منابع براى برآورده ساختن بسيارى از دشوارى‌هاى بهداشتى جامعه مورد نياز هستند. هيچ کشوري، اگر چه ثروتمند، براى برآورده ساختن همهٔ نيازهاى همهٔ مراقبت‌هاى بهداشتى منابع کافى ندارد. از اين‌رو لازم است منابع موجود سنجيده و به‌نحو مناسب تخصيص يابند و به‌کارگيرى مؤثر از منابع به‌عمل آيد، تا بتوان خدمات مراقبت بهداشتى کارساز فراهم آورد.

نيروى انسانى بهداشتى

اصطلاح نيروى انسانى بهداشتي هم در برگيرندهٔ کارمندان تخصصى و هم کارکنان کمکى مورد نياز براى ارائهٔ مراقبت‌هاى بهداشتى است.


بنابر تعريف WHO کارکنان کمکى عبارتند از: کارکنان فنى در يک زمينهٔ خاص با آموزش تخصصى ناکامل. نيازهاى هر کشور به نيروى انسانى بهداشت بر پايهٔ نيازها و تقاضاهاى بهداشتى جمعيت، و بازده مورد نظر، تعيين مى‌شود. نيازهاى بهداشتى جامعه هم به نوبهٔ خود بر پايهٔ وضعيت سلامت و دشوارى‌هاى بهداشتى و انتظار مردم قرار دارد.


برنامه‌ريزى دربارهٔ نيروى انسانى بهداشتى يک جنبهٔ مهم از برنامه‌ريزى بهداشتى براى جامعه است. و بر پايهٔ يک عده نسبت‌هائى مانند: نسبت پزشک به جمعيت، پرستار به جمعيت، تخت بيمارستانى به جمعيت و ... قرار دارد.با آنکه متوسط‌هاى ارائه شده در کشورى مانند هندوستان مطلوب به‌نظر مى‌آيد ولى در داخل هر کشور تغييرات بسيار دارد.


توزيع نيروى انسانى بهداشتى در مناطق شهرى و روستائى هم نامناسب است و در مناطق شهرى گاهى تا هشتاد درصد پزشکان تمرکز يافته‌اند در حالى‌که بيش از ۲۰ درصد جمعيت را شامل نمى‌باشند. اين بدى توزيع پزشکان را به نبودِ وسايل آسايش در مناطق روستائي، فقدان رضايتِ شغلي، نبود تجربهٔ زندگى در روستا و ناتوانى در سازگارى با زندگى روستائى و دور ماندن از تخصص منسوب مى‌کنند.


به‌تدريج که برنامه‌ها و طرح‌هاى تازه و فلسفه‌هاى نوين بهداشتى در نظام مراقبت‌ بهداشتى وارد مى‌شود نياز به نيروى انسانى هم از نظر کيفى و هم از نظر کمّى دگرگون مى‌شود. مثلاً در سال‌هاى اخير استراتژى‌هاى کارکنان تک‌پيشه به راهبرد به‌کارگيرى کارکنان چندپيشه تغيير يافته، و سپس هدف بهداشت براى همه به‌ميان آمده است. از اين گذشته برنامه‌هاى کشورى مبارزه با بيمارى‌هائى مانند سل يا ريشه‌کنى فلج ‌اطفال، يا مبارزه با جذام و ... به کارکنانى آموزش ديده و کاردان احتياج دارد. با اين ترتيب در دههٔ گذشته رده‌هاى تازه‌اى از نيروى انسانى بهداشتى به‌وجود آمد. که عبارتند از: کارمندان چندپيشه، (بهورز)، کاردان، بهداشت‌کاران و ...

پول و مواد

پول يکى از منابع مهم براى فراهم‌آوردن خدمات بهداشتى است. کمبود پول بر همهٔ بخش‌هاى نظام اجراء بهداشت آسيب مى‌رساند. در کشورهاى پيشرفته هزينه‌هاى دولت براى بهداشت بين شش تا دوازده درصد از توليد ناخالص ملى است. در کشورهاى رو به پيشرفت اين رقم کمتر از يک درصد توليد ناخالص ملى است و به‌ندرت از دو درصد بيشتر مى‌شود. و اين موضوع به معناى آن است که در کشورهاى رو به پيشرفت در هر سال براى بهداشت هر نفر تنها چند دلار اختصاص مى‌يابد در حالى‌که در کشورهاى پيشرفته چند صد دلار است. آنچه موضوع را وخيم‌تر مى‌کند آن است که بخش عمده‌اى از اين هزينه‌ها در کشورهاى رو به پيشرفت صرف خدماتى مى‌شود که تنها بخش کوچکى از جمعيت از آن بهره‌مند مى‌شوند.


براى رسيدن به هدف بهداشت براى همه سازمان بهداشت جهانى هزينه کردن پنج درصد از درآمد ناخالص ملى هر کشور را براى مراقبت‌هاى بهداشتى تعيين کرده است.


چون پول و لوازم همراه منابع کمياب هستند بايد با کارسازترين وجهى به‌کار گرفته شوند و کسب بيشترين بازده از نتايج با کمترين سرمايه‌گذارى در نظر گرفته شود. چون مرگ ناشى از بيمارى‌هاى قابل پيشگيرى (مانند سياه‌سرفه، سل، سرخک، کزاز، ديفتري، سوءتغذيه) در کشورهاى رو به پيشرفت بيشتر روى مى‌دهد بنابر اين بر سرمايه‌گذارى براى جلوگيرى از اين بيمارى‌ها بايد بيش از صرف هزينه براى ازدياد مراکز پزشکى تجملى و ديگر مراکزى که بخش بزرگى از بودجهٔ بهداشت کشور را جذب مى‌کنند، تأکيد شود.


اينک براى تخصيص منابع مربوط به بهداشت جامعه فنون مديريت مانند تجزيه و تحليل هزينه کارآئى و هزينه - فايده به‌کار گرفته مى‌شود.

زمان

اين گفته معروف است که: وقت طلا است. وقت يک بُعد مهم در خدمات بهداشتى است. تأخير اجرائى در تصويب طرح‌هاى بهداشتى به معناى از دست رفتن فرصت است. استفادهٔ مناسب از ساعات کار انسان هم يک عامل زمانى مهم است. مثلاً، در يک بررسى توسط WHO نشان داده شده که يک بهورز ماما (اين عنوان شغلى به جاى Auxiliary Nurse Midwifse برگزيده شده است) چهل و پنج درصد از وقت خود را صرف دادن مراقبت پزشکي، چهل درصد صرف پياده‌روى و پنج درصد را صرف کارهاى ادارى مى‌کند و تنها ده درصد از وقت او براى عمل به وظايفى که براى آن آموزش ديده صرف مى‌شود. نتايج اين‌گونه بررسى‌ها را مى‌توان به کارکنان ديگر رده‌هاى بهداشتى هم گسترش داد تا به‌کارگيرى از منابع زمانى ارتقاء يابد.


خلاصه آنکه براى برآورده‌ ساختن بسيارى از نيازهاى بهداشتى جامعه منابعى لازم است، اما اين منابع در همهٔ کشورهاى فقير به‌طور نوميد‌کننده‌اى کم هستند. آنچه مهم است به‌کارگيرى راهبردهاى مناسب براى به‌دست آوردن بيشترين بازده از منابع محدود است.