گرد و غبار، گازها و بخارات سمى عواملى هستند که باعث بروز عوارض ريوى مختلف مى‌شوند که عوارض خفقان‌آور، التهابي، سلى و پنوموکونيوزها از آن جمله هستند.


پنوموکونيوز که از دو لغت يونانى به نام پنومون (Penemon) يعنى ريه و کونيس (Conis) به مفهوم گرد مشتق شده است نوعى بيمارى است که در آن بافت ريه در اثر ورود گرد و غبار تغيير شکل يافته و دچار ضايعاتى مى‌گردد. نبايد تصور شود هر فردى که مدت کمى در محيط پر گرد و غبار کار کند دچار بيمارى پنوموکونيوز مى‌گردد. چرا که مدت کار، شدت گرد و غبار، نوع گرد و غبار و بالاخره عيوب دستگاه تنفسى شخص در قبول يا رد آن مؤثر خواهد بود. موضوعى که بايد توجه داشت عمل تقويت‌کننده و يا خنثى‌کنندهٔ گردها نسبت به هم است. گاهى بعضى از گرد و غبارها اثر همديگر را تقويت و شروع بيمارى را تسريع مى‌نمايند مانند خاک رس که درجه ضرر و زيان غبار سيليس را در هوا کم مى‌کنند. مهم‌ترين پنوموکونيوزهايى که شدت و تعداد مبتلايان به آن بيش از ساير بيمارى‌هاى ناشى از ذرات گرد و غبار مى‌باشند عبارتند از:

سيليکوز (Silicosis)

اين بيمارى نزد کسانى ديده مى‌شود که در معرض استنشاق گرد و غبار محتوى سيليس آزاد قرار داشته باشند. کارگران معادن، سنگ‌تراشان، کارگران تونل‌سازي، چينى و شيشه‌سازي، کاشى‌سازى و به‌طور کلى تمامى کارگرانى که با مواد محتوى سيليس سر و کار دارند در معرض ابتلاء به اين بيمارى هستند. مکانيسم اثر سيليس روى ريتين و اثر شيميايى آن بسيار مهم است. سابقاً علت اين ضايعات را نتيجهٔ خاصيت برندگى لبه‌هاى سيليس مى‌دانسته‌اند ولى اخيراً اين نظريه رد شده زيرا مواد ديگرى که داراى لبه‌هاى تيزتر از سيليس بودند عوارض شديدى مشابه گرد سيليس در ريتين به‌وجود نياوردند. مثلاً اکسيد آلومينيوم که لبه‌هاى تيز و برنده‌اى دارد با اين همه نسوج ريتين را مانند گرد و غبار سيليس صدمه نزده و بيمار نمى‌سازد. گرد سيليس در اشخاصى که امراض ريوى يا زمينه مستعد براى بيمارى ريوى دارند زودتر اثر مى‌کند و دانه‌هاى ريزى در سطح داخلى برونش‌ها به جا گذاشته و گاهى به خود حباب‌هاى ريتين نيز رسيده سبب التهاب حباب‌ها مى‌شود.


ادامهٔ اين التهاب و درمان نشدن اين التهاب‌ها سبب سفتى و سختى بافت‌هاى ريوى شده و صورت مومى شکل به‌خود مى‌گيرد و گره‌هايى از خود به‌جا مى‌گذارد که به آنها فيبروز گويند. فيبروزهاى موجود بسيار آزارکننده بوده و شخص بيمار براى دفع آن از ريتين سعى مى‌کند با سرفه‌هاى خشک و شديد آنها را خارج سازد و چون اين امر امکان‌پذير نيست سرفه‌هاى خشک ادامه مى‌يابد. در اين‌گونه موارد دستگاه لنفاتيک اطراف برونش‌ها به فعاليت افتاده اطراف مواد خارجى جمع شده تا شايد بتوانند آنها را از بين ببرند ولى چون اين مواد سفت و سخت است مانند گره‌هايى به‌هم فشرده باقى مانده و از اجتماع فيبروز و گره‌ها، دستگاه لنفاوى شکل مخصوصى به‌نام لنفوئيد به‌جا مى‌ماند. و اين گره‌ها نيز خود سبب تحريک ريه و سرفه‌هاى شديد مى‌شوند. به اين گره‌ها که از جمع لنفوئيد و فيبروز به‌وجود آمده ندول سيليستيان نيز گويند. چنان‌چه در اين موقع به درمان نپردازيم بيمارى پيشرفت نموده و بافت‌هاى ريوى سفت و متصلب و شکل دژنرانس به‌خود مى‌گيرد. در اين صورت ريتين قدرت انقباض و انبساط خود را از دست خواهند داد.

