توزيع عادلانه

نخستين اصل کليدى راهبرد مراقبت بهداشتى اوليه برابرى يا عادلانه بودن توزيع خدمات بهداشتى است؛ يعنى خدمات بهداشتى بايد بدون توجه به توانائى پرداخت مردم بين همهٔ آنها يکسان توزيع شود و همه (چه دارا يا نادار، چه شهرى يا روستائي) به خدمات بهداشتى دسترسى داشته باشند. در حال حاضر خدمات بهداشتى به‌طور عمده در شهرهاى بزرگ و مراکز شهرستان‌ها متمرکز شده‌اند و نتيجهٔ اين‌گونه توزيع نابرابرى دسترسى به خدمات براى روستائيان است. بدتر از همه موقعيت گروه‌هاى نيازمند و آسيب‌پذيريِ مردم روستاها و زاغه‌نشينان شهرى است. اين وضعيت را بى‌عدالتى اجتماعى مى‌نامند. نارسائيِ رساندن خدمات بهداشتى به اکثريت مردم، به‌طور معمول ناشى از عدم دسترسى آنان به مراکز خدماتى است. مقصود از مراقبت بهداشتى اوليه آن است که با تغيير مرکز ثقل نظام مراقبت‌ بهداشتى از شهرها (يعنى جايى که سه چهارم بودجهٔ بهداشت هزينه مى‌شود) به روستاها (يعنى جائى که سه‌چهارم مردم زندگى مى‌کنند) اين نابرابرى برطرف و خدمات هرچه نزديک‌تر به خانهٔ مردم به آنها ارائه شود.

مشارکت جامعه

صرف‌نظر از مسؤوليت کلى دولت در فراهم آوردن مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه، مداخلهٔ افراد، خانواده‌ها و جوامع در ارتقاء سلامتى و بهزيستى خود يک بخش ضرورى براى اين مراقبت‌ها است. اينک دولت‌ها به اين واقعيت آگاه شده‌اند که بدون مداخلهٔ جامعهٔ محلى نمى‌توان به پوشش کامل و جامع مراقبت بهداشتى اوليه دست يافت. بايد براى تضمين مداخلهٔ معنى‌دار جامعه در برنامه‌ريزي، اجراء و نگاه‌دارى خدمات بهداشتى کوشش مستمر به‌عمل آيد، و بر منابع محلى مانند نيروى انساني، لوازم و پول حداکثر اتکاء وجود داشته باشد.


خلاصه آنکه بايد مراقبت بهداشتى اوليه بر اصل مشارکت (يا مداخلهٔ) جامعه بنا شود.


يکى از روش‌هائى که در بعضى کشورهاى جهان سوم با موفقيت روبرو شده آموزش ماماهاى سنتى و استفاده از راهنمايان بهداشتى در روستا است. اين افراد از جامعهٔ محلى برگزيده و براى اجراى مراقبت بهداشتى اوليهٔ جامعه خود در همان محل آموزش مى‌بينند و بدون آنکه استخدام شوند به‌کار مى‌پردازند. اين افراد با غلبه بر موانع فرهنگى و ارتباطى مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه را به‌نحو قابل قبولى براى جامعهٔ محلى فراهم مى‌آورند. اينک معلوم شده که ماماهاى سنتى آموزش ديده و راهنمايان بهداشتى روستا اجزاء ضروريِ مراقبت بهداشتيِ اوليه در کشورهائى مانند هندوستان مى‌باشند. اين کار بيشتر متأثر از تجربهٔ چين و مشارکت جامعه به‌صورت پزشک پابرهنه (Bare-Foot Doctor) است که به مقياس بى‌سابقه‌اى در آن کشور انجام گرديد.

