کليات

مادهٔ ۶۸۴

عقد ضمان عبارت است از اينکه شخصى مالى را که بر ذمهٔ ديگرى است به‌عهده بگيرد.


متعهد را ضامن طرف ديگر را مضمون‌له و شخص ثالث را مضمون‌عنه يا مديون اصلى مى‌گويند.

مادهٔ ۶۸۵

در ضمان، رضاى مديون اصلى شرط نيست.

مادهٔ ۶۸۶

ضامن بايد براى معامله اهليت داشته باشد.

مادهٔ ۶۸۷

ضامن شدن از محجور و ميّت صحيح است.

مادهٔ ۶۸۸

ممکن است از ضامن ضمانت کرد.

مادهٔ ۶۸۹

هرگاه چند نفر ضامن شخصى شوند ضمانت هر کدام که مضمون‌له قبول کند صحيح است.

مادهٔ ۶۹۰

در ضمان شرط نيست که ضامن مالدار باشد ليکن اگر مضمون‌له در وقت ضمان به عدم تمکين ضامن جاهل بوده باشد مى‌تواند عقد ضمان را فسخ کند ولى اگر ضامن بعد از عقد، غير مليء شود مضمون‌له خيارى نخواهد داشت.

مادهٔ ۶۹۱

ضامن دينى که هنوز سبب آن ايجاد نشده است، باطل است.

مادهٔ ۶۹۲

در دين حال، ممکن است ضامن براى تأديهٔ آن اجلى معين کند و هم‌چنين مى‌تواند در دين مؤجل تعهد پرداخت فورى آن را بنمايد.

مادهٔ ۶۹۳

مضمون‌له مى‌تواند در عقد ضمان از ضامن‌ مطالبهٔ رهن کند اگرچه دين اصلى رهنى نباشد.

مادهٔ ۶۹۴

علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرايط دينى که ضمانت آن را مى‌نمايد شرط نيست بنابراين اگر کسى ضامن دين شخص بشود بدون اينکه بداند آن دين چه مقدار است ضمان صحيح است ليکن ضمانت يکى از چند دين به‌نحو ترديد باطل است.

مادهٔ ۶۹۵

معرفت تفصيلى ضامن به شخص مضمون‌له يا مضمون‌عنه لازم نيست.

مادهٔ ۶۹۶

هر دينى را ممکن است ضمانت نمود اگرچه شرط فسخى در آن موجود باشد.

مادهٔ ۶۹۷

ضمان عهده از مشترى يا بايع نسبت به درک مبيع يا ثمن در صورت مستحق‌للغير درآمدن آن جايز است.

اثر ضمان بين ضامن و مضمون‌له

مادهٔ ۶۹۸

بعد از اينکه ضمان به‌طور صحيح واقع شد ذمهٔ مضمون‌عنه برئ و ذمهٔ ضمان به مضمون‌له مشغول مى‌شود.

مادهٔ ۶۹۹

تعليق در ضمان مثل اينکه ضمان قيد کند که اگر مديون نداد من ضامنم باطل است ولى التزام به تأديه ممکن است معلق باشد.

مادهٔ ۷۰۰

تعليق ضمان به شرايط صحت آن مثل اينکه ضامن قيد کند که اگر مضمون‌عنه مديون باشد، من ضامنم، موجب بطلان آن نمى‌شود.

مادهٔ ۷۰۱

ضمان، عقدى است لازم و ضمان يا مضمون‌له نمى‌توانند آن را فسخ کنند مگر در صورت اعسار ضامن به‌طورى‌که در ماده ۶۹۰ مقرر است يا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دين مضمون‌به و يا در صورت تخلف از مقررات عقد.

مادهٔ ۷۰۲

هرگاه ضمان مدت داشته باشد مضمون‌له نمى‌تواند قبل از انقضاء مدت، مطالبهٔ طلب خود را از ضامن کند اگرچه دين، حال باشد.

مادهٔ ۷۰۳

در ضمان حال، مضمون‌له حق مطالبهٔ طلب خود را دارد اگرچه دين، مؤجل باشد.

مادهٔ ۷۰۴

ضمان مطلق، محمول به حال است مگر آنکه به قرائن معلوم شود که مؤجل بوده است.

مادهٔ ۷۰۵

ضمان مؤجل به فوت ضامن، حال مى‌شود.

مادهٔ ۷۰۶

حذف شد(۱).


