هولناک‌ترين عارضهٔ درازمدت مواجههٔ بيش از حد با نور خورشيد به‌طور مسلم سرطان پوست است. در حال حاضر اين سرطان از شايع‌ترين سرطان‌ها است و خوشبختانه در صورت کشف زودرس اکثر موارد آن قابل درمان است. سه نوع سرطان پوست وجود دارد که عبارتند از: سرطان سلول‌هاى بازال۱، سرطان سلول‌هاى سنگفرشى مطبّق و ملانوم۲ بدخيم. اين سرطان‌ها اغلب در پوستى که در معرض نور خورشيد است، ايجاد مى‌شوند. به‌عنوان مثال زنان براى بروز سرطان پوست پاها مستعدتر از مردان هستند. افرادى که زياد رانندگى مى‌کنند، در کشورهائى که از سمت راست مى‌رانند گرايش به سرطان بازوى چپ و در کشورهائى که از سمت چپ مى‌رانند گرايش به سرطان بازوى راست دارند.


۱. سلول‌هاى بازال اولين رديف سلول‌هاى روپوست هستند - م.


۲. ملانوم تومور سلول‌هاى حاوى رنگدانه ملانين است - م.

سرطان سلول‌هاى بازال

اين نوع سرطان شايع‌ترين سرطان پوست در افراد داراى پوست روشن است، و حدود ۵۰۰ هزار مورد جديد امسال در آمريکا تشخيص داده مى‌شود. اين عارضه آسان‌ترين سرطان پوست از نظر درمانى نيز هست زيرا به‌ندرت به اعضاء ديگر دست‌اندازى مى‌کند. اين تومور اغلب به‌صورت يک برآمدگى کوچک و درخشان آغاز و به‌تدريج بزرگ مى‌شود. سپس تدريجاً اطراف آن برآمده و محدوده آن کاملاً مشخص مى‌گردد و مرکز آن فرورفته يا زخمى مى‌شود. رويه بستن و خونريزى شايع است زيرا اين سرطان به ‌راحتى در معرض آسيب ناشى از ضربه قرار مى‌گيرد. شايع‌ترين محل‌هاى بروز سرطان سلول‌هاى بازال سر، گردن، و دست‌ها است. اين عارضه در افرادى که پوست آنها تيره است، نادر است.

سرطان سلول‌هاى سنگفرشى مطّبق

اين سرطان دومين سرطان شايع پوست است. اين عارضه اغلب در حاشيهٔ گوش، لب‌ها، صورت و دهان بروز مى‌کند. اين سرطان ممکن است در يک پوست طبيعى يا در زمينهٔ شاخى شدن پوست در اثر نور خورشيد (به مبحث شاخى شدن نور خورشيد مراجعه کنيد)، ايجاد شود و اغلب به‌صورت لکهٔ کوچک، قرمز و پوسته‌دار بروز مى‌کند. اين ضايعه با رشد خود برآمده شده و به بافت اطراف حمله مى‌کند و اغلب زخمى مى‌شود. سرطان سلول‌هاى سنگفرشى مطبّق برخلاف سرطان سلول‌هاى بازال مى‌تواند به اعضاء ديگر دست‌اندازى کند. با اين حال در صورت کشف زودرس و درمان مناسب ميزان بهبودى اين عارضه ۹۵ درصد است.


سارکوم کاپوسى

سارکوم کاپوسى که يک عارضه سرطانى است با تومورهاى پوستى‌اى که عروق خونى به ميزان زيادى در آنها نفوذ کرده‌اند، مشخص مى‌شود. اين عارضه معمولاً به سه شکل متفاوت ظاهر مى‌شود که عبارتند از:


۱. شکلى که رشد آن تدريجى است و با ضايعات لکه مانند برآمده مشخص مى‌شود.


۲. شکل لنفاوى که منتشر و مهاجم است و غدد لنفاوي، احشاء و گاهى دستگاه گوارش را درگير مى‌کند.


۳. شکلى که با ايدز همراه است و ضايعات به‌طور گسترده‌اى در پوست، مخاط، غدد لنفاوي، و احشاء منتشر شده‌اند. به‌نظر مى‌رسد که رنگ ضايعات در مراحل ابتدائى اين سرطان بين قهوه‌اى و سياه باشد.


درمان

کليهٔ سرطان‌هاى پوست توسط متخصصان با تجربه در جراحى سرطان و شيمى‌درماني، درمان مى‌شوند. وقتى اين سرطان‌ها به‌طور زودرس کشف شوند، درمان اينچ نمونه‌برداري، بررسى ميکروسکوپى نمونه، و برداشتن ضايعه از طريق جراحى است. سرطان‌ها سلول‌هاى بازال و سلول‌هاى سنگفرشى مطبق ممکن است با جراحى از طريق ايجاد سرما به‌وسيلهٔ نيتروژن مايع نيز درمان شوند. دست‌اندازى تومور به اعضاء ديگر (متاساز) با استفاده از شيمى‌درمانى مداوا مى‌شود.

