مشروبات الکلى که يکى از بلاياى اجتماعى است در نتيجه تخمير مواد قندى به‌دست مى‌آيد. احساس تحريکى که پس از نوشيدن مقدارى الکل دست مى‌دهد نتيجهٔ از کار افتادن مراکز عصبى مولد حالت افسردگى مى‌باشد. هنگامى که اين مراکز، ارتباط خود را با ساير مراکز عصبى قطع نمايند شخص گرفتارى‌ها و کشش‌هاى عصبى خود را فراموش نموده و در نتيجه حالت تحريک دست مى‌دهد. بعضى‌ها معتقد هستند چون سوخت الکل در بدن انرژى ايجاد مى‌کند ”۷ کالرى به‌ازاء هر گرم“ از اين‌رو در حکم غذا بوده و براى بدن مفيد است ولى بايد گفت صرف نظر از موارد استثنائى مصرف الکل به‌‌عنوان دارو و در معالجه و درمان برخى بيمارى‌ها، اولاً الکل به هيچ وجه نمى‌تواند در بدن ذخيره شود و يا در ترميم و ساختن بافت‌هاى بدن شرکت نمايد ثانياً مصرف انرژى لازم براى بدن هر قدر که باشد ضريب تخمير الکل تغيير نمى‌کند و الکل هميشه با سرعت معينى مى‌سوزد. ثالثاً انرژى حاصل از اکسيداسيون الکل موجب ذخيره‌ شدن مواد قندى و چربى در بدن شده و ادامه اين عمل زمينهٔ مناسبى براى بروز عوارض متعدد من‌جمله اختلالات قلب و عروق مى‌گردد. هنگامى که الکل وارد بدن مى‌شود يک‌ پنجم آن مستقيماً از راه ديوارهٔ معده وارد جريان خون مى‌شود، اگر معده خالى باشد با سرعت بيشترى وارد خون گرديده اثر خود را ظاهر مى‌سازد.


معمولاً يک ساعت پس از نوشيدن الکل غلظت آن در خون به حداکثر مى‌رسد و چون داراى آب نيز مى‌باشد با سرعت بيشترى در تمامى بافت‌ها وارد شده و خود را به کليهٔ سلول‌ها مى‌رساند. در حدود دو درصد الکل مصرف شده از ريتين و کليه‌ها دفع مى‌شود و بقيهٔ آن اکسيده شده تبديل به انيدريد کربنيک و آب مى‌گردد. در هر ساعت در حدود ده سانتى‌متر مکعب الکل در بدن محترق مى‌شود. مدت لازم براى دفع تمامى الکل بستگى به مقدار الکل مصرف شده خواهد داشت. در خلال مدتى که اين ماده در حال احتراق است بر روى دستگاه‌هاى مختلف بدن اثرات مختلفى بر جاى مى‌گذارد که در اينجا به‌شرح مختصر برخى از آنها مى‌پردازيم.


الکل به‌طور مستقيم هيچ‌گونه اثرى بر روى بافت عضلانى ندارد و به‌علت تأثيرى که بر روى بافت عصبى دارد سرعت و صحت واکنش‌هاى عضلانى را کند و مختل مى‌کند و نيز به سبب اثرى که بر روى عصب بازدارنده عضله قلب دارد ضربان قلب را سريع‌تر و شديدتر مى‌سازد. به‌علت انبساطى که در عروق سطحى بدن ايجاد مى‌کند در وضع گردش خون تغييراتى حاصل مى‌شود که در نتيجه حرارت بدن تغيير مى‌نمايد. بدين ترتيب که شخص در خود احساس گرما مى‌کند در حالى‌که حرارت عمقى بدن پائين افتاده است. بنابراين هر گاه در معرض سرما واقع گردد به زودى به سرماخوردگى و عوارض شديد آن دچار مى‌گردد. نوشيدن مقدار کم الکل بر روى تنفس اثر چندانى نمى‌گذارد ليکن مقدار زياد آن مرکز تنفسى را فلج نموده ممکن است به مرگ شخص منتهى گردد.


