برابر توافق بين‌المللى کمبود وزن به هنگام تولد (L.B.W) هنگامى است که وزن کودک در موقع به‌دنيا آمدن از ۲۵۰۰ گرم کمتر باشد و تعيين وزن ترجيحاً در ساعات اول زندگى - که هنوز کاهش چشم‌گير وزن روى نداده است انجام گيرد. کمبود وزن به هنگام تولد شامل دو نوع کودکانِ خيلى کوچک است:


۱. کودکانى که زودهنگام به‌دنيا آمده‌اند (Preterm)

اين دسته کودکانى‌ هستند که خيلى زود و پيش از هفتهٔ سى و هفتم باردارى (قبل از روز ۲۵۹) به دنيا آمده‌اند. ممکن است رشد درون زهدانى آنها عادى باشد يعنى وزن، قد و تکامل آنها در حدود طبيعى نسبت به سن باردارى باشد. با انجام مراقبت‌هاى نوزادى درجهٔ اول و نوين اين کودکان مى‌توانند رشد کنند و در مدت ۲ تا ۳ سال رشد جسمى و عملکرد آنها به اندازهٔ عادى مى‌رسد.


برآورد مى‌شود اين گروه در حدود دوسوم همهٔ کودکان دچارِ L.B.W در کشورهاى پيشرفته باشند. در مورد استفاده از اصطلاح‌هاى کمبود وزن به‌هنگام تولد و نارس بودن براى اين کودکان اختلاف عقيده وجود دارد تنها کودکانى بايد نارس يا پيش از موعد تلقى شوند که سن باردارى آنها کمتر از ۳۷ هفتهٔ کامل باشد.


۲. کودکانى که نسبت به زمان به‌دنيا آمدن خود کم‌وزن هستند (Small for date - SFD)

هر کودکى که وزن او به‌هنگام تولد کمتر از دهمين صدک (سنتايل) سن باردارى او باشد S.F.D ناميده مى‌شود. به اين کودکان نام‌هاى گوناگون داده شده مانند سبک‌وزن Light for date تأخير رشد درون زهداني، نارس بودن کاذب، نشانگان نارسائى جفت و S.F.D ... که اصطلاح S.F.D بيش از همه به‌کار مى‌رود. اين گروه کودکانى هستند که ممکن است به‌هنگام (۲۹۳ تا ۲۹۵ روز) يا پيش از موقع زاده شده باشند و آشکارا نتيجهٔ تأخير رشد درون زهدانى و بنابر اين دچار کمبود وزن نسبت به سن باردارى در موقع زايمان هستند. در کشورهاى رو به‌ پيشرفت سه چهارم همهٔ کودکان L.B.W‌ کاملاً به هنگام (full term) زاده مى‌شوند.


خطر مرگ براى کودکان S.F.D نه فقط در دوران نوزادى بلکه در بقيهٔ دوران شيرخوارى هم زياد است و بيشتر آنها دچار سوءتغذيهٔ ناشى از کمبود پروتئين و انرژى - و عفونت مى‌شوند - و بنابر اين سهم قابل‌توجهى از کمبود بقاء کودکان را تشکيل داده و ميزان‌هاى ميرائى نوزادان و شيرخواران را افزايش مى‌دهند و دشوارى‌هاى فورى و درازمدت مانند تأخير رشد عقلى به‌بار مى‌آورند.

مشکلات L.B.W

از ۱۲۹ ميليون کودکى که در سال ۱۸۹۵ در سطح جهان زاده شده‌اند در حدود ۲۰ ميليون L.B.W بوده‌اند که ۱۹ ميليون آنها در کشورهاى رو به پيشرفت به‌دنيا آمده‌اند. بروز انتشار L.B.W در سراسر جهان به‌صورت يکنواخت نيست بلکه دامنهٔ آن از ۴ تا ۵ درصد در کشورهاى خيلى پيشرفته تا نزديک به ۵۰ درصد در کشورهاى توسعه نيافته است و به‌طور کلى ميانگين L.B.W در سال ۱۹۸۵ در سطح جهان در حدود ۶/۱۵ درصد برآورد شده است.


حداقل ۲۵۰۰ گرم وزن براى ۹۰ درصد نوزادان جهان، وزن هدف به هنگام زايمان است و رشد کافى نسبت به قد باهم نشانگر شمارهٔ ۸ پاى او و ارزشيابى راهبرد جهانى بهداشت براى همه تا سال ۲۰۰۰ را تشکيل مى‌دهد.


ژنتيک و زيست‌محيطى مؤثر بر وزن به هنگام تولد را در نظر نمى‌گيرد تعريف L.B.W آن‌طور که توسط سازمان بهداشت جهانى به‌عمل آمده است در کشورهائى (مانند هند) که ميانگين وزن کودکانِ رسيده در حدود ۵۰۰ گرم کمتر از وزن کودکان آمريکائى است کاربرد عملى قابل توجهى ندارد و معيار ۲۵۰۰ گرم را به‌عنوان L.B.W نمى‌توان به‌عنوان مرز مشخص بين L.B.W در اين کشورها در نظر گرفت. دانشمندان هندى با توجه به علايم رسيدگي، ديسترس تنفسى و مشکلات تغذيه‌اى به اين نتيجه رسيده‌اند که وزن ۲۰۰۰ گرم و کمتر را بايد در آن کشور به ‌عنوان معيار L.B.W انتخاب کرد و با به‌کارگيرى اين معيار بروز L.B.W - يعنى کودکان کمتر از ۲۰۰۰ گرم وزن به‌هنگام تولد به جاى ۳/۲۵ درصد (با معيار ۲۵۰۰ گرم) به ۵/۵ درصد مى‌رسد.

