هوا از بينى وارد دستگاه تنفس مى‌شود و پس از عبور از حلق، حنجره و مجارى تنفسى تحتانى ”ناي، نايژه، نايژک“ به کيسه‌هاى هوايى مى‌رسد و پس از مبادلهٔ اکسيژن و انيدريد کربنيک مجدداً از همان راه خارج مى‌گردد. تعداد شش‌ها دو عدد بوده که هر کدام در يک طرف قفسه سينه قرار دارند و به‌وسيلهٔ قلب و ساير اعضاى بين دو شش و ستون مهره‌ها از يکديگر جدا مى‌شوند و به‌جز اتصالى که به‌وسيلهٔ رگ‌ها با قلب و به‌‌وسيلهٔ برونش‌ها با ناى دارند تقريباً در قفسه سينه آزاد هستند. قسمت بالاى شش باريک‌تر است و قله نام دارد و قسمت پائين آن وسيع‌تر است و به ديافراگم تکيه دارد و آن را قاعدهٔ شش مى‌نامند. دو لايهٔ نازک به نام پردهٔ جنب قسمت خارجى شش‌ها و سطح داخلى قفسه سينه را مى‌پوشاند. شش‌ها از بافت اسفنجى تشکيل يافته‌اند. اگر آنها را در آب قرار دهيم روى آب قرار مى‌گيرند و هنگام لمس کردن صداهاى خاصى دارند که به‌علت وجود هوا در کيسه‌هاى هوايى است. شش‌ها در هنگام تولد روى هم خوابيده هستند و با اولين تنفس بازشده پر از هوا مى‌شوند و تا سه هفتگى به رنگ صورتى هستند و به‌تدريج در افراد بالغ به‌علت استنشاق گرد و خاک و دود به رنگ آبى مايل به خاکسترى در مى‌آيند.


ظرفيت ريه يک فرد طبيعى به‌طور متوسط در حدود ۶ ليتر است که بسته به نوع نفس کشيدن، ميزان تبادل هوا با محيط فرق مى‌کند. انسان معمولاً در هر نفس عادى در حدود نيم ليتر هوا به شش‌ها وارد مى‌کند که به آن هواى جارى گفته مى‌شود. از اين مقدار در حدود دو سوم آن به کيسه‌هاى هوايى مى‌رسد و با خون مبادله مى‌شود و يک‌سوم بقيه آن در مجارى تنفسى باقى مى‌ماند. اين هواى باقى‌مانده را هواى مرده اسم گذاشته‌اند. هنگام نفس عميق مى‌توان هواى جارى را تا چندين برابر افزايش داد. به کل هوايى که يک فرد، پس از يک دم عميق، طى يک بازدم عميق و تا حد ممکن بيرون مى‌دهد، ظرفيت حياتى گفته مى‌شود. ظرفيت حياتى به‌طور متوسط در مرد بالغ بر ۵/۴ ليتر و در زن ۳ ليتر مى‌باشد. شش‌ها حتى پس از يک بازدم عميق هم به حالت نيمه‌باز هستند. از اين‌رو هميشه مقدارى هوا در شش‌ها باقى مى‌ماند که به نام هواى باقى‌مانده موسوم است.


اندام‌هاى مختلف دستگاه تنفس
اندام‌هاى مختلف دستگاه تنفس