هماهنگى بين‌بخشى

روزبه‌روز بيشتر به اين واقعيت توجه مى‌شود که مراقبت بهداشتى اوليه را تنها با بخش بهداشت نمى‌توان فراهم کرد. بيانيهٔ آلماآتا اعلام مى‌دارد که: مراقبت بهداشتى اوليه علاوه بر بخش بهداشت، همهٔ بخش‌ها و جوانب مرتبط با توسعهٔ جامعه را هم در بر مى‌گيرد؛ ازجمله: به‌خصوص بخش کشاورزي، دامداري، تهيهٔ خوراک، صنايع، آموزش، مسکن، خدمات عامه، ارتباطات و ديگر بخش‌ها. کشورها براى دست ‌يافتن به اين همکارى مى‌توانند در نظام اجرائيِ خود بازبينى کنند، منابع خود را از نو تخصيص دهند، و براى اطمينان از هماهنگي، مقررات مناسبى وضع کنند. اين کار مستلزم خواست سياسى قوى براى تبديل اين ارزش‌ها به عمل است. يک جزء مهم روش بين‌بخشى برنامه‌ريزى است با برنامه‌ريزى همراه با بخش‌هاى ديگر از دوباره‌کارى‌هاى غيرضرورى پرهيز مى‌شود.

فن‌آورى مناسب

فن‌آورى مناسب را چنين تعريف کرده‌اند: فن‌آوريِ از نظر علمى معتبر، قابل انطباق با نيازهاى محلى و قابل پذيرفتن براى مردمى که آن را به‌کار مى‌گيرند يا کسانى که آن را به‌کار مى‌برند، و قابل نگاه‌دارى توسط خود مردم با حفظ اصول اتکاء بر منابع جامعه و با بهائى قابل پرداخت توسط کشور. بر واژهٔ مناسب از آن‌رو تأکيد شده که در بعضى کشورها بيمارستان‌هاى بزرگ و مجلل که در مجموع با نيازهاى محلى تناسبى ندارند ساخته شده، اين بيمارستان‌ها که بخش عمدهٔ بودجهٔ بهداشت کشور را جذب مى‌کنند راه هر گونه پيشرفت در خدمات بهداشت عمومى را به‌طور جدى مى‌بندند. اين موضوع در به‌‌کارگيرى لوازم، روش‌ها و فنون گرانبها هم صادق است، در حالى‌که انواع ارزان‌تر، و از نظر علمى معتبر و در دسترس‌تر هم موجود هستند؛ مانند مايع‌رسانى خوراکى يا به‌کارگيرى شير برداشت آب مصارف عموم (Standpipe) که از نظر اجتماعى مورد پذيرش و از نظر اقتصادى در دسترس‌تر و آسان‌تر از لوله‌کشى خانه‌ها است، و ...


از مطالب بالا چنين برمى‌آيد که مراقبت بهداشتى اوليه براى مقابله با دشوارى‌هاى بهداشتى جامعه روشى از نظر کيفى متفاوت است. و برعکس روش‌هاى پيشين (مانند خدمات بهداشتى اساسي، خدمات بهداشتى عمومى و خدمات بهداشتى تلفيق‌يافته) که لازم مى‌شد خدمات بهداشتى به خانهٔ مردم برده شود در اين روش خدمات بهداشتى توسط خود مردم آغاز مى‌شود. اين روش پويائى نوينى در مراقبت‌هاى بهداشتى را اعلام داشته و به‌عنوان بهداشت به‌وسيلهٔ مردم، و قرار دادن بهداشت مردم در دست مردم توصيف شده است.


پايان مراقبت‌ بهداشتى اوليه هم مانند ديگر روش‌هاى پيشين است؛ (يعنى رسيدن به سطح قابل قبولى از بهداشت براى همهٔ افراد) ولى وسايلى که براى اين کار در پيش گرفته مى‌شود متفاوت است؛ يعني: توزيع عادلانه‌تر خدمات و پوشش در سطح کشور، هماهنگى بين‌بخشى بيشتر و مداخلهٔ بيشتر جامعه در موضوع‌هاى مربوط به بهداشت.


خلاصه آنکه مراقبت‌هاى بهداشتى اوليه چيزى فراتر از خدمات بهداشتى سنتى است، و بخشى از مفهوم گسترده‌تر توسعه و منابع انساني را تشکيل مى‌دهد.