است که واکسن‌هاى مؤثرى منطبق با موتاسيون ويروس و منطبق با زمينه اپيدميولوژيک امروزى تهيه کنيم.


در افراد مسنى که در معرض خطر بيشترى نسبت به سايرين قرار دارند مخصوصاً آنهائى که توسط بيمارى‌هاى مزمن ريوى برونشى مانند برونشيت مزمن، آسم، آمفيزم يا بيمارى‌هاى متابوليک خطرناک مانند ديابت و يا بيمارى‌هاى ديگرى مانند نارسائى کبدي، ناتوان شده‌اند، واکسيناسيون برعليه آنفلوآنزا بيشترين انديکاسيون را دارد. برخى از افرادى که مبتلا به بيمارى قلبى هستند و در فاز عدم جبران نمى‌باشند و همين‌طور افرادى که همودياليز مى‌شوند و يا پيوند کليه انجام داده‌اند، نيز جزء اين‌دسته پرخطر قرار مى‌گيرند.


مطالعات منتشر شده نشان مى‌دهند که بيمارى‌هاى مزمن کليوى و اپيدمى‌هاى آنفلوآنزا رو به وخامت مى‌گذارند و ريسک عوارض چنين بيمارى‌هائى افزايش مى‌يابد و اين در حالى است که واکسيناسيون برعليه آنفلوآنزا در اين افراد به‌خوبى تحمل مى‌شود. از نظر ميزان تأثير بخشى هم ثابت شده که تأثير اين واکسن در اين افراد، معادل ساير افراد ديگر است گرچه، نتايج سرولوژيک به‌دست آمده زياد هم خوب نيستند، اما اين پاسخ‌ها در حد مصون‌سازى برعليه آنفلوآنزا کافى مى‌باشند.


ترجيح داده مى‌شود که واکسيناسيون در پائيز انجام شود و بدين ترتيب ايمنى قبل از ايجاد يک اپيدمى به‌وجود آيد.


يک تزريق زيرجلدى يا داخل عضلانى لازم است و هر سال مى‌بايستى تکرار شود ايمنى در ظرف ۲-۳ هفته ايجاد مى‌شود.


کنتراانديکاسيون‌هاى بسيار معدودى براى واکسيناسيون وجود دارد که شامل: آلرژى واقعى نسبت به تخم‌مرغ و يا يک بيمارى حاد در هنگام واکسيناسيون مى‌باشد.


واکسيناسيون چه در هنگام ايمن‌سازى و چه هنگام تزريق يادآور، مى‌تواند جداگانه و يا همراه با آنتى‌ژن‌هاى ديگر مخصوصاً همراه با واکسن کزاز انجام شود.


از سال ۱۹۷۰، ما مطالعه‌اى را در مورد نحوه منطبق کردن واکسن‌هاى آنفلوآنزائي، با ويروس هدف به‌همراه مقايسه ميزان تأثيرپذيرى سرولوژيکى و اپيدميولوژيکى آنها و همين‌طور از راه تزريقات مکرر هم در افراد جوان و هم افراد بالاى ۶۰ سال پيگيرى مى‌کنيم.


نتايج اين تحقيقات نشان مى‌دهد که واکسيناسيون برعليه آنفلوآنزا به‌خوبى تحمل مى‌شود. واکنش‌هاى پس از واکسيناسيون کم هستند و معمولاً شامل واکنش‌هاى موضعى و استثنائاً سيستميک و کوتاه‌مدت، با مدت زمانى حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت مى‌باشد.


واکسيناسيون برعليه آنفلوآنزا سبب ايجاد ايمنى اختصاصى برضد ويروس آنفلوآنزا مى‌شود و روى ساير عوامل عفونى که باعث ايجاد بيمارى‌هاى تنفسى با شروعى مشابه عفونت آنفلوآنزائى مى‌گردند، تأثيرى ندارد. اين ايمن‌سازي، تنها جنبه تئورى ندارد بلکه توسط تحقيقات اپيدميولوژيکى با اين حقيقت جمعيت واکسينه شده يا مولتى واکسينه شده در مقايسه با افراد غيرواکسينه مصونيت بيشترى در مقابل بيمارى داشته‌اند، ثابت شده است.