اکثر مواد مغّذى از طريق لايهٔ مخاطى روده کوچک جذب و وارد جريان خون مى‌شوند. اگر در بيمارى‌ها مثل کرون اين لايه آسيب ببيند ممکن است جذب مواد مغذّى به حدى مختل شود که باعث ضعف و ناتوانى بيمار گردد. علت ديگر سوءجذب، کمبود آنزيمى مثل کمبود لاکتاز است که در آن آنزيم لاکتاز به‌وطور مادرزادى وجود ندارد. در بيمارى سلياک (سؤءجذب مزمن)، روده به‌علت وجود گلوتن (پروتئينى که در گندم و ساير غلات يافت مى‌شود) ملتهب مى‌شود. بيمارى‌هاى شديد کبد و لوزالمعده نيز از مثال‌هاى ديگر نشانگان سوءجذب هستند.

علائم

نشانگان سوءجذب بسته به نقص خاص و مادهٔ مغّذى‌اى که کمبود آن وجود دارد، متفاوت است. به‌طور معمول ناراحتى‌هاى شکمي، نفخ، پرگازى شکم؛ مدفوع چرب و بدبو، کاهش وزن، ضعف و خستگى وجود دارد. چربى‌ها اغلب جذب نمى‌شوند و اين مسئله منجر به سوءجذب چهار ويتامين محلول در چربى (K، E، D، A) مى‌گردد. کمبود ويتامين K منجر به ايجاد گرايش به خونريزى مى‌شود. سوءجذب ويتامين D قابليت استفاده از کلسيم و منيزيم را کاهش مى‌دهد و به اين ترتيب درد استخوانى ممکن است يکى از علائم سوءجذب شديد باشد. اختلال در جذب آهن، اسيد فوليک و ويتامين B۱۲ منجر به کم‌خوني، ضعف و کاهش وزن مى‌شود (مبحث کم‌خونى را مشاهده کنيد).

درمان

روش برخورد پزشک با سوءجذب بستگى به علت زمينه‌اى دارد که بايد از طريق آزمايش‌هاى خون و مدفوع و اغلب نمونه‌بردارى از روده، تعيين نگردد. درمان شرايط زمينه‌اى و پرکالرى همراه با مکمل‌هاى ويتامين و مواد معدنى نيز اغلب توصيه مى‌شود. در بيمارى لسياک بايد با دفع زياد از موداد عذائى حاوى گلوتن (آرد و بسيارى از فرآورده‌هاى غلات) اجتناب کرد. در کمبود لاکتاز که حدود يک‌چهارم کليهٔ بزرگسالان به آن مبتلا مى‌شوند، پرهيز از شير و محصولات آن اسهال و پرگازى شکم را برطرف مى‌کند. در سوءجذب مزمن مناطق استوائى (Tropical sprue)، و بيمارى ويپل (هر دو از طريق نمونه‌بردارى از روده تشخيص داده مى‌شوند) مصرف آنتى‌بيوتيک‌ها ممکن است توصيه شود. در بيمارى‌هاى لوزالمعده ممکن است با تجويز آنزيم‌هاى لوزالمعده سوءجذب اصلاح شود.