(۱صلاحى مورخ ۸/۱۰/۱۳۶۱. مادهٔ ۷۰۶ مصوب ۱۳۰۷ - هرگاه دين مدت داشته ولى ضمان حال باشد بعد از ضمان، مضمون‌له حق مطالبه از ضامن دارد.

ماده ۷۰۷

اگر مضمون‌له ذمهٔ مضمون‌عنه را برئ کند ضامن برئ نمى‌شود مگر اينکه مقصود، ابراء از اصل دين باشد.

ماده ۷۰۸

کسى که ضامن درک مبيع است در صورت فسخ بيع به سبب اقاله يا خيار از ضمان برئ مى‌شود.

اثر ضمان بين ضامن و مضمون‌عنه

مادهٔ ۷۰۹

ضامن حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد مگر بعد از اداء دين ولى مى‌تواند در صورتى‌که مضمون‌عنه ملتزم شده باشد که در مدت معينى برائت او را تحصيل نمايد و مدت مزبور هم منقضى شده باشد رجوع کند.

مادهٔ ۷۱۰

اگر ضامن با رضايت مضمون‌له حواله کند به کسى که دين را بدهد و آن شخص قبول نمايد مثل آن است که دين را اداء کرده است و حق رجوع به مضمون‌عنه دارد و هم‌چنين است حوالهٔ مضمون‌له به‌عهدهٔ ضامن.

مادهٔ ۷۱۱

اگر ضامن دين را تأديه کند و مضمون‌عنه آن را ثانياً بپردازد ضامن حق رجوع به مضمون‌له نخواهد داشت و بايد به مضمون‌عنه مراجعه کندو مضمون‌عنه مى‌تواند از مضمون‌له آنچه را که گرفته است مسترد دارد.

مادهٔ ۷۱۲

هرگاه مضمون‌له فوت شود و ضامن وارث او باشد حق رجوع به مضمون‌عنه دارد.

مادهٔ ۷۱۳

اگر ضامن به مضمون‌له کمتر از دين داده باشد زياده بر آنچه داده نمى‌تواند از مديون مطالبه کند اگرچه دين را صلح به کمتر کرده باشد.

مادهٔ ۷۱۴

اگر ضامن زيادتر از دين به داين بدهد حق رجوع به زياده ندارد مگر در صورتى‌که به اذن مضمون‌عنه داده باشد.

مادهٔ ۷۱۵

هرگاه دين مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد مادام که دين حال نشده است نمى‌تواند از مديون مطالبه کند.

مادهٔ ۷۱۶

در صورتى‌که دين حال باشد هر وقت ضامن اداء کند مى‌تواند رجوع به مضمون‌عنه نمايد هرچند ضمان، مدت داشته و موعد آن نرسيده باشد مگر آنکه مضمون‌عنه اذن به ضمان مؤجل داده باشد.

مادهٔ ۷۱۷

هرگاه مضمون‌عنه دين را اداء کند ضامن برئ مى‌شود هر چند ضامن به مضمون‌عنه اذن در اداء نداده باشد.

مادهٔ ۷۱۸

هرگاه مضمون‌له ضامن را از دين ابراء کند ضامن و مضمون‌عنه هر دو برئ مى‌شوند.

مادهٔ ۷۱۹

هرگاه مضمون‌له ضامن را ابراء يا ديگرى مجاناً دين را بدهد ضامن حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد.

مادهٔ ۷۲۰

ضامنى که به قصد تبرّع، ضمانت کرده باشد حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد.

اثر ضمان بين ضامنين

مادهٔ ۷۲۱

هرگاه اشخاص متعدد از يک شخص براى يک قرض به‌نحو تسهيم ضمانت کرده باشند مضمون‌له به هر يک از آنها فقط به قدر سهم او حق رجوع دارد و اگر يکى از ضامنين تمام قرض را تأديه نمايد به هر يک از ضامنين ديگر که اذن تأديه داده باشد مى‌تواند به قدر سهم او رجوع کند.

مادهٔ ۷۲۲

ضامنِ ضامن حق رجوع به مديون اصلى ندارد و بايد به مضمون‌عنه خود رجوع کند و به همين طريق هر ضامنى به مضمون‌عنه خود رجوع مى‌کند تا به مديون اصلى برسد.

مادهٔ ۷۲۳

ممکن است کسى در ضمن عقد لازمى به تأديهٔ دين ديگرى ملتزم شود در اين‌صورت تعليق به التزام، مبطل نيست مثل اينکه کسى التزام خود را به تأديهٔ دين مديون معلق به عدم تأديهٔ او نمايد.