عوامل خطر L.B.W

اپيدميولوژيِ L.B.W به‌خوبى دانسته نيست. در سى تا پنجاه درصد موارد علت آن نامعلوم است. در کشورهاى رو به رشد تکامل نامطلوب کودک در دوران پيش از زايمان (Prenatal) و پس از زايمان (Postanatal) با سه عامل به‌هم پيوسته مرتبط است: سوءتغذيهٔ مادر، عفونت‌ها و بارورى نامنظم. اين سه حالت به علت بدى وضع اقتصادى - اجتماعى و زيست‌محيطى و از جمله کمبود امکانات بهداشتى و بهزيستى اجتماعى است.


علاوه بر سه عامل مذکور چند عامل خطر ديگر هم در دوران باردارى شناسائى شده‌اند، اين عوامل عبارتند از کار بدنى شديد، سيگار کشيدن، نارسائى در افزايش وزن مادر در دوران باردارى (کمتر از ۸ کيلوگرم) قد مادر کمتر از ۱۴۵ سانتى‌متر، وزن مادر کمتر از ۴۰ کيلوگرم، مادران کم‌سن و سال (کمتر از ۲۰ سال)، فاصلهٔ کوتاه بين دو زايمان (کمتر از دو سال)، فقدان مراقبت‌هاى دوران پيش از زايمان و نبودن خدمات پزشکى براى عوارضى مانند کم‌خوني، پُرفشار خونى و مسموميت دوران بارداري.


اين عوامل خطر مى‌توانند با هم همبستگى داشته باشند و مکانيسم تبديل آنها به وقايع زيست‌شناختى روشن نيست.

پيشگيرى از L.B.W

با شناسائى زنان در معرض خطر و انجام اقداماتى در جهت کاهش خطر در آنها مى‌توان بروز L.B.W را کاهش داد با توجه به تعدّدِ عواملِ خطر بديهى است که يک راه‌حل جامع و کامل وجود ندارد و توجه اصلى در سال‌هاى اخير به ‌روش‌ها و وسايلى معطوف شده است که با مراقبت کامل در دوران باردارى و برنامه‌هاى مداخله‌اى از ‌L.B.W پيشگيرى شود. تا احتياج بعدى به درمان اين‌گونه کودکان نباشد.


اقدامات مداخله‌اى را مى‌توان به‌صورت مستقيم يا غيرمستقيم انجام داد.


الف- اقدامات مداخله‌اى مستقيم:


۱. افزايش مصرف غذا: مطالعات نشان داده که مختصرى بهبود در رژيم غذائى زنانى که دچار سوءتغذيه هستند، و حتى در سه ماههٔ سوم باردارى مى‌تواند بهبود قابل توجه در وزن کودکان به هنگام تولد به‌وجود آورد. درمان کم‌خونى مادران (در جنوب هندوستان) منجر به افزايش وزن فرزندان زاده شده از آنها شد. مداخلهٔ مستقيم شامل طيف گسترده‌اى از اقدامات مانند: غذاى مکمل، توزيع قرص‌هاى آهن و اسيد فوليک، تکميل و غنى‌کردن مواد غذائى و ... است.


۲. مبارزه با عفونت‌ها: بسيارى از عفونت‌هاى دوران باردارى ناشناخته مى‌گذرند. و بايد آنها را شناسائى و درمان کرد (مانند؛ مالاريا، عفونت‌هاى سيتومگالوويروس، توکسوپلاسموزيس، سرخجه و عفونت سِفليسي) و يا پيشگيرى کرد. اين عفونت‌ها به چندطريق بر رشد جنين آسيب مى‌رسانند.


۳. تشخيص و درمان: تشخيص و درمان زودرس اختلالات پزشکى مانند پرفشارى خون، مسموميت باردارى و بيمارى قند.


ب- اقدامات مداخله‌اى غيرمستقيم:


۱. برنامه‌هاى تنظيم خانواده، که مى‌تواند با اثر گذاشتن بر سن مادر به‌هنگام بارداري، دفعات باردارى و فاصله‌گذارى بين تولد کودکان مشکل را کاهش دهند.


۲. توصيه‌هاى دوران پيش از زايمان شامل پرهيز از کار سنگين و سيگار کشيدن در دوران باردارى که براى کاستن از بروز L.B.W ضرورى هستند.


تدابيرى که هدف آنها بهبود و ارتقاء سلامت و تغذيهٔ دختران جوان باشد نيز مى‌توانند نقش مهمى ايفاء کنند.


۳. ارتقاء شرايط اقتصادى اجتماعي؛ همهٔ تدابير نامبردهٔ قبلى تنها هنگامى مى‌توانند اثرات درازمدت داشته باشند که هم‌زمان در شرايط اقتصادى اجتماعى و زيست‌محيطى هم بهبود حاصل شود، از جمله در دسترس بودن خدمات اجتماعى و بهداشتى در مناطق محروم.