الکل تأثير مختصرى بر روى عمل هضم دارد بدين معنى که اثر بازدارند‌ەاى بر روى اعصاب روده گذارده حرکات دودى آنها را کند مى‌نمايد. ترشح بزاق به ميزان غير محسوسى افزايش مى‌يابد. به‌علاوه ترشح شيرهٔ معدى را فزونى مى‌دهد و نسبت اسيدکلريدريک به پپسين فزونى مى‌يابد، بنابراين، اين پيش‌آمد براى مبتلايان به زخم‌معده و اثنى‌عشر بسيار خطرناک واقع خواهد شد. هر گاه مشروبى که بيش از ده درصد الکل دارد نوشيده شود تغييرات شيميايى حاصله در معده به مراتب کندتر خواهد گرديد و در اين موقع جريان شيره معده قطع مى‌گردد و به‌علت تحريک سطح غده‌ها مقدار زيادى ترشح مخاطى در معده جمع مى‌شود. اثر اصلى الکل، خاصيت تخديرى آن بر روى مراکز عصبى است و ميزان تأثير آن بستگى به مقدار الکلى دارد که به مغز و نخاع برسد. قسمت‌هايى که زودتر تحت تأثير الکل قرار مى‌گيرند عبارتند از: مرکز حافظه، دقت، انديشه و تفکر، قضاوت و کنترل شخصي. اختلالات بعدى آن عبارتند از: ايجاد اختلال در واکنش عصبى و عضلاني. چون الکل به مقدار کافى مصرف شود ايجاد خواب و بيهوشى کامل در شخص مى‌نمايد، بدين جهت است که سابقاً قبل از کشف داروى بى‌حسى اين ماده را به‌جاى داروى بيهوشى مصرف مى‌نمودند تا آنکه انسان درد را حس نکند. اثر الکل بر روى حواس پنج‌گانه سبب تخدير و کاهش دقت در واکنش و جواب‌گويى تحريکات مى‌باشد.


خطا و اشتباه در شناسايى نوع تحريک و تعويق در عکس‌العمل نسبت به علائم خطرى که از راه گوش يا چشم و يا پوست به مغز مى‌رسد حائز اهميت بسيارى است. به‌خصوص هنگام رانندگى که سرعت و دقت واکنش عصبى شرط اصلى حفظ جان راننده و سرنشينان است.


به هر اندازه که مقدار الکل در بافت‌هاى عصبى افزايش يابد مسموميت از الکل بيشتر مى‌شود. اگر کسى الکل را طورى به آهستگى بنوشد که همان موقع محترق گردد مسموميتى دست نخواهد داد و بالعکس اگر به مقدار زياد و به‌خصوص با معده خالى مصرف شود مسموميت آن به مراتب بيشتر خواهد شد. به‌تدريج که بر مقدار الکل مصرف شده اضافه شود صورت قرمز شده، واکنش‌ها کند گرديده و در طرز تفکر و قضاوت اختلال پيش مى‌آيد در اين موقع است که شخص خود را شاد و خالى از هر گونه کشش و فشار روحى مى‌بيند که بعد از آن به‌تدريج دست به رفتارهاى ناپسند زده، کج‌خلق، عصبانى و خشمگين مى‌گردد و اگر باز هم الکل بيشترى بنوشد به اصطلاح سياه مست شده و قدرت حرکت يا تفکر از او سلب مى‌شود.