آسبستوز (Asbestosis)

آسبستوز پنوموکونيوزى است که در اثر استنشاق گرد و غبار پنبه نسوز به‌وجود مى‌آيد. آسبستوز يا پنبه کوهى در لابلاى سنگ‌هاى سخت و در اعماق زمين موجود است و داراى رشته يا فيبرهاى دراز و سفيد بوده و مقاومت زيادى به حرارت دارد. قابليت هدايت الکتريکى آن بسيار کم و به اين جهت مصارف الکتريکى فراوانى دارد. کارگرانى که در معادن و کارخانجات سازنده فرآورده‌هاى آسبستوز از قبيل لوله و نخ‌هاى آسبست کار مى‌کنند در معرض ابتلاء به بيمارى مى‌باشند. از علائم بيمارى سرفه و نفس‌تنگى مى‌باشد که در مراحل پيشرفته بيمارى با نارسايى قلب همراه مى‌باشد. ثابت شده است که زمان لازم براى بروز بيمارى آسبستوزيس به‌طور متوسط ۹ - ۷ سال در گرد و غبار با غلظت زياد و ۲۵ - ۱۵ سال در غلظت کم مى‌باشد.

آنتراکوز (Anthracosis)

آنتراکوز به پنوموکونيوز ناشى از گرد و غبار ذغال اطلاق مى‌شود. ذرات ذغال از نظر بيوشيمى مواد بى‌خاصيت و بى‌اثر هستند، بدين‌ علت توليد فيبروز نمى‌کنند فقط موجد عوارض ناشى از انباشته‌شدن سلول‌هاى گرد و غبارى مى‌شوند متأسفانه آنتراکوز خالص نادر است و نزد کارگران معادن ذغال که معمولاً به آنتراکوز مبتلا مى‌شوند به‌علت وجود گرد و غبار سيليس در معادن، سيليکوز نيز بدان اضافه مى‌شود. تصاوير ريوى در اين صورت ستاره‌اى شکل و مشخص خواهند بود که مخصوص اين عارضه مى‌باشند در حالى که تصاوير ريوى ناشى از سيليکوز خالص، ندول‌هاى گرد و محدود مى‌باشند که داراى حدود مشخص و واضح هستند. در آنتراکوز گاهى ضايعات شبه‌غده‌اى بزرگ ديده مى‌شود که ممکن است مايع شدن آنها دفع اخلاط سياه رنگ و فراوانى را به شکل استفراغ به‌وجود بياورند که ملانوپتيزى (Melanoptysie) ناميده مى‌شود. ملانوپتيزى گاهى با خونريزى از ريه و نفس‌تنگى شديدى همراه است.


در بعضى از موارد کارگران معادن ذغال‌سنگ ضمن دچار شدن به آنتراکوز دچار بيمارى روماتيسم هم مى‌گردند و در اين‌گونه موارد علائم راديولوژيکى سينه کاملاً واضح است و به آن سندرم کاپلان گويند. چون اين موضوع به‌وسيلهٔ پزشک انگليسى به‌نام کاپلان گزارش شده به‌نام سندرم کاپلان موسوم است که بعداً به‌وسيلهٔ ديگران تائيد گرديده است.

