- مادهٔ ۱۱:

اموال بر دو قسم است: منقول و غير منقول

اموال غير منقوله

مادهٔ ۱۲

مال غير منقول آن است که از محلى به محل ديگر نتوان نقل نمود، اعم از اينکه استقرار آن ذاتى باشد يا به واسطهٔ عمل انسان، به نحوى که نقل آن مستلزم خرابى يا نقص خود مال يا محل آن شود.

مادهٔ ۱۳

اراضى و ابنيه و آسيا و هرچه که در بنا منصوب و عرفاً جزء بنا محسوب مى‌شود، غير منقول مى‌شود، غير منقول است و همچنين است لوله‌ها که براى جريان آب يا مقاصد ديگر در زمين يا بنا کشيده شده باشد.

مادهٔ ۱۴

آينه و پردهٔ نقاشى و مجسمه و امثال آنها، در صورتى‌که در بنا يا زمين به‌کار رفته باشد، به‌طورى‌که نقل آن موجب نقص يا خرابى خود آن يا محل آن بشود، غير منقول است.

مادهٔ ۱۵

ثمره و حاصل، مادام که چيده يا درو نشده است غير منقول است. اگر قسمتى از آن چيده يا درو شده باشد، تنها آن قسمت منقول است.

مادهٔ ۱۶

مطلق اشجار و شاخه‌هاى آن و نهال و قلمه، مادام که بريده يا کنده نشده است، غير منقول است.

مادهٔ ۱۷

حيوانات و اشيائى که مالک آن را براى عمل زراعت اختصاص داده باشد، از قبيل گاو و گاوميش و ماشين و اسباب و ادوات زراعت و تخم و غيره و به‌طور کلى هر مال منقول که براى استفاده از عمل زراعت، لازم و مالک آن را به اين امر تخصيص داده باشد، از جهت صلاحيت محاکم و توقيف اموال، جزء ملک محسوب و در حکم مال غير منقول است و همچنين است تلمبه و گاو و يا حيوان ديگرى که براى آبيارى زراعت يا خانه و باغ اختصاص داده شده است.

مادهٔ ۱۸

حق انتفاع از اشياءِ غير منقوله، مثل حق عمرى و سکنى و همچنين حق ارتفاق نسبت به ملک غير، از قبيل حق‌العبور و حق‌المجرى و دعاوى راجع‌به اموال غير منقوله، از قبيل تقاضاى خلع يد و امثال آن، تابع اموال غير منقول است.

اموال منقوله

مادهٔ ۱۹

اشيائى که نقل آن از محلى به محل ديگر ممکن باشد بدون اينکه به خود يا محل آن خرابى وارد آيد، منقول است.

مادهٔ ۲۰

کليهٔ ديون، از قبيل قرض و ثمن مبيع و مال‌الاجاره عين مستأجره از حيث صلاحيت محاکم، در حکم منقول است ولو اينکه مبيع يا عين مستأجره از اموال غيره منقول باشد.

مادهٔ ۲۱

انواع کشتى‌هاى کوچک و بزرگ و قايق‌ها و آسياها و حمام‌هائى که در روى رودخانه‌ و درياها ساخته مى‌شود و مى‌توان آنها را حرکت داد و کليهٔ کارخانه‌هائى که نظر به طرز ساختمان، جزء بناى عمارتى نباشد داخل در منقولات است ولى توقيف بعضى از اشياء مزبوره ممکن است نظر به اهميت آنها موافق ترتيبات خاصه به‌عمل آيد.

مادهٔ ۲۲

مصالح بنائى از قبيل سنگ و آجر و غيره، که براى بنائى تهيه شده يا به واسطهٔ خرابى از بنا جدا شده باشد مادامى که در بنا به‌کار نرفته، داخل منقول است.

اموالى که مالک خاص ندارد

مادهٔ ۲۳

استفاده از اموالى که مالک خاص ندارد مطابق قوانين مربوطه به آنها خواهد بود.

مادهٔ ۲۴

هيچ‌کس نمى‌تواند طرق و شوارع عامه و کوچه‌هائى را که آخر آنها مسدود نيست تملک نمايد.

مادهٔ ۲۵

هيچ‌کس نمى‌تواند اموالى را که مورد استفادهٔ عموم است و مالک خاص ندارد از قبيل پل‌ها و کاروانسراها و آب‌انبارهاى عمومى و مدارس قديمه و ميدان‌گاه‌هاى عمومي، تملک کند. و همچنين است قنوات و چاه‌هائى که مورد استفادهٔ عموم است.

مادهٔ ۲۶

اموال دولتى که معد است براى مصالح يا انتفاعات عمومي، مثل استحکامات و قلاع و خندق‌ها و خاکريزهاى نظامى و قورخانه و اسلحه و ذخيره و سفاين جنگى و همچنين اثاثيه و ابنيه و عمارات دولتى و سيم‌هاى تلگرافى دولتى و موزه‌ها و کتابخانه‌هاى عمومى و آثار تاريخى و امثال آنها و بالجمله آنچه که از اموال منقوله و غير منقوله که دولت به‌عنوان مصالح عمومى و منافع ملى در تحت تصرف دارد، قابل تملک خصوصى نيست و همچنين است اموالى که موافق مصالح عمومى به ايالت يا ولايت يا ناحيه يا شهرى اختصاص يافته باشد.


اصلاحى مورخ ۸/۱۰/۱۳۶۱. مادهٔ ۲۶ مصوب ۱۳۰۷ - اموال دولتى که معد است براى مصالح يا انتفاعات عمومى مثل استحکامات و قلاع و خندق‌ها و خاکريزهاى نظامى و قورخانه و اسلحه و ذخيره و سفاين جنگى و همچنين اثاثيه و ابنيهٔ سلطنتى و عمارات دولتى و سيم‌هاى تلگرافى دولتى و موزه‌ها و کتابخانه‌هاى عمومى و آثار تاريخى و امثال آنها و بالجمله آنچه که از اموال منقوله و غير منقوله دولت به‌عنوان مصالح عمومى و منافع ملى در تحت تصرف دارد قابل تملک خصوصى نيست و همچنين است اموالى که موافق مصالح عمومى به ايالت يا ولايت يا ناحيه يا شهرى اختصاص يافته باشد.

مادهٔ ۲۷

اموالى که ملک اشخاص نمى‌باشد و افراد مردم مى‌توانند آنها را مطابق مقررات مندرجه در اين قانون و قوانين مخصوصهٔ مربوطه به هر يک از اقسام مختلفهٔ آنها تملک کرده و يا از آنها استفاده کنند مباحات ناميده مى‌شود مثل اراضى موات يعنى زمين‌هائى که معطل افتاده و آبادى و کشت و زرع در آنها نباشد.

مادهٔ ۲۸

اموال مجهول‌المالک با اذن حاکم يا مأذون از قِبَل او به مصارف فقرا مى‌رسد.