مشکلات و مسائل بهداشتى که الکل براى جامعه ايجاد کرده بسيار است. تعداد حوادث اتومبيل که به مجروح شدن و يا مرگ اشخاص منجر مى‌گردد، نقش اساسى آن را الکل بازى مى‌کند. چنين تخمين زده‌اند که يک سوم از کليه حوادث اتومبيل متعلق به کسانى است که در هنگام رانندگي، مشروبات الکلى نوشيده‌اند. علاوه برا اين الکل سبب ارتکاب جرم مى‌گردد. انسان تحت تأثير الکل براى کارهاى خشن آمادگى بيشترى پيدا مى‌کند. اغلب جنايات و جرائم جنسى و غيره نتيجهٔ مصرف الکل است. بعضى از الکلى‌هاى مزمن غير قابل درمان هستند بدين معنى که حتى پس از دوره‌هاى طولانى عدم مصرف مجدداً شروع به نوشيدن مشروبات الکلى مى‌کنند، بعضى ديگر به قدرى در سراشيب جلو رفته‌اند که ديگر کارى براى آنها نمى‌توان انجام داد. بهترين موارد درمان‌پذير الکلى‌هايى هستند که به درمان اعتياد خود علاقه نشان مى‌دهند. درمان طولانى و سخت است و معمولاً بايد بيمار را بسترى کرد. مهم‌ترين راه‌هاى درمان عبارتند از: روان‌درماني، درمان شرطى و درمان به‌طريقهٔ حساس کردن. در موارد به‌خصوص مى‌توان بيش از يکى از اين درمان‌ها را به‌کار برد. روان‌درمانى به معنى درمان بيمارى روانى است و معالجه کننده سعى دارد نيازهاى هيجانى شخص الکلى را تجزيه و تحليل کند و موانع خودآگاه و ناخودآگاه را که در راه درمان وجود دارد از ميان بردارد و از طريق آشنا کردن بيمار با تمايلات روانى سرخوردهٔ قبلى وى به او کمک کند که بيشتر به خود متکى باشد و رفتار شايسته‌ترى در مقابل ساير اشخاص در پيش گيرد.


منظور از درمان شرطى الکليسم اين است که بيمار را وادار کنند از ديدن، بو، مزه و حتى فکر مشروبات الکلى نفرت پيدا کند. اساس درمان بر آن است که پس از صرف مشروبات الکلى با تجويز داروهاى قى‌آور در بيمار تهوع و استفراغ ايجاد کرد. داروى قى‌آور بايد قبل از اينکه مقدار قابل توجه الکل جذب شده باشد معده را کاملاً خالى کند. در غير اين‌‌صورت بيمار مسموم شده و درمان شرطى بى‌اثر مى‌شود. هنگام اجراى اين درمان بيمار بايد بسترى شود و درمان هم بايد تحت نظارت پزشک متخصص انجام گيرد و در صورت امکان با روان‌درمانى تکميل شود. درمان به‌ طريق حساس کردن شامل تجويز داروهايى است که خود بى‌ضرر هستند ولى وقتى الکل مصرف شود اثر سمى پيدا مى‌کنند بدين‌معنى که مثل زهر عمل مى‌کنند. ساده‌ترين اين مواد ذغال حيوانى است انواع ديگر آن کربور کلسين سيتراته و آنتابوز (‌Disultiram) هستند. ظاهراً طرز اثر اين مواد اين است که در متابوليسم معمولى الکل مداخله مى‌کنند و سبب جمع شدن يکى از مواد ناشى از تجزيهٔ الکل يعنى استالدئيد مى‌شوند. در نتيجهٔ اين امر علائم مسموميت از قبيل سرگيجه، تهوع و سقوط فشار خون ظاهر مى‌گردند. اين درمان بى‌خطر نيست و الکلى‌هايى را که به اين طريق درمان مى‌کنند گاه حين درمان تلف مى‌شوند. اين روش بايستى تحت نظارت دقيق پزشک انجام گيرد و با روان‌درمانى تکميل شود. بنابر آنچه گفته شد جوانان بايد کاملاً از عواقب احتمالى مشروب‌خورى گاه و بى‌گاه و يا مداوم آگاه باشند و پيشگيرى از الکليسم در نوجوانان بايستى هميشه مورد توجه اجتماع قرار گيرد.