سيدروز (Siderosis)

هر گاه گرد و غبار آهن وارد ريتين شده و سبب بيمارى شوند به آن بيمارى سيدروز گويند. امروزه کارگران زيادى در اين صنعت مشغول کار مى‌باشند و کارگرانى که مدت‌ها بدون مراعات اصول بهداشتى با گرد و غبار آهن کار مى‌کنند ممکن است دچار بيمارى سيدروز گردند. البته بيمارى سيدروز بيمارى بسيار خطرناک و ناراحت‌کننده‌اى نيست و مى‌شود با درمان‌هاى مختصر و اوليه و تغيير شغل کارگر به درمان اميدوار بود. عوارض بيمارى همان ناراحتى‌هاى ريه و قلب، تورم معده و روده‌ها و عدم اشتها و غيره مى‌باشد. در هر حال بايد دانست که بيمارى سيدروزيس يک نوع پنوموکونيوزيس خوش‌خيم است و گزارشاتى که شده بيشتر نزد کارگرانى بوده که با اکسيدآهن کار مى‌کرده‌اند.

بريليوز (Berylliosis)

بريليوز ناشى از استنشاق گرد و غبار بريليوم است که نام ديگر آن گلوسينيوم (Glucinium) مى‌باشد. اين پنوموکونيوز در شکل مزمن به آرامى آغاز شده و شروع به پيشرفت مى‌کند در مرحلهٔ استقرار، نفس‌تنگى شديدى توأم با لاغرى زياد وجود دارد. در مراحل حاد بيمارى سرفه و نفس‌تنگى شديدى همراه با سيانوز وجود دارد که در اغلب موارد قابل درمان هستند.

پنوموکونيوز ناشى از گرد و غبار نباتى

گرد و غبار غلات و حبوبات شامل الياف فوق‌العاده ريز و خرده شده با منشاء نباتى و معدنى بوده و به‌علاوه داراى اسپورهاى قارچ‌ها، باکترى‌ها و نيز سيليس مى‌باشد که مسلماً هر کدام از آنها در بيمارى‌زايى اين پنوموکونيوز وظيفه‌اى به‌عهده دارند. از نظر بالينى علائم اوليهٔ اين پنوموکونيوز عبارتند از:


تب که به اسم تب غلات و حبوبات ناميده مى‌شود، سرفه‌هاى شديد توأم با نفس‌تنگى و اخلاط که با ضعف، سرگيجه و نيز گاهى با اختلالات گوارشى از قبيل اسهال و استفراغ همراه است. تکرار اين عوارض ريوى سبب مى‌شود که اين بيمارى را برونشيت مزمن تشخيص دهند. باگاس که همان ساقه‌هاى الياف نيشکر است ممکن است در اثر استنشاق گرد و غبار ناشى از آن وارد حباب‌هاى ريه‌ها شده و بيمارى باگازوزيس را سبب شود. گرچه علت بيمارى را آن‌طور که بايد و شايد معلوم نکرده‌اند ولى بيمارى‌هاى کارگران شاغل باگاس نادر نيست. عده‌اى آن را ناشى از خود گرد و غبار حاصله از الياف نيشکر مى‌دانند و عدهٔ ديگرى عقيده دارند که اين بيمارى در اثر اسپور قارچ‌هاى موجود در نيشکر است. در هر صورت اين بيمارى با مقدمه تب و برونشيت حاد بروز مى‌کند. تنگى‌نفس مانند ساير پنوموکونيوزها از علائم مشخص اين بيمارى است. گاهى سرعت پيشرفت بيمارى بسيار سريع بوده و ممکن است به ورم حاد ريه‌ها، برونشکتازي، آمفيزم منجر شود. گاهى نيز بيمارى کهنه شده برونشيت مزمن به‌وجود خواهد آمد.