صنعتى شدن نشانهٔ تحول جامعهٔ روستايى به‌سوى يک جامعهٔ وابسته به کارخانه، و شامل مهارت‌هاى فنى فردى و گروهى براى ساختن کالاهاى خاص با روش فرآيندهاى به‌شدت تخصصى است و با توجه به سود جامعه و تأکيد بر انبوه در اين چارچوب تقسيم کار انجام مى‌شود. خلاصه آنکه صنعتى شدن به معناى انقلاب اجتماعى و اقتصادى در فرهنگ يک ملت است و اين‌گونه انقلاب‌ها خطرهاى خود را به‌همراه دارند. دشوارى‌هايى را که به‌علت صنعتى شدن در جامعه پديد مى‌آيند مى‌توان به شرح زير برشمرد:


۱. دشوارى‌هاى مربوط به بهداشت محيط زيست:

- مسکن: يکى از بزرگ‌ترين دشوارى‌هاى همهٔ مناطق صنعتى افزايش‌شمار زاغه‌نشين‌ها و خانه‌‌هاى غير بهداشتى به‌علت مهاجرت روستائيان است که براى جست‌وجوى کار به حاشيهٔ شهرها مى‌آيند. اثرات بدى مسکن بر سلامت مردم در جايى ديگر به تفصيل شرح داده شده است.


- آلودگى آب: يکى از پيامدهاى فرعى فاجعه‌بار صنعتى شدن آلودگى آب است که به‌علت تخليهٔ هرز آب صنعتى تصفيه نشده در جريان آب انجام مى‌شود. هرزآب‌هاى صنعتى ممکن است داراى اسيد، قليا، روغن و ديگر مواد شيميايى آلى و غير آلى باشند که بعضى از آنها زهرها، مواد پرتوزا و شويند‌ەهاى صناعى هستند. مقابله با اين وضعيت به تدابير قانوني، اجرايى و فنى نياز دارد. بايد در مرحلهٔ برنامه‌ريزى براى قبول فرآيند صنعتى شدن در يک کشور تدابير مربوط به مبارزه با آلودگى گنجانده شود.


- آلودگى هوا: آلودگى هوا يکى از دشوارى‌هاى مهم بهداشتى در مناطق صنعتى است که مى‌تواند بر سلامت جمعيت اثر نامطلوب بگذارد. آلودگى هوا به‌علت رها شدن بخارهاى سمي، گازها، دودها و گرد و غبار به جوّ است. مقابله با آن به برنامه‌ريزى شهرى مناسب و منطقه‌بندى نياز دارد تا بتوان اين خطر را از بين برد.


- دفع فاضلاب: اگر پيش از استقرار صنايع برنامه‌ريزى مناسب انجام نشده باشد، فشار سنگينى بر خدمات بهداشتى موجود وارد مى‌شود. نبودن تسهيلات لازم براى دفع فاضلاب به آلودگى آب مشروب و آلودگى خاک (به انگل‌ها و تخم آنها) منجر مى‌شود.


۲. بيمارى‌هاى واگير:

دشوارى‌هاى اصلى از نظر بيمارى‌هاى واگير در مناطق صنعتى عبارتند از: بيمارى سل، بيمارى‌هاى زُهروى و بيمارى‌هاى عفونى منتقله به‌وسيلهٔ آب و غذا. اين بيمارى‌ها به بيمارى‌هاى ويژهٔ مربوط به هر صنعت هم اضافه مى‌شوند. مناطق صنعتى که فاضلاب مناسب نداشته باشند بستر خوبى براى فيلاريازيس را درست مى‌کنند، زيرا پشهٔ ناقل آن در آب‌هاى آلوده تخم‌ريزى مى‌کند.


۳. بهداشت مواد خوراکى:

در صورتى که احتياط‌هاى لازم اجراء نشود استانداردهاى بهداشت مواد خوراکى در نتيجهٔ صنعتى شدن رو به کاهش مى‌رود. در کشورهايى مانند هندوستان بيمارى‌هاى منتقله از راه مواد خوراکى مانند حصبه و هپاتيت ويروسى بسيار شايع هستند.


۴. بهداشت روانى:

دشوارى‌هاى مربوط به سلامت روان به‌علت تغيير شرايط زندگى پيش مى‌آيد. مردم زندگى گرم خانوادگى در روستا را ترک مى‌کنند و به محيط زيست بيگانه‌اى پيوند مى‌يابند که مستلزم برخى تطابق‌ها است. ناتوانى در تطابق با محيط جديد به بيمارى رواني، روان‌نژندي، اختلال‌هاى رفتاري، تبه‌کارى و ... مى‌انجامد.


۵. حوادث:

حوادث يک دشواريِ بهداشتيِ عمومى در جوامع صنعتى است که به‌علت ازدحام، آمد و شد وسايل نقليه و افزايش سرعت زندگى پيش مى‌آيد. اين حوادث افزون بر آنهايى است که در کارخانه روى مى‌دهد.


۶. دشوارى‌‌هاى اجتماعى:

الکليسم، اعتياد، قماربازي، بدکارگي، افزايش طلاق، گسستن خانواده‌ها، تبه‌کارى جوانان و افزايش ميزان جنايت برخى از دشوارى‌هاى اجتماعى ناشى از صنعتى‌شدن هستند.


۷. ابتلاء به بيمارى‌ها و ميرايى:

ميزان‌هاى مربوط به آمارهاى حياتى نشان مى‌دهند که مشخصهٔ مناطق صنعتى افزايش ميزان ابتلاء و ميرايى از بعضى بيمارى‌ها است. به‌عنوان مثال بروز برونشيت مزمن و سرطان ريه در مناطق صنعتى بيش از مناطق روستايى است. در مناطق صنعتى ميزان خام مرگ و ميزان ميرايى شيرخواران رو به افزايش است. در جاهايى که سطح بهداشت عمومى به‌طور کلى پائين است دشوارى‌هاى خاص صنعتى‌شدن بيشتر است، و دشوارى‌هاى بهداشتى حاصله ممکن است شدت ويژه‌اى بيابند.