پيشگيرى

اقدامات احتياطى‌اى که براى پيشگيرى از پيرى زودرس و آفتاب‌سوختگى به‌کار مى‌روند در مورد سرطان پوست به‌ويژه در افرادى که پوست آنها روشن است نيز کاربرد دارند، زيرا کليهٔ سرطان‌هاى پوست غير از سارکوم کاپوسى با مواجهه با نور خورشيد رابطه دارند. در ضمن معاينهٔ ادوارى توسط خود شخص کليد کشف زودرس اين سرطان‌ها است. تمام بدن خود را در فواصل، منظم با استفاده از يک آينه تمام قد و و يک آينهٔ دستى براى ديدن کفل‌ها، پشت، کمر، پشت گردن، معاينه کنيد. افراد سالخورده به‌ويژه در خطر هستند زيرا پوست نازک آنها مستعد بروز ملانوم سريع گسترش يابنده است.


در صورتى‌که سابقهٔ خانوادگى ملانوم بدخيم داريد، خود را هر ماه به‌دقت معاينه کنيد. بدن به‌طور متوسط ۲۵ خال دارد. شما بايد کاملاً با خال‌هاى خود آشنائى داشته باشيد. اين خال‌ها را هر ماه معاينه کنيد. خالى که در حال بزرگ شدن (يا تغيير کردن) است بايد فوراً توسط پزشک معاينه شود.

ملانوم بدخيم

اين نوع سرطان خطرناک‌ترين سرطان پوست است. از ميان ۳۰ هزار مورد جديد که سالانه در آمريکا ايجاد مى‌شود، حدود ۶ هزار نفر قربانى مى‌شوند، يا ۲۲% در اثر بيمارى مى‌ميرند. ملانوم از سلول‌هاى توليد‌کنندهٔ رنگدانه (ملانوسيت‌ها) منشاء مى‌گيرد. بنابراين اين سرطان‌ها اغلب داراى رنگدانه‌ هستند و برخى از آنها از خالى‌هائى که قبلاً وجود داشته‌اند، ناشى مى‌شوند. ظاهر ملانوم‌ها بسيار متفاوت است. حدود اين ضايعات نامنظم است و ممکن است به‌صورت مخلوطى از رنگ‌هاى برنزه، قهوه‌اي، قرمز، آبي، صورتى و سياه ظاهر شوند. شايع‌ترين محل بروز اين ضايعات عبارتند از: پشت، تنه، سر، گردن و قسمت تحتانى پاها، با اين حال اين عارضه مى‌تواند در هر جا پديد آيد. شيوع ملانوم به ‌سرعت در اين کشور در حال افزايش است زيرا سال‌هاى متمادى است که آمريکائى‌ها به ظاهر برنزه شدن تمايل دارند. اين افزايش شيوع در ايالت‌هائى که در کمربند تابش خورشيد قرار دارند، بيشتر است. فهرست ساير عوامل متعدد خطرساز ملانوم بدخيم ذيلاً ذکر شده است.

عوامل خطرساز براى بروز ملانوم بدخيم

۱. خالى که به‌طور مداوم تغيير کرده است و يا در حال تغيير است: خال‌هاى رنگدانه‌اى که رنگ (تيره‌تر يا روشن‌تر شود)، اندازه، حدود (نامنظم شود) و سطح (برآمده شود) آن تغيير کند، مراجعه فورى به پزشک را ايجاب مى‌کند. خالى که خونريزى کند، خارش‌دار باشد يا دردناک شود نيز مشکوک است.


۲. بزرگسالي: ملانوم به‌طور عمده بيمارى بزرگسالان است. احتمال بروز ملانوم با گذشت هر دهه از عمر افزايش مى‌يابد.


۳. يک يا چند خال رنگدانه‌اي، نامنظم و بزرگ: خال‌هاى رنگدانه‌اى بزرگ که هنگام تولد وجود دارند احتمال بدخيمى آنها از خال‌هاى اکتسابى بعد از تولد، بيشتر است.


۴. شغل: در صورتى‌که در محل کار خود با قطران زغال‌سنگ، جوهر قطران، قير، ترکيبات آرسنيک، يا راديوم مواجه هستيد، خطر ابتلا شما به اين عارضه افزايش مى‌يابد.


۵. نژاد قفقازي: احتمال بروز ملانوم در سفيدپوستان ۱۲ برابر سياه‌پوستان و ۷ برابر اسپانيائى‌ها است. وقتى ملانوم در افراد غير سفيدپوست ايجاد شود احتمال بروز آن در کف دست‌ها، کف پاها، بستر ناخن‌ها، يا مخاط‌ها بيشتر است.


۶. ملانوم قبلي: در صورتى‌که قبلاً ملانوم داشته‌ايد، احتمال بروز آن بيشتر خواهد شد.


۷. سابقهٔ خانوادگي: در صورتى‌‌که والدين، فرزند، يا خواهر و برادر شما ملانوم داشته باشند، در معرض خطر بيشترى قرار داريد.


۸. تضعيف دستگاه ايمني: مصرف طولانى مدت داروهاى استروئيدي، يا ساير عللى که باعث تضعيف دستگاه ايمنى مى‌شوند (مثل ايدز) خطر ابتلاء را افزايش مى‌دهند.


۹. حساسيت به نور خورشيد: اگر به‌راحتى مبتلا به آفتاب‌سوختگى مى‌شويد، در معرض خطر بيشترى قرار داريد.


۱۰. مواجههٔ بيش از حد با نور خورشيد: به‌نظر مى‌رسد که مواجههٔ بيش از حد با نور خورشيد، به‌ويژه در دوران کودکي، عامل خطرساز مهمى براى بروز ملانوم باشد.